زیر سایه بیدهای مجنون، کنار بوته رز، رو به زاینده رودِ بی رمق نشسته و دستانش را بر روی عصا چفت کرده است، موی سپیدش خبر از کوله بار تجربه می دهد، در اندیشه غوطه ور است، «پدرجان می توانم چند لحظه وقتتان را بگیرم؟»، پیرمرد خوشرو که حالا رشته افکارش هم پاره شده بود با لبخندی دلنشین دعوتم را پذیرفت؛ گویی تماشای زنده رود بی جان را تاب نیاورده بود.
درباره انتخابات شوراها از او پرسیدم، گفت که منتظر نشسته تا پسرش بیاید و باهم به حوزه رای گیری بروند، شناسنامه اس از توی جیب پیرهنش پیدا بود، متوجه نگاهم شد، آن را در آورد و ورق زد، "بیا دختر جان، ببین چه قدر مهرهای انتخابات مختلف توی شناسنامه ام حک شده»، پرغرور به روزگاران کهن اشاره کرد و گفت: تا به یاد دارم همیشه برای رای دادن ذوق داشته ام، هر بار از اینکه در یک تصمیم بزرگ حقی برای من قائل شده اند به شوق می آمدم، قدیمها با جمع رفقا و بعدها با همسر و فرزندانم به پای صندوق رای میرفتیم، هرگز یادم نمی آید که انتخاباتی باشد و از حقی که دارم استفاده نکنم.
محو لهجه شیرین او شده ام، کاش میتوانستم ساعت ها پای حرف هایش بنشینم، به سی و سه پل اشاره می کند و از روزهایی می گوید که مثل یک فیلم از جلوی چشمانش می گذرد، سال هایی که گذشت و هر بار اصفهان جلوه ای دیگر پیدا کرد، تغییراتی که در عبور از سال های مدید پس از روی کارآمدن شهرداران و شوراهای مختلف ظهور و نمود پیدا کرده است. دست راستش را روی قلبش می گذارد با لحنی بغض آلود از احساسش به اصفهان می گوید. « اینجا را دوست دارم، همیشه از نامش به وجد آمده ام، از آن روزگارانی که زنده رود خروشان بود و سرزنده تا همین امروز که خشک شده و دود و دم به جان شهر افتاده، همیشه اصفهان را دوست داشتم و می دارم»
پیرمرد خوش سخن اصفهانی، شهرش را آبادتر می خواهد، «انتظار دارم شوراها به خودباوری رسیده باشند همانطور که مردم آنها را باور می کنند و به آنها رای می دهند، همت کنند و شهر را بسازند»
در حالی که حواسم را جمع میکنم صحبتهای پیرمرد را به فراموش نکنم، صدای خنده و شادی چند نوجوان در سویی دیگر روحم جلا می دهد، شور و شعف سرشارشان فرح بخش است، از شناسنامهها و سه رنگ پرچم که روی گونه هایشان نقش بسته، می شد فهمید که رای اولی هستند.یکی از آنها ماسک اش را کنار می زند، صدایش را در گویش می اندازد، «داریم بین خودمان توافق میکنیم اسم چه کسانی را روی تعرفه رای بنویسیم»، این را می گوید و با دوستانش می زنند زیر خنده، چه قدر شیطنتهایشان به دل مینشیند.«از شورا میخواهیم به جوانان و نیازهای آنان در شهر اهمیت بیشتری بدهند، پارک ها و امکانات ورزشی و تفریحی را توسعه بدهند»
کم کم اطراف زاینده رود و سی و سه پل شلوغتر می شود، اگرچه برای تبلیغات جایگاه های مشخص شده بود اما کاغذ پارهها و پوسترهای چروکیده در گوشه و کنار مسیر به چشم میخورد. خانمی میانسال سرش رو به پایین به سمت یکی از پوسترهای تبلیغاتی است. «چند نفری را با مشورت و بررسی سوابق آنها انتخاب کرده ام، میخواهم اگر شد اسم دو نفر دیگر هم اضافه کنم، انتخاب سختی است».
به سکوی نزدیک خود اشاره میکند، مینشینیم، « شوراهای شهر باید به بانوان بیشتر اهمیت بدهند و نماینده حقوق آنها نیز باشند، در برخی مناطق شهر امکانات برای زنان کمتر است، شوراها نگاه عادلانه داشته باشند.»
کمی آنطرفتر، دو رهگذر توجه ام را جلب میکنند، قدمهای تندی بر میدارند، یکی از آنها با ایما و اشاره در حال صحبت است. «میتوانم وقتتان را بگیرم؟»، توقف میکنند، نگاهشان تعجب آمیز است.فهمیدم در حال حرکت به سمت حوزه رای گیری بودند.« بحثمان سر این است که شوراها در دوره اخیر فعالیت شاخص چشمگیری نداشتند، هر چه فکر میکنم نسبت به دورهای گذشته عملکرد ملموسی نمیبینم،هر چه بوده کارهای روتین است، دوستم میگوید بودجهها محدود است و برای مدیریت مالی هم برنامه ریزی نشده اما من معتقدم در هر صورت کاری که بتواند گره بزرگی از شهر باز کند انجام نشده است». نگاه تیزبینانه آنها امید بخش بود، گویی شهر همچنان یارانی دیرینه دارد.
