فال گرفتن از آثار ادبی، از باورهای کهن این مرز و بوم است. در گذر زمان ساکنان این خاک به ادیبانی که گمان میبردند بهرهای از کلام حق دارند رجوع میشد. با این حال، اما در گذر زمان تنها تفال به حافظ در فرهنگ عامیانه ما باقی مانده است.
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم
سخن درست بگویم نمیتوانم دید
که می خورند حریفان و من نظاره کنم
چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه
پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم
به دور لاله دماغ مرا علاج کنید
گر از میانه بزم طرب کناره کنم
ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت
حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم
گدای میکدهام لیک وقت مستی بین
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
چرا ملامت رند شرابخواره کنم
به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی
ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ
به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم
شرح لغت: لقمه پرهیزی:خست و امساک
تفسیر عرفانی:
۱- حضرت حافظ در بیتهای اول، ششم و نهم میفرماید:
با قصد توبه هنگام سحر تصمیم گرفتم که استخاره کنم. چون بهار توبه شکن فرا میرسد و هیچ چارهای جز این کار ندارم.
* من گدای میخانهام، اما هنگام مستیام ببین که ناز بر فلک و حکم بر ستاره میکنم.
* حافظ از پنهانی میخوردن غمگین است. با آواز ساز و نی رازش را آشکارا میکند.
حال خود باید نیت خود را تفسیر نمایید.
تعبیر غزل:
بارها با خود تصمیم گرفته ای که دست از کارهای بیهوده بکشی و برای آینده خود فکری بکنی، ولی هر بار عهد خود را شکسته ای و فکر می کنی توان ترک عادت زشت گذشته را نداری. حس اعتماد به نفس خود را تقویت کن و از خدا یاری بخواه تا قبل از آنکه خیلی دیر شود تصمیم خود را عملی کنی.