به گزارش خبرگزاری مهر، نشست چشم انداز صلح در افغانستان توسط مرکز مطالعات راهبردی خلیج فارس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز و با همکاری انجمن ایرانی مطالعات منطقهای و میز افغانستان انجمن علوم سیاسی ایران با سخنرانی دکتر جعفر حق پناه استادیار مدعو مطالعات منطقهای دانشگاه تهران و دکتر غلام یحیی طاهری ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه غرجستان کابل به دبیری نشست توسط امین صادقی بکیانی از مرکز مطالعات راهبردی خلیج فارس برگزار شد.
ابتدای نشست دکتر جعفر حق پناه ضمن اشاره به تجربه کردها در عراق عنوان داشتند: طالبان با حفظ و ادامه برداشت سنتی که نسبت به جامعه و سیاست دارد همچنان به دنبال ایجاد امارت اسلامی است که البته دولت مرکزی افغانستان این ایده را نمیپذیرد و تحقق این امر یعنی نفی حاکمیت کابل و همه تلاشهایی که از سال ۲۰۰۳ میلادی تاکنون برای برپایی یک دولت ملی صورت گرفته است.
دکتر حق پناه ادامه حیات طالبان را منوط به حمایتهای خارج از افغانستان دانستند و چنین تشریح کردند: نیروهای تجدید نظر طلب نظیر طالبان به حمایت و پشتیبانی خارجی نیاز دارند هر چند که طالبان پشتوانه نیرومند داخلی هم دارد ولی بدون حمایت خارجی قادر به کنشگری فعال نمیباشد. همانطور که جنبش کردهای عراق در دهه ۱۹۷۰ میلادی وقتی حمایت ایران عصر پهلوی از کردها برداشته شد نهایتاً به سرکوب انها منجر شد و حتی جنبش کردی ترکیه هم چنین سرنوشتی پیدا کرد.
افعانستان عمق استراتژیک پاکستان و آوردگاه موزانه سازی در برابر هندوستان
وی در ادامه با این توضیح که از طرفی طالبان در ولایات پشتون نشین و جنوب پایگاه خوبی به عنوان نماینده ناسیونالیسم سنت گرایی دینی دارد، با طرح سوالی مبنی بر اینکه آیا از حمایت دولتهایی که سابقا از طالبان در زمانی که قدرت و دولت را در افغانستان در اختیار داشت کاسته شده یا نه عنوان کردند: نقش بی بدیل پاکستان، امارات و عربستان در به رسمیت شناختن طالبان کم نشده است، مخصوصاً پاکستان که افغانستان را عمق استراتژیک و آوردگاه موزانه سازی در برابر هندوستان قرار داده است. بعید است که پاکستان و دولتهای عربی استفاده ابزاری از طالبان را کنار گذاشته باشند.
مدیر میز افغانستان انجمن علوم سیاسی ایران به نقش آمریکا در مذاکرات صلح اشاره داشت و گفت: جنگ افغانستان برای آمریکا طولانیترین جنگ این کشور است و علی رغم کارکرد آن در فرآیند صلح، باعث بی ثبات سازی شده است. هرچند نقش نیروهای ائتلاف برای دولت سازی و نظم را نمیتوان نادیده گرفت.
وی ادامه داد: آمریکا در یک چرخش ۱۸۰ درجهای به جای انکه حامی «نظم آمریکا پرورده» و دولت مرکزی ای باشد که خودش کمک داد تا مستقر شود، وارد تعامل و گفت و گو با طالبانی شده که به خاطر آن جنگ را شروع کرده بود و الان مشخص نیست در این مذاکرات نقش دولت مرکزی افغانستان چیست؟ و حتی نقض معاهده امنیتی کابل- واشنگتن هست. این صلح بیشتر بین طالبان و آمریکا بوده و اگر این روند ادامه داشته باشد به معنای نادیده گرفتن جامعه و دولت افغانستان است.
عضو هیئت امنای انجمن ایرانی مطالعات منطقهای، نادیده گرفتن نقش قدرتهای منطقهای ذینفع در این مذاکرات را عاملی برای تداوم بحران دانست و با مثال عراق بعد از صدام اظهار داشت: علت اینکه عراق پس از صدام در سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ نهایتاً چالش کردها با دولت مرکزی در بغداد به سرانجام مشخصی رسید، به نفوذ و همراهی ایران در روند صلح سازی، دولت سازی و ایجاد نظام فدرال بر میگشت که تا به امروز کمابیش دوام آورده است.
