سحر تبر که نام واقعیاش فاطمه خویشوند است، دیگر دلش نمیخواهد سحر تبر صدایش بزنیم. همین سحر تبر بودنش دردسرهای زیادی برای او درست کرده بود.هر چند در ابتدا شهرت او به خاطر گریمهای عجیب و غریب و وحشتناکش برای او و مخاطبان جذاب بود؛اما این جذابیت دوامی نداشت.سحر تبر دنبال راهی میگشت تا دراوج شهرت بماند.حالا در کنار معروفیت به محبوبیت هم فکر میکرد که این بار سر از زندان درآورد و حالا میگوید فاطمه بعد از آزادی از زندان با سحر تبر دنیای مجازی فرق کرده تا جاییکه دوست دارد سحر تبر از خاطرهها و فضای مجازی حذف شود.
گفتوگو کامل با فاطمه خویشوند (سحر تبر)، مادر فاطمه، وکیل پرنده و نماینده پدر فاطمه
سحر تبر از راست وکیل پرونده، فاطمه خویشوند ( سحر تبر )، مادر فاطمه، نماینده پدر فاطمه سحر تبر مادر فاطمه خویشوند
خبر دستگیری سحر تبر، شاخ اینستاگرام سر و صدای زیادی به پا کرد.پس از آن هم اخبار مربوط به سحر تبر همچون کلیپهای پیچ شخصیاش جنجال به پا میکرد تا اینکه بعد از گذشت ۱۴ ماه وقتی در زندان قرچک ورامین با رکنا مصاحبه داشت درحالیکه محکومیتش به ۱۰ سال زندان رسانهای نشده بود خودش از محکومیتش گفت و اینکه نمیدانست کلیپ هایش در نقش سحر تبر عنوان مجرمانه دارد.
بررسیهای رکنا نشان داد سحر تبر که مهر ماه سال ۹۸ با چهار اتهام سنگین روبهرو بود با دفاعیات خودش و وکیلش از دو اتهام تبرئه شد و بابت دو اتهام دیگرش به ۱۰ سال زندان محکوم شد.
هنوز محکومیت ۱۰ ساله فاطمه خویشوند به ۱۰ سال زندان در رسانهها بازتاب گستردهای داشت که سحر تبر با پذیرفته شدن وثیقهاش توسط قاضی پرونده از زندان آزاد شد و در تماس با رکنا اعلام آمادگی کرد تا در مصاحبهای از ناگفتههای سرنوشتش در نقش سحر تبر و تصمیمش برای فاطمه خویشوند شدن و خارج شدن از کالبد دردسر ساز و شاید هیجان انگیز سحر تبر بگوید.
شامگاه چهارشنبه ۲۶ آذرماه فاطمه خویشوند درحالیکه هیچ شباهتی به سحرتبر نداشت در غیاب پدر که مشکوک به بیماری کرونا بود به همراه مادر، وکیل اصلی پروندهاش، نماینده پدرش در آتلیه رکنا حضور یافت.
گفتوگو کامل با فاطمه خویشوند (سحر تبر)
فاطمه خویشوند دختر ۱۹ ساله ای که روزی از سحر تبر بودن لذت میبرد.اما حالا انگار سحرتبر بودن برایش جذاب نیست.زندان برایش کابوس است، دلش نمیخواهد دیگر به آنجا برگردد!
او را با تردید فاطمه خویشوند صدا میزنیم گاهی اشتباه میکنیم و سحر میخوانیمش! میخواهیم در مورد آزادیاش حرف بزند.می گوید: «وقتی فهمیدم قاضی پرونده وثیقه ام را پذیرفته است خیلی خوشحال شدم.»
من فاطمه خویشوند هستم که در گذشته معروف به سحر تبر بودم.امروز به رکنا آمدم تا در مورد ابهامات پرونده ام توضیح بدهم.از هم سن و سالان خودم که این گزارش را میبینند تقاضا دارم چند دقیقه توصیههای من را گوش کنند.همچنین دلم میخواهد در ابتدای صحبتم همه مخاطبان این را بدانند که من به تقاضای خودم به اینجا - رکنا- آمدم و دلم میخواست این مصاحبه را انجام بدهم.
