حجتالاسلام مهدی ابراهیمی در گفتوگو با ایسنا درخصوص جایگاه سخنرانی و منبر و تفاوت این دو اظهارکرد: واژه منبر و منبری زمانی به کار برده میشود که اشاره به مجالس مذهبی دارد و این مجالس دارای ریشه و سابقهای است که به تبع در جایگاه خاصی قرار گرفته و معمولا افراد خاصی نیز آن را اداره میکنند. منبر همواره فضایی بوده که در حسینیه و یا مسجدی واقع شده و برای بزرگداشت مراسمی آیینی برگزار میشده است. طبیعتا خطیب این مراسم نیز خطیبی روحانی بوده که اغلب این فرد، سخنرانی قوی بوده و مطالبی در خصوص مسائل اخلاقی و تاریخی و نکات دینی برای مردم بیان میکرده است.
وی ادامه داد: اما خطابه تابع اصولی است که در منطق ارسطویی نیز به آنها اشاره شده است و معمولا سخنرانان این مراسم ویژگیهایی داشتهاند که یکی از مهمترین آنها قوی بودن و تسلط بر اصول خطابه است؛ به طوری که آنها به خوبی میتوانستند سخنرانی کرده و مردم را تحت تاثیر قرار دهند. بنابراین این قدرت خطابه سبب افزایش قدرت اثرگذاری آنها بوده است. به این ترتیب خطیب در فن خطابه و سخنرانی تبحر داشته و به تعبیری در این زمینه استاد بوده است. بر این اساس مخاطبان خطیبان، عموم مردم بودهاند.
ابراهیمی بیان کرد: بنابراین قالب و محتوای سخنرانی دو وظیفهای است که خطیبان بر دوش خود احساس میکردهاند. همانطور که بیان شد، محتوای صحبتها را اغلب موضوعات دینی، اخلاقی و تاریخی تشکیل میداد اما چارچوب و قالب سخنرانیهای خطبا معمولا مختلف بوده تا از بتوانند این طریق تاثیرگذاری بیشتری ایجاد کنند. به عنوان مثال میتوان به قالب ادبیات اشاره کرد؛ به طوری که با بررسی و دقت در آثار خطبا و سخنرانان قدیم متوجه میشویم که آنها بیشتر ادیبانه سخن میگفتهاند؛ لذا بر ادبیات مسلط بودهاند. بنابراین یکی از نکات قابل توجه در این زمینه همین تسلط بر ادبیات است.
معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مشهد افزود: علاوه بر این خطبا بر شعر، داستانسرایی و قصهگویی نیز مسلط بودهاند و به تعبیر کلی در چارچوبهای تاثیرگذار روانی و عاطفی بر مخاطب تسلط و تبحر داشتهاند. به همین دلیل خطیبان در سخنرانیهای خود بسیاری از افراد را تحت تاثیر قرار میدادند. معمولا سخنرانیها حاوی سه بخش مقدمه، متن و معمولا ذکر مصیبت بوده است. مقدمه، اغلب برای ایجاد آمادگی در مخاطبان بیان میشد؛ به طوری که در طلیعه سخن، آیه و یا حدیثی گفته میشد؛ قسمت دوم آن متن سخنرانی بود. با توجه به اینکه بیشتر خطابهها در مراسم آیینی بیان میشد، بنابراین ذکر مصبیتی نیز در انتهای سخنرانی گفته میشد. به این ترتیب کارگردان اصلی مجلس آیینی، خطیبی بود که در محور خطابه قرار گرفته و معمولا انسان تاثیرگذاری نیز بوده است.
ابراهیمی در مورد شرایط سخنرانیها و منبریها در روزگار امروز بیان کرد: متاسفانه ما در دو یا سه دهه اخیر حضور چنین خطیبانی که در این جایگاه خطابه ایراد کنند را کمتر مشاهده میکنیم؛ در حال حاضر نیز این خطبا بسیار اندک شدهاند. دلیل وجود چنین شرایطی را میتوان روبهرو شدن با چند آفت در زمینه خطابه بیان کرد. از جمله این آفات کاهش تعداد افراد پخته و باسوادی است که بتوانند محتوای خطابه را تامین کرده و با محتوایی علمی بر منبر نشسته و سخنرانی کنند.