وی افزود: در مورد افغانستان این عامل یعنی ایران نادیده گرفته میشود و علی رغم نقش اولیه ایران در سرکوب طالبان، در ادامه روند ایران حذف شد. طبیعتاً با این شرایط امر صلح به گونهای مستحکم پیش نمیرود و در میان مدت این وضعیت ادامه دار خواهد بود و نمیتوانیم وضعیت روشنی در پیشبرد صلح ترسیم کنیم.
به گفته عضو هیئت امنای انجمن ایرانی مطالعات منطقهای، وقتی دستور مذاکرات ۹ ماه طول کشید بقیه موارد هم به همین منوال پیش خواهد رفت مگر رخدادهایی به وقوع بپیوندد که شگفتی سازی کند و عدم قطعیت نظیر همین تغییر کابینه در آمریکا پیش آید.
بازگشت افغانستان به دهه ۷۰ میلادی امری بعید است
یکی از متغیرهایی که در این نشست توسط دکتر حق پناه به عنوان مؤلفه ای مهم در رابطه با چشم انداز صلح ابراز داشت، وجود احزاب، رسانهها و شبکههای اجتماعی مجازی در افغانستان است که بازگشت افغانستان به دهه ۷۰ میلادی را امری بعید مینماید.
وی بیان کرد: درست است که جامعه مدنی در افغانستان قدرتمند نیست ولی تحت تأثیر جامعه جهانی است و مسائلی نظیر زنان به شیوه گذشته را بر نمی تابد حتی اگر این انحصارگری و سرکوب بخواهد به نام دیگری اعمال شود.
متغیر دیگر امر اقتصادی بود که از نظر دکتر حق پناه جنبه مثبت و ایجابی میتواند در مذاکرات صلح افغانستان داشته باشد و به پیشبرد صلح کمک کند به این علت که دینامیزم اقتصادی پیرامون افغانستان از جمله کریدور بین الملل شمال و جنوب، راه ابریشم جدید، انتقال گاز از ترکمنستان به پاکستان و هند از طریق افغانستان و … وجود دارد که افغانستان در کانون آن قرار دارد.
حق پناه البته اظهار داشت که اقتصاد در وهله اول در دستور کار مذاکرات صلح نیست و در انتها بعد از مشخص شدن محورهای سیاسی و امنیتی موضوعیت مییابد.
همچنین وی در رابطه با سیاست دولت جدید آمریکا در قبال افغانستان عنوان کرد: تا شروع دولت بایدن و حتی پس از آن باید منتظر ماند تا تیم امنیتی و نظامی جدید در آمریکا شروع به کار کند و علاوه بر ان بستگی به آن دارد که چه هماهنگیای و چگونه بین اروپا و آمریکا در قالب ناتو برای خروج از افغانستان صورت گیرد؟
دکتر حق پناه در پاسخ به سوال یکی از شرکت کنندگان در این نشست، مبنی بر اینکه آیا ایران از بی ثباتی و عدم امنیت در افغانستان سود خواهد برد؟ گفت: اینطور نیست که ایران به خاطر حضور آمریکا در افغانستان، تمایل داشته باشد تا فضای داخلی افغانستان ناامن باشد بلکه اگر افغانستان ثبات داشته باشد ایران بیشتر از حوزه تمدنی نوروز یا خراسان بزرگی که گفته میشود بهره مند خواهد شد نظیر راه اهن مشهد- هرات که یک نمونه عینی آن است.
دکتر حق پناه در خاتمه، روند صلح را فرآیندی پیچیده که نمیتوان ان را به یک گروه شورشی پشتون تقلیل داد دانست و خاطر نشان کرد که باید به هر یک از متغیرها وزن داد و اندرکنش نهایی را سنجید. ولی آنچه محسوس میباشد این است که نه طالبان میتواند تسلط نظامی پیدا کند نه روند مذاکره فعلاً به قطعیت میرسد.