فاطمه، تو میدانستی کارهایی که انجام میدهی چنین اتهاماتی به تو وارد میکند؟
نه به هیچ وجه نمیدانستم اعمال و رفتارم جرم محسوب میشود و کارهای من از روی هیچ قصد خاصی نبود.از اشتباهاتم واقعا پشیمانم.
وقتی متوجه شدی که این رفتارهایی که در فضای مجازی انجام دادی جرم بوده چه احساسی داشتی؟
مسلما خیلی ناراحت شدم.اما در قلبم این باور را داشتم که خدا کمکم میکند و مورد بخشش و عفو قرار میگیرم.
هیچ تصوری نداشتم.فقط امیدوار بودم زودتر تمام شود.
۲۲ آذر ماه با تلاشهای وکیلم و مساعدت قاضی دادگاه به قید وثیقه آزاد شدم.تا تعیین تکلیف دادگاه فعلا آزاد هستم.
این مدت در بازداشت فرصتی بود که به رفتار اشتباه خودم فکر کنم.دلم میخواهد الان در کنار خانواده ام زندگی عادیای داشته باشم.
به خیلی چیزها فکر میکردم.مثلا به این فکر میکردم که از زندان که بیرون آمدم به فقرا و زندانیان کمک کنم.فکرش را نمیکردم یک روز در زندان گرفتار شوم آن هم برای مدت طولانی.در زندان خیلی وقتها فکر میکردم که فعالیتهای من در اینستاگرام ارزش این رنجی که میکشم ندارد.پدر و مادرم هم خیلی اذیت شدند.ارزشش را نداشت.
بله ولی من آرزوی معروفیت داشتم و حتی آنها را تهدید به خودکشی میکردم.از کودکی رویای شهرت داشتم اما راهی که انتخاب کردم غلط بود.
آرزو میکردم سحر تبر نباشم.و معروف هم نبودم.یا لااقل اگر مشهور بودم از راه درست مشهور میشدم.
در ابتدا خیلی خوشایند بود.اما الان که تاوان آن را پس دادم از آن خیلی پشیمانم.
انگار بال در آوردم.حس خیلی خوبی داشتم اصلا نمیدانستم زمان آزاد شدنم چه وقت است.
بله شناختند اما من اصرار میکردم من را به نام سحر تبر صدا نزنند.بعد از مدتی هر قدر به سحر تبر بیشتر فکر کردم، بیشتر از کار خودم پشیمان شدم.من کارهایی کرده بودم که با قوانین کشور متضاد بود و داشتم مجازات میشدم.
برای پدر و مادرم خیلی ناراحت بودم.فکر میکردم چطور میتوانند تحمل کنند؟خیلی آنها را اذیت کردم و دوست دارم جبران کنم.
با گریمهای عجیب.خیلیها نمیدانستند گریم و فوتوشاپ است و فکر میکردند چهره خودم است.
شخصیت کارتون عروس مردگان را خیلی دوست داشتم و دلم میخواست شبیه او باشم.برای همین با برنامههای کامپیوتری و گریم سعی داشتم شبیه او باشم.برای همین نرم افزارهای کامپیوتری را نصب کرده بودم و کم کم استفاده از آن را یاد گرفتم.گاهی هم کارم خیلی خوب نبود اما تا حدی که میخواستم افکتهای لازم را انجام میدادم.
وقتی جهانی شدم خوشحال نشدم من برای داخل ایران بودم حتی وقتی مخاطبانی از کشورهای خارجی من را فالو کردند پیام میدادم که از خارج کشور چه کسانی در پیج هستند و افرادی زیادی را بلاک کردم.من شهرت میخواستم اما در نه در حد جهانی.
