مهسا بهادری: همزمان باشروع کار گیشه نوروز ۱۴۰۴، سقف قیمتی بلیت سینما به عدد ۱۱۰هزار تومان رسید. همچنین پیش از این همایون اسعدیان، رئیس شورای صنفی نمایش در مصاحبهای اعلام کرده بود که همزمان با این افزایش، قیمت بلیت سینماها به جای یک روز، دو روز در هفته نیمبها خواهد بود. دی ماه ۱۴۰۲ و پس از افزایش قیمت بلیت سینماها به ۸۰ هزار تومان نیز اعلام شد که سینماها به موجب این افزایش، دو روز در هفته نیمبها خواهند بود، اما پس از مدتی با واکنشهای سینماداران و علیرغم نتایج دلخواه اقتصادی برای سینما، بلیت نیمبها به همان یک روز بازگشت و در روزهای سهشنبه ثابت ماند.
در شرایط فعلی نیز اکران نوروزی و تلاقی آن با ماه رمضان، محک خوبی برای سینماداران و شورای صنفی نمایش خواهد بود تا هم نتیجه افزایش قیمت بلیت بر اقبال مردم از سینماها مشخص شود و هم تصمیمگیری دقیقی برای روزهای نیمبها گرفته شود.
به بهانه افزایش قیمت بلیت سینما با شادمهر راستین، منتقد و نویسنده سینما به گفتوگو پرداختیم که در ادامه میخوانید.
به نظر میرسد که در تمام مناسبات فرهنگی ۱۰۰ هزارتومان که متوسط قیمت بلیت سینما است، ارزانترین نوع خدمات است که به بلیت سینما اختصاص دارد، حالا آیا با توجه به هزینه تولید فیلمها این ۱۰۰هزارتومان کم است یا زیاد؟
ناتوانی دولت در کنترل و ایجاد فضاهای اقتصادی باعث شده که ما به شیوه کمونیسیتی فقط قیمت را کم کنیم درواقع ما محصول را فقط با قیمتش میسنجیم.
ما نسبتی بین تولید و فروش نمیبینیم، سینما مثل غذا و دارو نیست که شما بگویید چون من این میزان از هزینه تولید را دارم، تعزیرات این قیمت را میگذارد. نه چنین چیزی نیست، فضای فرهنگی و تولیدات فرهنگی در ایران سوبسید دارد و دولت به همه کند و چون نرخ تولید با نرخ تمام شده رابطهای ندارد، در یک جلسه به قیمت واقعی بایت سینما فکر نمیکنند به این مسئله فکر میکنند که مردم چقدر میتوانند برای سینما پول پرداخت کنند، یعنی الان فروش فیلم بر اساس هزینه تولید نیست، بر اساس توان خرید مردم است.
این روش محاسبه قیمت بلیت درست و مرسوم است یا مانند بسیاری از امور اقتصادی دیگر خودمان آن را رایج کردیم؟
نه درست نیست و اگر مانند بسیاری از امور خودمان این روش را کشف نکرده بودیم که ایرانی نبود.
متوسط قسمت بلیت سینما در آمریکا، اروپا و انگلیس چند دلار است؟
باید اینگونه بپرسیم که یک پخش کننده برای هر صندلی چقدر از سالن میگیرد و سالن تا چه میزان به صندلی ارزشافزوده اضافه میکند؟ که در جواب باید گفت اگر به طور مثال برای هر صندلی ۵ دلار دریافت کند، سالندار هم ۵ دلار ارزش افزوده میگذارد و سالن را مبله میکند و نور و صدای مناسبی را قرار میدهد و اجازه دارد که آن را ۱۰ دلار کند. یک سالندار دیگه آیمکس میگذارد و قیمت را ۱۵ دلار میکند. بسته بندیها برای ارائه یک محصول متفاوت است و تقریبا بستهبندی محصولات ۷۰ درصد قیمت آن را تعیین میکنند، ما برای سینما و قیمتگذاری بلیت سینما، کاملا به شیوه کمونیسیتی شوروی عمل میکنیم.
چه کسانی اغلب از این سوبسید فرهنگی استفاده میکنند؟
میگوییم یک فیلم میسازیم مردم ببینند، اما نکته ماجرا اینجاست که فقط فیلمهای کمدی از این فضای حمایت فرهنگی استفاده میکنند و اگر هم بخواهیم جلوی آنها را بگیریم هر دو تهیهکننده این حوزه میگویند، نه اینجا یک کشور اسلامی است و شما نمیتوانید جلوی ما را بگیرید.