در ادامه نشست دکتر غلام یحیی طاهری رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی غرجستان کابل با ریشه یابی منازعات افغانستان و چشم انداز صلح اظهار داشت: جنگ و منازعه افغانستان از سال ۱۳۵۷ باکودتای احزاب چپ در افغانستان آغاز شد. با توجه به به جریان جهانی جنگ سرد میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا و متحدین منطقهای آن به منظور جلوگیری از نفوذ بیشتر کمونیزم درمنطقه با سامان دهی گروهای جهادی در کشور پاکستان به حمایت همه جانبه از جهاد مردم افغانستان علیه اشغالگری شوروی و سپس بعد از خروج نظامیان شوروی به ادامه جنگ علیه دولت دست نشانده آن پرداختند.
دکتر طاهری با اشاره به نقش پاکستان در مسائل افغانستان بیان کرد: کشور تازه تأسیس پاکستان به دلیل ضعف اقتصادی بیشترین استفاده را در جهت تجهیز و نوسازی ارتش خود از قبل کمکهای کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا و کشورهای عربی حاشیه خلیج بردند، راهبرد سازمان جاسوسی ارتش پاکستان و نظامیان آن کشور که در رأس حاکمیت پاکستان قرار داشتند، تداوم جنگ و ویرانی و بی ثباتی نظام حاکم در افغانستان به منظور ایجاد حاکمیت جدید و ضعیف تحت نفوذ آن کشور قرار داشت.
وی ادامه داد: به همین منظور باوجود اینکه حکومت دست نشانده شوروی در افغاستان اعلام مصالحه و آشتی ملی کرد و گروههای جهادی که تحت نفوذ پاکستان قرار داشت با رد مصالحه اعلام داشتند که از طریق جنگ و جهاد، قدرت به دست خواهند آورد و سرانجام بعد مدتی با سقوط حاکمیت مجاهدین وارد پایتخت افغانستان شدند و حکومت اسلامی را اعلام داشتند، حکومت نوپای اسلامی که از گروهای قومی و مذهبی مختلف تشکیل شده بود از یک طرف با خواستهای هویتی و قومی مواجه بودند و از طرفی مطابق خواست کشور پاکستان شکل نگرفته بود که در نتیجه نظامیان پاکستان بانفوذ گسترده ی که بر گروههای جهادی داشتند آتش جنگهای داخلی را شعله ور ساخته، اردوی افغانستان و تجهیزات جنگی آن شامل جتها هلیکوپترها، تانکها و موشکهای میان برد اسکات که از دوره اشغال گری شوروی باقی مانده بود را از بین بردند.
جنگ طلبان در پی رادیکالیسم در افغانستان هستند
طاهری در این خصوص همچنین اضافه کرد: با تداوم جنگ، پاکستان طلاب دینی را که در مدارس آن کشور تربیت شده بودند تحت پوشش تحریک اسلامی طالبان تجهیز و وارد افغانستان کردند. مردم خسته از جنگ افغانستان در ابتدا از شکل گیری آن خشنود بودند تا اینکه این گروه به نیابت از پاکستان بخش اعظم از خاک افغانستان را تحت تصرف خود قرارداده و به شکل رادیکالیسم قرائت خود را از اسلام بیان داشته و اقلیتهای قومی و مذهبی را تحت فشار قرار دادند، پاکستان از یک طرف با ادعای ارضی از طرف افغانستان مواجه بود و از طرف دیگر در حال منازعه با کشور هندوستان دوست دیرینه سیاسی و اقتصادی افغانستان قرار داشت، با حاکمیت طالبان احساس امنیت نموده با حمایت کشورهای عربی مانند عربستان سعودی وا مارات داعیه ایجاد کنفدراسیون اسلامی را مطرح نمودند.
رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی غرجستان کابل، با بیان اینکه حاکمیت طالبان به شکل گسترده از طریق کشت و قاچاق مواد مخدر و ارتباط با القاعده بهره میبرد که با حملات یازدهم ستامبر بر برجهای مرکز تجارت جهانی در نیویورک مورد خشم آمریکا قرار گرفت. در آغاز از طریق حملات موشکی و سپس از طریق مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد ایالت متحده و متحدین آن در سازمان ناتو با حملات نظامی وجود القاعده و طالبان را از افغانستان پاک سازی نمودند، کشور پاکستان از این فرصت نیز استفاده نموده و با همکاری لجستیکی و در اختیار قرار دادن پایگاهای نظامی و مسیر تدارکاتی از کمکهای مالی ایالات متحده استفاده نمود سر انجام با شکل گیری حکومت جدید در افغانستان پایه و تدوین قانون اساسی نظام نوپای سیاسی افغانستان با الگوی دموکراسی غربی به وجود آمد.