نمی خواهم متفاوت باشم.علاقه به تفاوت برای من بد شد.الان دلم میخواهد مثل مردم عادی کار و زندگی کنم و ادامه تحصیل دهم.
عدهای از شاخهای مجازی را شناخته بودم و به این فکر بودم که میشود مثل آنها بود.اما فکرش را نمیکردم در اینستاگرام این همه معروف شوم.
گفته بودم برنمی گردم.اما اگر هم برگردم فقط برای انجام کارهای خیر و کمک به فقرا و بچههای یتیم از آن استفاده میکنم.دیگر شهرت را دوست ندارم و دنبال هیجان نیستم.
دلتنگ اینستاگرام شدی؟
به هر حال فضای مجازی است که اگر استفاده درست را افراد بلد باشند بد نیست.
از لحاظ موقعیت اجتماعی از من درس بگیرند.نه تنها به خاطر زندان رفتن، بلکه جایگاه فرد در جامعه هم پایین میآید.
چون کامنتهای مردم و برخورد آنها من را پشیمان کرده بود.انتقادها و برخوردها و نظرات منفی خیلی زیاد شده بود.دلم میخواست مردم دوستم داشته باشند.
من فقط معروفیت را میخواستم و رسیدن به شباهت زیاد به کاراکتر عروس مردگان! در آمد هم داشتم اما واقعا زیاد نبود.
من از مدتها قبل مبتلا به بیماری دو قطبی بودم.من دلم میخواهد در آینده مادر شوم و باید اول درمان شوم.برای درمان هم هر کاری لازم باشد انجام میدهم.
برایم مثل کابوس است.من وقتی در زندان بودم با سختی هایی که کشیدم این را هم فهمیدم که رئیس قوه قضاییه راه بازگشت را برای کسانی که واقعا پشیمانند باز میگذارد.امیدوارم رافت اسلامی شامل حالم شود.توبه نامهای هم تنظیم کردم که بهدست ایشان میرسانم.
مادر سحرتبر میدانست او سحر تبر است
مادر سحر تبر هنوز نگران دختر یکی یکدانهاش است
بله میدانستم.اما واقعا نمیدانستم این کار دخترم جرم است.از طرفی به او تذکر داده بودم اما او کم سن و کم تجربه بود.او تنها دختر من است و عزیز کرده من است.برای همین با او مدارا کردم.
مضاف بر این میدیدم اعمالی که انجام میداد هیچ سوءنیتی نداشت.
نه اصلا فکرش را نمیکردم.
خوشایند نبود!
از لحاظ اینکه میدیدم بچه است و داشت برای او دردسرهایی ایجاد میشد.
من فکر میکنم شهرت حتی برای کسانی که از راه هنر معروف میشوند خوشایند نیست.چه برسد از راه اینستاگرام و مجازی!
من با گریم هایی که میکرد مشکل داشتم.نگاه مردم خوب نبود.کامنتهای خوبی نمیگرفت.
نه اصلا.فکرش را هم نمیکردم چنین برخورد شدیدی با او شود و ما در جریان نبودیم که داشتن پیج اینستاگرام جرم است.
البته داشتن پیج اینستاگرام جرم نیست.انجام یک سری فعالیتها در آن جرم است!
این را هم نمیدانستیم.وقتی دستگیر شد واقعا شوکه شده بودم و فکر میکردم بعد از یکی دو ماه مشکل حل میشود.
من بعد از ۸ سال بچه دار شدم.فاطمه تنها فرزند من است.دلم میخواهد مورد عفو و رافت اسلامی قرار بگیرد تا آینده خوبی داشته باشد.
پدر فاطمه خویشوند به دلیل مشکوک بودن به ابتلای کرونا حضور نداشت. اما آقای باخدا به عنوان نماینده ایشان و خانواده خویشوند ناگفته هایی را بیان کرد.
