از گاندوها تا آلودگی دریای کاسپین

ایرنا یکشنبه 30 آذر 1399 - 17:44
تهران- ایرنا- ششمین روز از برگزاری جشنواره سینما حقیقت با نمایش آثاری با موضوع مردم بلوچ و گاندوها و آلودگی دریای خزر همراه بود.
از گاندوها تا آلودگی دریای کاسپین

به گزارش خبرنگار سینمایی ایرنا، امروز یکشنبه (۳۰ آذر) و در ششمین روز از برگزاری چهاردهمین جشنواره بین المللی «سینماحقیقت»، مستندهایی با موضوع دریای کاسپین، بانویی که در جنگل های هیرکانی زندگی می‌کند و مردمی که با گاندوها همزیستی دارند، معرفی و بررسی شدند.

برهم‌نمایی گلیج و افسانه پریان
نخستین مستند این برنامه، پریزاد به کارگردانی مهدی ایمانی شهمیری بود.

ایمانی شهمیری درباره این مستند گفت: وقتی ساخت این مستند را شروع کردم، عنصر دراماتیک برایم مهم نبود وبه نظرم این قضیه کفه سنگینی در سینمای مستند نمی‌تواند باشد. بنا بر عقبه‌ای که در دانشگاه در مستند شاعرانه داشتم دنبال نقطه مقابلی برای «خاله کشور» فیلم‌ام می‌گشتم و در این جستجو به یک افسانه محلی رسیدم که باعث شد یک برهم ‌نمایی را در این مستند نشان دهیم.

وی با اشاره به دست بافته‌های مردم این منطقه با نام «گلیج»، گفت: بافته‌های گلیج کاملا انتزاعی هستند اما وقتی از بالا به آنها نگاه می‌کنیم می‌بینیم که کاملا با زندگی آدم‌ها در ارتباط است. خاله کشور یک کوزه شکسته را به من نشان داد و گفت مربوط به زمان گبری‌هاست یعنی عصر دوم آهن که نقوش آن شبیه نقوشی بود که در دست‌بافته‌های آنها در امروز دیده می‌شود.

متاسفانه خلأ بزرگی که داشتیم این بود که پژوهشی نه در مورد گلیج و نه باستان‌شناسی منطقه وجود نداشت. به تدریج ایده به طور کامل در ذهن ما شکل می‌گرفت و تصمیم گرفتیم تصویر به سمت امپرسیونیسم برود و بیشتر سراغ نماهای باز رفتیم تا مخاطب این وجه تشابه را بیشتر درک کند.

ایمانی شهمیری یادآور شد: همیشه به تاریخ علاقه‌مند بوده‌ام و نسل بازمانده انسان‌ها در محیطی به شدت یونیک و خاص برای من به شدت جذاب بود. از هنرهای دستی و داستان‌های فولک هم به شدت انرژی می‌گرفتم. در این مستند هم این هنر با فولکلور عجین شد.

وی همچنین شخصیت خاله کشور را نزدیک‌ترین شخص به پری افسانه‌ای قصه‌اش دانست و درباره تکرار برخی از نماها در فیلم، آن را تکرار زندگی و امور آنها و ملال زندگی این مردم خواند و گفت: مردم اینجا می‌گویند ما با گلیج بافی خستگی در می‌کنیم درحالی که کار سختی است.

زانیار لطفی تصویربردار این مستند که از طریق اسکایپ در برنامه حضور داشت هم گفت: چیزی که من را ترغیب کرد در این پروژه حضور جدی‌تری داشته باشم فضای ذهنی‌ای بود که کارگردان دنبالش بود.

لطفی با اشاره به اینکه «طبیعت منطقه‌ای که نشان می‌دهیم وجود دارد و ما تلاش کردیم آن را وابسته به حقیقت به نمایش بگذاریم.»، شیوه‌های تصویربرداری را حاصل مواجهه مستقیم با محیط خواند که این لوکیشن در شکل‌گیری ایده‌های بصری برای فیلم تاثیرگذار بوده است.

روایتی مستند از زندگی زرافشون
مستند بعدی جشنواره زرافشون به کارگردانی مهدی رجبیان بود.

رجبیان با اشاره به سوژه این مستند که درباره زنی ۵۵ ساله به نام «زرافشون» است، گفت: من چهار سالم بود که دو بار با این سوژه برخورد کردم و همیشه در ذهنم بود. 

این مستندساز با بیان اینکه «مشکلات زیادی در این دو سال داشتیم از مسیر رفت و آمد گرفته تا وارد شدن به زندگی سوژه که دختر مجردی ۵۵ ساله بود.» ادامه داد: شخصیت اصلی فیلم درگیر کار بود و حتی فرصت نداشت که نیم ساعت با او گفتگو کنم و گفتگو با کسی که در محیط اجتماعی‌تر است راحت‌تر از فردی در دل جنگل‌های هیرکانی آق مشهد است. چون تنهاست و پدر و مادر نمی‌توانستند کار کنند و کل مسئولیت رسیدگی به خانواده و دامداری با زرافشون بود.

رجبیان با اشاره به اینکه شش ماه طول کشید تا تلاش او برای پذیرفته شدن از سوی زرافشون و خانواده‌اش برای فیلمبرداری به نتیجه برسد، گفت: مدتی هم طول کشید که به دوربین عادت کنند و خوشبختانه این اتفاق افتاد.
 