وی تصریح کرد: این نظام از یک طرف با مشارکت اقلیتهای قومی محروم از صحنه قدرت شکل گرفت از طرف دیگر الگوی جدید مثل آزادیهای مذهبی، آزادیهای مدنی و سیاسی در آن نهادینه گردید که خود زمینه اختلافات و شکافهای قومی را فراهم ساخت زیرا قومیت پشتون که سالها قدرت را به صورت مطلقه در اختیار داشتند احساس شکست سیاسی داشتند از طرف دیگر مناسبات سیاسی و اقتصادی دولت افغانستان با هندوستان زمینه حساسیت بیشتر پاکستان و چین را فراهم ساخت سر انجام نظامیان پاکستان با تجهیز دوباره گروهای افراطی تحت نام طالبان علیه دولت افغانستان و نظامیان خارجی دست جنگ، شورش و کشتار زدند.
طاهری در رابطه با نقش آمریکا در افغانستان گفت: ایالت متحده ابتدا از طریق ازدیاد قوای نظامی کوشید شورشها را سرکوب کند که باتوجه به جغرافیای افغانستان ناکام گردید سپس با خارج ساختن بخش زیادی از نظامیان خود از طریق جایگزین نمودن حملات هوایی و شبانه توسط هواپیماهای بدون سرنشین فشار را بر طالبان افزود که سر انجام آنان را وادار به مذاکره و گفتگو های مستقیم با نمایندگان وزرات خارجه آمریکا و توافق صلح نمود. آمریکا در سیاستهای حمایتی خود در منطقه همواره پاکستان را متحد اصلی خود دانسته و بر افغانستان ترجیح داده است از همین رو تجهیزات سنگین نظامی خود را پس از ترک افغانستان در اختیار پاکستان قرار داده و از تجهیز ارتش افغانستان با سلاحهای سنگین و پیرفته خود داری نموده است.
وی در انتهای سخنان خودشان نتیجه گیری ای از چشم انداز صلح در افغانستان در ۱۰ گزاره ارائه داد و گفت: صلح افغانستان راه دشوار و طولانی را پیش رو خواهد داشت، صلح زمانی مسیر خواهد بود که دولت افغانستان با دیپلماسی قوی اعتماد کشورهای همسایه خود را به دست آورد، در حال حاضر یک واگرایی میان منافع همسایگان افغانستان و تلاشهای آنان برای دست یابی به صلح و جود دارد، در حال حاضر منافعی که کشورهای بین المللی و عضو ناتو در افغانستان دنبال میکنند با کشورهای منطقه و همسایه افغانستان در بحث دسترسی به متضاد و ناهمگون است، جمهوری اسلامی ایران یک کشور بانفوذ و دارای منافع خاص در افغانستان است که در حال حاضر نقشی رسمی در مذاکرات صلح به آن داده نشده و از طرف آمریکاییها نادیده گرفته شده است،.
وی ادامه داد: دولت جدید آمریکا و سیاستهای بین المللی آن در تسریع روند صلح نقش اساسی خواهد داشت، ممکن است صلح با بخشی از گروه طالبان صورت بگیرد اما گروهای افراطی دیگری تحت نام داعش در حال تجهیز از طرف کشورهای خاص به منظور ایجاد بی ثباتی در مرزهای شمالی افغانستان با کشورهای آسیای میانه است، صلح واقعی زمانی ممکن خواهد بود که کشور پاکستان از تجهیز و ساماندهی گروهای افراطی دست بردارد، آمریکا رفتار دوگانه، در قبال پیمان امنیتی که کشور افغانستان دارد و هم چنین پیمان مصالحه که با طالبان، عملی میسازد گاهی به صورت مقطعی با استفاده از طالبان دولت افغانستان را تحت فشار قرار میدهد تا به خواستههای آن تن دهد و گاهی برعکس با حملات مستقیم بر گروه طالبان آنان را تحت فشار قرار میدهد، این رفتار نشانه عدم صداقت این کشور است و کشت و قاچاق مواد مخدر بخشی دیگر از عوامل ادامه خشونت در افغانستان است و تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد صلح پایدار محقق نخواهد شد.