وی با بیان اینکه بیشتر مطالب سخنرانیها سطحی شده و جایگاه علمی عموم افرادی که در سه دهه اخیر در مسند خطابه قرار میگیرند، کاهش یافته است، البته بدون در نظر گرفتن استثنائات، گفت: به عنوان مثال چنانچه ما در حال حاضر خطابهای از خطیبی در گذشته مانند مرحوم فلسفی، راشد و... را گوش دهیم و نکات بیان شده در محتوای سخنرانی را بررسی کنیم، سپس به صورت تصادفی خطابهای با همان موضوع از خطیبی امروزی و یا نسلی از روحانیت امروزی در نظر بگیریم، تفاوت زیادی را مشاهده خواهیم کرد. یکی از دلایل این اتفاق را میتوان افول پیشینههای علمی این سخنرانیها بیان کرد؛ به شکلی که ممکن است خطیب چندان تسلطی بر محتوای صحبت خود نداشته اما وارد خطابه شده است.
معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مشهد خاطرنشان کرد: در مورد آفت دیگری که در این خصوص وجود دارد، میتوان به جایگزین شدن محتوای اجتماعی و سیاسی سخنرانیها با محتوای دینی، اخلاقی و تاریخی اشاره کرد. در گذشته نیز خطیبان سیاسی مانند شهید هاشمینژاد حضور داشتند اما آنان سیاست را در قالب مباحث دینی، اخلاقی و تاریخی وارد سخنرانی میکردند؛ به طوری که در این مباحث سیاسی مبارزه با ظلم و فسادی که از سمت حکومت و یا رژیمی ایجاد شده بود را ملاک سخنرانی در نظر میگرفتند.
سخنوری و خطابه در حال افول است
ابراهیمی تصریح کرد: اما خطیبان سیاسی امروز سعی دارند رقیبان سیاسی خود را که در واقع علیرغم وجود اختلاف دیدگاه همگی در زیر چتر نظام جمهوری اسلامی قرار دارند، حذف کنند. به این ترتیب محتوای سیاسی خطابههای ما به سمت حذف رقبای ما سوق پیدا کرده است. بنابراین وجود چنین آفتی خطابه و سخنوری را شکننده میکند؛ خصوصا در شرایطی که سطح علمی خطبا کاهش یافته و جایگاه سیاسی خطبا از کنشگر و رهنمودگر سیاسی به فعال سیاسی تنزل پیدا کرده است. در چنین شرایطی که جایگاه خطیب به فعال سیاسی حزبی نزول یافته، مجالس مذهبی به مجالس سیاسی حزبی تبدیل میشود. به همین سبب بخش عظیمی از مخاطبان و جاذبههای خطابه حذف شده و به تبع آن ساختار خطابه نیز تغییر مییابد؛ به طوری که در سخنرانیها نه مطلب تاریخی عمیق، نه داستان زیبای اخلاقی و نه تحلیل دینی مناسبی بیان میشود.
وی عنوان کرد: بنابراین همه این عوامل در کنار یکدیگر قرار گرفته و خطابههای امروزی را دچار آفت میکند. به شکلی که میتوان بیان کرد که ما امروز تقریبا در حال نزدیک شدن به پایان نسل خطابه و منبر به معنای سنتی آن هستیم. شاید افرادی از رخ دادن چنین اتفاقی خرسند باشند اما من معتقد هستم که قوام مجالس مذهبی ما همان خطابه و منبریها بوده است. در این زمینه مقالهای از مرحوم شهید مطهری در خصوص خطابه و منبر و تجلیل از خطابه و منبر وجود دارد که به نظر من بسیار خواندنی است و در آن به این موضوعات بسیار خوب اشاره شده است.
انتهای پیام