هوا گرمتر میشود، خیابانها شلوغتر، سوار اتوبوس واحد میشوم، از همان ابتدا نگاهم به شهروندی کتاب به دست که بر روی یکی از صندلیها غرق در همنشینی با یارمهربان بود گره خورد، این پا و آن پا کردم که سر صحبت را باز کنم. استاد دانشگاه بود واز سیاست زدگی که بر شوراهای شهر سایه انداخته گله مند، « شهر نباید در اختیار جناح های سیاسی مختلف قرار بگیرد، شورای شهر نباید فرصتی برای بازیهای سیاسی باشد، روزی که بتوانیم به ماهیت شورا، یعنی شور و مشورت برگردیم و تمرکز را بر روی کارکردهای اجتماعی، فرهنگی و عمرانی بگذاریم، چوب لای چرخ دنده های توسعه شهر نمیرود».
به گفته رییس ستاد انتخابات استان اصفهان، سه هزار و ۴۶۵ شعبه اخذ رای از ساعت هفت صبح امروز وارد فرایند انتخابات شد.
گزارش ها نیز حاکی است، حضور چشمگیر گروههای مختلف شهروندان اصفهانی در نخستین ساعات اخذ رای، امروز صبح ۲۸ خرداد در مقابل شعبههای رایگیری در نصف جهان نویدبخش خلق حماسهای دیگر از مشارکت مردمان این دیار است.
۹۰۸ شعبه انتخاباتی تمام مکانیزه در شهرهای اصفهان و شاهین شهر از ساعت هفت صبح امروز به منظور اخذ آرای مردم فعال شده است.
محسن مهربانی رییس کمیته فناوری اطلاعات ستاد انتخابات استان اصفهان با بیان این مطلب افزود: از سه هزار و ۴۶۵ شعبه اخذ رای در استان اصفهان، ۸۲۷ شعبه تمام مکانیزه در کلانشهر اصفهان و ۸۱ شعبه تمام مکانیزه در شاهین شهر فعال است.
وی در گفت و گو با ایرنا، از مکانیزه بودن ۲ هزار و ۵۵۷ شعبه خبر داد و افزود: در شعبههای تمام مکانیزه همه فرایند انتخابات شوراهای اسلامی به صورت الکترونیکی است اما در شعبههای نیمه مکانیزه رای گیری و تجمیع به صورت دستی انجام می شود.
به گفته وی، دستگاههای احراز هویت در همه شعبه های اخذ رای فراهم شده است و مواردی مانند بررسی سن قانونی، عدم رای گیری با کد ملی افراد فوتی و جلوگیری از رای تکراری با استفاده از آن انجام می شود.
سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و ششمین دوره شوراهای اسلامی شهر، روستا و عشایری از ساعت هفت صبح روز جمعه ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ آغاز شد.
شمار واجدان شرایط رای دادن در استان اصفهان در انتخابات پیشِرو سه میلیون و ۶۳۴ هزار و ۱۱۴ نفر است که یک میلیون و ۱۳۰ هزار و ۵۲۶ نفر از این رقم مربوط به شهرستان اصفهان است.
۷۹ هزار و ۳۳۰ هزار نفر از این رقم رای اولی خواهند بود که ۳۳ هزار و ۶۴۷ نفرشان مربوط به شهرستان اصفهان هستند.
تعداد کل شُعبههای اخذ رای در استان اصفهان سه هزار و ۴۶۵ شُعبه است که از این تعداد سه هزار و ۱۰۵ شُعبه بصورت ثابت و ۲۶۰ شُعبه بصورت سیار فعالیت میکنند.
۲ هزار و ۴۵۶ شُعبه شهری و یک هزار و ۱۱ شُعبه روستایی در استان اصفهان وجود دارد.
انتخابات شوراهای شهر از ۵۹۱ کُرسی اصلی برخوردار است که حدود ۲ هزار و ۳۰۰ نفر برای کسب آنها رقابت میکنند.
در شوراهای روستای استان نیز سه هزار و ۱۲۴ کُرسی اصلی وجود دارد که پنج هزار و ۹۹۳ نفر در رقابت نهایی برای کسب آنها حضور دارند.
استان اصفهان با ۲۴ شهرستان، ۱۱۱ شهر، ۵۲ بخش و ۱۳۲ دهستان، پنج میلیون و ۳۸۶ هزار نفر جمعیت دارد.