به گزارش همشهری آنلاین، این نخستین بار نیست که فیلمساز نامزد اسکار ایران برای یک رویداد سینمایی در چین حضور دارد. او سال گذشته یکی از هفت داور بخش مسابقه رسمی نهمین جشنواره فیلم پکن بود و قرار است در ماههای آینده یک فیلم کودکانه با پسزمینه شیوع ویروس کرونا در چین بسازد. مجیدی امسال با «خورشید» نماینده اسکار در بخش بهترین فیلم بینالمللی نود و سومین دوره مراسم اهدای جوایز اسکار خواهد بود و انتظار میرود با پیدا شدن لوکیشنهای مناسب و انتخاب بازیگران، تازهترین تجربه کارگردانی خود را در سرزمین اژدها کلید بزند.
آنچه میخوانید، متن گفتگوی شبکه تلویزیونی سیجیتیان چین با مجید مجیدی در حاشیه حضور در سومین جشنواره فیلم هاینان است؛ جایی که او مهمان ویژه است و در مسترکلاس خود برای چینیها از تجربههای فیلمسازی میگوید.
- شما در فیلمهایتان معمولا سراغ کودکان و دنیای بچهها میروید؛ دلیل آن چیست؟
بچهها همیشه دلمشغولی من بودهاند. به دو دلیل؛ یکی اینکه بچهها به هر حال به طور طبیعی آیندههای هر کشوری را میسازند و ما اگر به بچهها توجه جدی کنیم، میتوانیم نسلهای پویاتر و بهتری داشته باشیم. بنابراین، به نظر من نقش بچهها در جامعه و تاثیر آنها و اهمیت دادن به آنها خیلی مهم است و یکی از این راهها هم سینماست. نکته بعدی اینکه دنیای بچهها به دلیل آن صداقت و صمیمت و صفایی که دارد، خیلی راحت میشود پلی برقرار کرد بین دنیای بچهها و دنیای بزرگترها و ما به عنوان بزرگتر خیلی راحتتر پیام بچهها را میپذیریم. به خاطر همان دنیای پاک که دارند و انتقال این مفاهیم در دنیای بچهها خیلی زیباتر و سادهتر و جهانیتر است.
- فیلمهای ایرانی خیلی در دنیا دیده میشوند و جایزه میگیرند. چرا در ایران این اندازه فیلم خوب ساخته میشود؟
فرهنگ هر جامعه متاثر از تاریخ آن کشور است. ایران هم مانند چین یک تاریخ و فرهنگ غنی دارد و از آن مهمتر تاثیر پذیرفتن از ادبیات است که در دوران گذشته در تاریخ ما وجود داشته است. ادبیات پایه و اساس تمام شکلهای هنر است. میتوانم بگویم سینمای ایران ریشه در شعر ایران دارد که در روح و جان مردم رسوخ کرده است. رفتن سراغ ادبیات غربی نوعی بیهویتی در پی میآورد. شرق برای خودش یک هویت پایدار داشته است. متاسفانه وقتی یک فرهنگ غربی وارد کشوری با این تاریخ بزرگ میشود، قطعا تخریب میکند.
- صنعت سینمای چین از کدام جنبهها میتواند و باید رشد کند؟
به نظر من سینمای چین از کمبود تنوع و گوناگونی رنج میبرد و تماشاگران جوان چینی به جای متمرکز شدن روی تاریخ و فرهنگ شرق، به شکل گسترده در معرض انبوه فیلمهای هالیوودی هستند. از نگاه من، چین از نظر فرهنگی غفلت کرده و درهای باز سینمای آمریکا لطمهای جبرانناپذیر به سینمای چین زده است. به ویژه فیلمهای هالیوودی. من وقتی میگویم سینمای آمریکا، نه اینکه مخالف سینمای آمریکا باشم. قطعا با سینمای اندیشمند و فرهنگی آنها موافقم. سینمای مستقل آمریکا میتواند بسیار خوب باشد.
من آن نوع سینمایی را میگویم که تخریبگر است، هیچ هویتی ندارد و فقط دنبال پول است. پول را نشانه گرفته و اینکه جوانها را سمتی دیگر ببرد. با سینمای مستقل آمریکا، سینمایی که حرف دارد و سینماگران بسیار خوب آمریکا اصلا مخالف نیستم. حمل بر این نشود که من با آمریکا مخالفم. فیلمهای من هم در آمریکا خیلی مطرح است، با سینماگران آنجا خیلی ارتباط خوب دارم. بحثم سر سینمایی است که هیچ هویتی ندارد و این به نظر من تهدید بزرگ برای سینمای چین است و فرهنگ چین.