باخدا صحبت خود را اینطور آغاز میکند: «از ابتدای پرونده در جریان بودم و در کنار این خانواده بودم.فاطمه خویشوند در کنار خانوادهاش در کشور عزیزمان ایران و در چارچوب قوانین و مقررات نظام مشغول زندگی هستند و هیچ زاویهای با نظام جمهوری اسلامی و دستگاه قضا ندارند.این مصاحبه هم با علاقه قلبی این خانواده انجام میشود.»
با خدا در مورد بیماری روحی فاطمه خویشوند گفت: «فاطمه از حدود سن ۱۴ سالگی مبتلا به بیماری روانی و اختلال شخصیتی شد.با توجه به کم سن و سال بودن و کم اطلاعی از قوانین عدهای افراد سودجو او را مورد سوءنیت قرار دادند و بدون هیچ قصد و غرضی مرتکب اشتباهاتی شد.او الان اشتباهات خود را پذیرفته است.»
باخدا در ادامه در مورد واکنش رسانهها گفت: «با توجه به مشکل بیماری فاطمه و سن و سال کم ایشان ما امیدواریم با رافت اسلامی دستگاه قضا و نظر به ندامت او، همچنین توجه به توبه نامهای که او تهیه کرده است و به حضور دفتر ریاست قوه تقدیم خواهد شد مورد عفو قرار بگیرد.»
خانواده خویشوند در صحبتهای خود گلایه شان را از هجمه رسانهها بیان کردهاند و آقای باخدا در توضیح این گلایه میگوید: «روی صحبت من با رسانههای بیگانه و افراد خودفروختهای است که در این پرونده هجمههای بسیار زیاد و دخالت هایی بیجایی کردند.تحت هیچ شرایطی فاطمه و خانواده خویشوند تحت تاثیر این رسانهها قرار نمیگیرند.رسانهها چه داخلی و چه خارجی بگذارند که این پرونده مطابق قوانین داخلی و مقررات روند خود را طی کند و این خانواده در آرامش باشند.ما تحت هیچ شرایطی از دستگاه قضا ناامید نشدهایم و زمینه ناامید شدن ما را هیچ رسانهای نمیتواند فراهم کند.»
باخدا در پایان صحبت هایش علاوه بر تشکر از وکیل مدافع فاطمه خویشوند میگوید: «اینجا لازم میدونم از شخص بزرگواری به نام جناب آقای مهدی سعادت که در هیچ جا و هیچ مکانی اسمی از او برده نشده یاد بکنم، چرا که با مدیریت آقای سعادت که دلسوزانه شبانه روز زحمت کشیدند، پرونده مسیر قانونیاش را به درستی پیمود و با درایت ایشان حواشی پرونده کاملاً مهار شد»
طلیعه سادات حسینی وکیل سحر تبر در مورد دفاع حقوقی خود از فاطمه خویشوند گفت: «کلیه اتهامات موکله در زمانی که او زیر ۱۸ سال بود رخ داده است.به همین خاطر طبق قانون شامل بزه اطفال قرار میگیرد و این صراحتا در ماده ۸۹ قانون مجازات اسلامی بیان شده است و همین نشان دهنده عدم سوءنیت موکله و فقدان عنصر معنوی جرم بوده و سوءنیت خاص را از ایشان سلب میکند.»
طلیعه سادات حسینی با اشاره به سوابق بیماری روحی فاطمه خویشوند در ادامه گفت: «گواهی پزشک متخصص در پرونده موجود است و اختلال شخصیت ایشان با توجه به گواهی تخصصی پزشک کاملا محرز و مسلم است که این موضوع هم موجب تزلزل سوءنیت خاص موکله و عدم اراده سوء جهت ارتکاب بزه میباشد.همچنین بنا به اعتقاد و نظر ما اعمال و رفتار موکله شامل افساد فی الارض و فحشا قرار نمیگیرد و رفتار ایشان اعمال بچه گانه بوده است و مشمول ناهنجاریهای خاص و فحشا نمیشود.خوشبختانه قاضی پرونده در جریان رسیدگی به این موضوع توجه کردند و موکله بنده از اتهام معاونت در افساد فی الارض تبرئه شد و این اتهام تبدیل شد به بسترسازی در اشاعه فحشا، که هر چند بلحاظ درجات تعزیر قانونی، ازنظر عنوان اتهام و مجازات خفیف تر میباشد، اما ما به این عنوان و محکومیت هم اعتراض کردیم.»