این موضوع که میگویند اگر بخواهیم «پیرپسر» را اکران کنیم قسمت بلیت سینما باید رقمی حدود ۲۲۰ هزار تومان باشد، تا چه میزان منطقی است؟
اصلا شاید قیمتش ۵۰۰ هزار تومان باشد و مردم هم هزینه کنند. این پخش کننده و تهیهکننده است که تصمیم میگیرد اگر محصولش را با این قیمت وارد بازار کند آیا به سود میرسد یا نه. ضمن اینکه این رقمی که الان برای این فیلم مطرح شده بخاطر مدت زمان سه ساعته فیلم است که دو سانس اکران را به خود اختصاص میدهد.
پس باز هم به این ماجرا باز میگردیم که آیا یکی از دلایل افزایش ساخت آثار کمدی در سینما این است که میگویند فیلم باید بفروشد؟
شما یک درصد هم به این ماجرا فکر نکنید که اقتصاد سینمای ایران از فروش فیلمهای کمدی تامین میشود.
پس از کجا تامین میشود؟
از مناسبات سرمایهگذارها در سینمای کمدی.
برداشت من از صحبت شما این است که سینمای ایران هرینه خود را از ساخت آثار تامین میکند نه از فروش آنها درست است؟
بله، از مرحله تولید و پیش تولید، اینکه یکی از شخصیتهای فیلم کمدی میتواند تبلیغ محصولش را در فیلم و بعد از آن داشته باشد درواقع اگر فیلم فروش هم نداشته باشد باز سود موردنظر حاصل شده است.
پس قیمت بلیت سینما یک نمایش است.
شما حتی میزان فروش فیلم را هم نمیتوانید دقیق بگویید. یعنی زمانی که آقای خزاعی تعداد فروش را اعلام میکرد، ممکن نبود این میزان صندلی پر شده باشد. اگر تهیه کنندهای بگوید فیلم من هزار میلیارد تومان فروش کرده است، به طور مثال سرمایه گذاران طلا و سکه و مسکن میبینند که اگر روی این کار سرمایهگذاری کنند، در عرض یکسال ۲۰۰ برابر. سود میکنند، بنابراین وارد این حوزه میشوند و چون تمام رسانهها هم اعلام کردند که این فیلم هزار میلیارد تومان فروش داشته، سرمایهگذار پیرو حرف رسانه، سرمایهگذاری میکند، فیلم نمیفروشد میگویند فیلمنامهاش بد بود. در این میان چه کسی برنده است؟ فردی که ۵۰۰ میلیارد تومان گرفته تا سال بعد یک فیلم با فروش هزار میلیارد تومانی بسازد و وقتی فروش نمیکند قرار نیست به کسی پاسخگو باشد.
شخصا فیلم خاصی در ذهنتان است؟
از ۱۴۰۰ تا کنون هر فیلم پرفروشی که ساخته شده است.
پس در مجموع نمیتوان اظهار نظر درستی درباره قیمت بلیت ۱۰۰هزار تومانی سینما داشت؟
کسی که این قیمتگذاری را انجام میدهد، قیمت بلیت سینما برایش مانند قیمت نان است، نگاه میکند که مردم چقدر میتوانند برای این موضوع خرید کنند.
اگر قرار باشد قیمت بلیت سینما با یک نرخ صحیح ارائه شود، غکر میکنید قیمت هر بلیت چقدر بابد باشد؟
اصل ماجرا این است که سینما به این خاطر اقتصاد پیچیدهای دارد که تماما ریسکپذیر است و کسانی باید وارد این حوزه شوند که بتوانند در یک اقتصاد ریسکپذیر کار کنند نه اینکه بودجه دولتی داشته باشند.
تا زمانی که سینما سازمانهایی را داشته باشد که با بودجه فروش نفت فیلم میسازند و اصلا فروش ندارد باید قید سینمای ایران را زد، این تنها مکانیزمی است که در برابر فیلمهای سازمانهای دولتی مثل اوج یا دیگر نهادها میتواند وجود داشته باشد.
۲۴۵۲۴۵