کاسپین را به فاضلابی بزرگ تبدیل نکنیم
مستند سوم در ششمین روز از جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت، بر کرانه‌های کاسپین به کارگردانی پژمان مظاهری‌پور بود.

مظاهری‌پور درباره این فیلم گفت: ساخت فیلم به سال ۹۲ برمی‌گردد اما پیش از آن فیلم کوتاهی درباره دریاچه ارومیه ساخته بودم و مورد توجه هم قرار گرفت.

این مستندساز با اشاره به منابع متعددی که درباره کاسپین که به نام خزر آن را می‌خوانیم وجود داشته، گفت: دریای کاسپین حوزه گسترده‌ای است در موضوع مردم‌شناسی، اقتصاد، کشاورزی، فرهنگ و... اول باید در مورد تاریخ می‌گفتیم و از جایی که این دریا برای دولت‌های ما اهمیتی نداشته به آن پرداخت هم نشده است. بعد از آن به آلودگی و وضعیت به هم ریخته آن پرداختیم. کاسپین خشک نمی‌شود اما تبدیل به فاضلابی بزرگ می‌شود که وضعیتی خطرناک‌تر از خشک شدن آن است.

مظاهری‌پور با اشاره به چشم‌انداز پیش‌روی ما از نظر محیط‌زیست و سیاست کشورهای اطراف این دریا گفت: کاسپین دارای بحث بسیار پیچیده سیاسی، اجتماعی و محیط زیستی است.

فیلم مستند مردم را آگاه می‌کند مثل روانشناسی که مشکل را به شما می‌گوید که با دیدنش پنجاه درصد قضیه برای شما حل می‌شود. مخاطب این فیلم در روزهای گذشته به طرز عجیبی بچه‌ها بودند و پیام‌های زیادی از بچه‌ها داشتیم که می‌گفتند من آشغال نمی‌ریزم. این دستاورد مهمی است که نسل آینده یاد بگیرد مراقب محیط زیست خودش باشد.

این مستندساز افزود: بهترین قسمت و عمیق‌ترین بخش کاسپین برای ایران است اما متاسفانه از آن به خوبی استفاده و نگهداری نمی‌کنیم. ما از یک کلاژ بسیار بزرگ در مستند استفاده کردیم و این کلاژ منابع و تفریح را کنار هم گذاشتیم و در کنارش از این گفتیم که سواحل مدیریت نمی‌شوند و سازمان‌ها هر کدام با سلیقه خودشان آن را اداره می‌کنند و مدیریت یکپارچه‌ای وجود ندارد.

مظاهری‌پور با اشاره به اینکه «پنجاه روز تصویربرداری در مدت هفت سال طول کشید.» درباره نام این دریا گفت: تمام دنیا به این دریا می‌گویند کاسپین و فقط ما می‌گوییم خزر و این خوب نیست.

تعامل مردم بلوچ با گاندوها
مستند کوتاه گاندو به کارگردانی تیمور قادری آخرین فیلم این امروز جشنواره سینما حقیقت در بخش نقد و بررسی بود.

تیمور قادری ساخت این مستند را کاملا اتفاقی و در نتیجه آشنا شدن با شخصیت‌های کودکی دانست که در مواجهه با گاندوها در بلوچستان دچار نقص عضو شده بودند، گفت: خوشبختانه چون از فیلم داستانی می‌آیم برایم مهم بود که مستندم ویژگی فیلم‌های داستانی را داشته باشد و برای همین تخیل و قصه را در آن می‌بینید.

این مستندساز یادآور شد: من در میدان تصاویر راحت‌ترم و تصویر و قصه برایم بسیار مهم است. سعی کردم مثل یک پروژه تصویری به قصه نگاه کنم. 
قادری با اشاره به اینکه «گاندو» کوتاه‌ترین فیلم جشنواره است که مدت زمانش هفت دقیقه است، گفت: من با معماری فیلم کوتاه آشنا هستم و می‌دانم فیلم‌های کوتاه بسیار خوب مستند زیادی در دنیا داریم اما در سینمای ایران از این نوع ساخت فیلم مستند سواستفاده می‌شود و عموما برای کارگردان مهم نیست که احترامی به زمان و شعور مخاطب بگذارد و به اصطلاح هرچقدر که بتواند فیلم در می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: محیط میزبان را نمی‌شناختم و تصور خوبی هم از سیستان و بلوچستان با توجه به تصویری که مدیا ساخته بود نداشتم اما وقتی رفتم، دیدم خونگرم‌ترین آدم‌های ایران، بلوچ‌ها هستند. من خودم کرد هستم و می‌گویم به پیش‌فرض درباره مناطق مختلف ایران گوش نکنید و بدانید که کردستان به شدت امن است همانطور که بلوچستان امن است.

قادری در پایان صحبت‌هایش با اشاره به هم‌نشینی جالب مردم بلوچ با طبیعت و گاندوها گفت: جالب است که مردم می‌دانستند کدام یک از سه گاندو دست بچه‌شان را خورده اما هیچ آسیبی به گاندوها نمی‌زنند و می‌گویند هرکجا آب باشد گاندو هم هست و برایشان نعمت می‌آورد. این تعامل مردم بلوچ با گاندوها بسیار زیباست.

چهاردهمین جشنواره «سینماحقیقت» به صورت آنلاین با دبیری محمد حمیدی مقدم از ۲۵ آذرماه شروع شده و تا دوم دی ماه ادامه دارد.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.