وی در ادامه گفت: «برای عنوان اتهامی وارد شده به موکله، در قانون مجازات یک تا ۱۰ سال حبس درنظر گرفته شده و قاضی محترم بدوی سقف مجازات ۱۰ سال را برای موکله در نظر گرفته و با توجه به شرایطی که توضیح دادیم، از این حکم تجدید نظر خواهی گردیده است.»
حسینی در مورد اتهام تحصیل مال نامشروع نیز گفت: «موکله ما در صفحه اینستاگرام، تبلیغاتی برای موسسهها و سالنهای زیبایی انجام دادهاند که مبالغی اندک و جزئی بابت آن دریافت کرده است.تلقی دستگاه قضا این بوده است که ایشان با انتشار تصاویر عریان و نیمه عریان اقدام به تحصیل مال کرده است و به همین جهت آن را نامشروع دانستهاند.»
اتهام دیگر فاطمه خویشوند اشاعه فحشاست که وکیل وی در مورد این اتهام هم گفت: «نظر دادگاه بر این است که موکله اقدام به انتشار تصاویر عریان و نیمه عریان خود که مخالف با باورهای دینی و قوانین اسلامی است نموده، این درحالیست که موکله عموما از موی مصنوعی و کلاه استفاده میکرد و هیچگاه عریان و نیمه عریان نبوده و نهایتا میتوان عنوان بدحجاب را به او نسبت داد نه بیحجاب.»
طلیعه سادات حسینی درمورد دو همکار وکیل دیگر که در پرونده سحر تبر اطهار نظرهایی کرده و ادعاهایی کردهاند گفت: درحالحاضر من تنها وکیل قانونی فاطمه خویشوند هستم چرا که از مدتها پیش فاطمه پس از عزل هر دو وکیل قبلی خود من را برای وکالت در این پرونده انتخاب کرده است و به دادگاه هم اعلام شده است! هر دادنامه و هر روند قضاییای که در پرونده صورت میگیرد بلافاصله از طریق سامانه ثنا به اصحاب پرونده و وکلای ایشان ابلاغ و اطلاع داده میشود، این روند کاملا قانونی است، که در پرونده فاطمه خویشوند نیز این ابلاغها به بنده شده است و از آنجاییکه دو وکیل قبلی دیگر سمتی در پرونده ندارند امری عادی است که دادنامه به آنها ابلاغ نشده باشد.
حسینی در پایان با توصیههای قانونی به همسن و سالهای فاطمه خویشوند گفت: «خیلی از جوانان اطلاعی از جرم و مجازات آن ندارند و گمان میکنند تنها یک ناهنجاری و معروف شدن و جذب فالور است با توجه به همه گیری شبکههای اجتماعی رسانهها باید با دعوت کارشناسان حقوقی، مردم را با عواقب رفتارهای نادرست آگاه کنند.»
وکیل سحر تبر در مورد اثبات عدم آگاهی مرتکب جرم نسبت به جرم بودن عمل ارتکابی و تاثیر آن در مجازات گفت: «قانون مشخصا عنوان کرده که بیاطلاعی دلیل بر این نیست که مرتکب مورد تعقیب و مجازات قرار نگیرد.اما منطبق با همان قانون با توجه به عدم سوءنیت عام و خاص میتوان در مجازات متهم تخفیف داد و این امر برای افراد زیر ۱۸ سال مانند موکله مفروض گرفته شده و بر همین اساس ماده ۸۹ قانون که بیشتر وصف تأدیبی و ارفاقی دارد تا تعزیر و مجازات، در مورد افراد زیر ۱۸ امسال و ساریست.