روزنامه خراسان در مطلبی با عنوان «ترکشهای یک نزاع ناتمام» به نقد اختلافنظرها و گلایههای حلقه نزدیکان محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس دوازدهم، و سعید جلیلی، نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت، درباره انتخابات هشت ماه پیش ریاستجمهوری پرداخته است.
این روزنامه در این زمینه نوشت: نزدیک به هشت ماه از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری چهاردهم و پیروزی مسعود پزشکیان میگذرد. تب و تاب انتخابات در همه حوزهها فروکش کرده به جز یک مورد؛ اختلاف نظر و گلایههای حلقه نزدیکان محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی. سوال اصلی و مسئله ریشهای در این اختلافنظر به یک تصمیم بازمیگردد؛ اگر یکی از دو نفر جلیلی و قالیباف به نفع دیگری کنار رفته بود چه اتفاقی میافتاد؟ حالا نیز ویدئوی کوتاهی از سعید جلیلی درباره جلسهای که میان او، سردار قاآنی و محمدباقر قالیباف برگزار شده بود، مجدد تنشهای قدیمی میان دو طیف اصولگرایان را زنده کرد. این در حالی است که کشور در شرایط حساس منطقهای و بینالمللی نیازمند انسجام و تمرکز بر اولویتهای کلان خود است.
ابتدا سعید جلیلی در ویدئویی که اخیرا منتشر شده است، میگوید «در مشهد جلسهای که بود من بودم، آقای قالیباف و آقای قاآنی، نه کلمهای از مقاومت بحث شده، نه مباحث مربوط به مقاومت بحث شده، نه کسی تلفنی زده، نه کس دیگری در آن جلسه بوده. یک مطلبی کاملا کذب و غلطی را حتی دوستان هم اظهار تعجب میکردند از این خبر کذبی که عدهای دنبال میکردند. حرمت شهید نصرا... حداقل اقتضا میکند که این مطالب کذب را نباید سراغش بروند چه برسد به این که بخواهند تکرار کنند.»
در واکنش به این صحبت جلیلی رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف در خراسان رضوی، از تحریف جلسه مهم میان قالیباف، سردار قاآنی و جلیلی انتقاد کرد و نوشت: «بار دیگر شاهد تحریف جلسه مهم میان این سه شخصیت هستیم؛ چرا راویان این ماجرا حاضر نیستند بهدرستی نقش سردار قاآنی را روایت کنند؟ چرا از استدلال سردار برای کنارهگیری آقای جلیلی سخنی نمیگویند؟ حقیقت این است که سردار قاآنی در آن جلسه مهم که در مشهد برگزار شد، شرایط جبهه مقاومت را تشریح کرد و بر همین اساس اصرار به حضور دکتر قالیباف داشت.»
یکی از اساسیترین چالشهایی که جریان اصولگرایی با آن مواجه است، ناتوانی در اتخاذ یک رویکرد راهبردی منسجم و پایدار است. این جریان، بهویژه در بزنگاههای سیاسی و انتخاباتی، قبلا وحدتی شکننده داشت که بلافاصله پس از عبور از یک مقطع حساس، جای خود را به رقابتهای درونجریانی میدهد. همان وحدت شکننده هم الان به ظاهر وجود ندارد. این ضعف ساختاری، موجب شده است که اصولگرایان نتوانند از ظرفیتهای بالقوه خود برای مدیریت کشور استفاده کنند و بهجای تمرکز بر حل مسائل کلان، درگیر اختلافات درونی شوند.
در شرایطی که رهبر انقلاب بهطور مشخص بر لزوم تولید محتوای راهبردی علیه دشمن تاکید کردهاند، سرگرم شدن اصولگرایان به نزاعهای داخلی، نهتنها از مسیر اصلی منحرفکننده است، بلکه میدان را برای بهرهبرداری رقبا و جریانهای معارض آماده میکند. این روند، جریان انقلابی را به یک وضعیت دفاعی سوق داده و ظرفیت کنشگری آن را کاهش میدهد.
تداوم چنین وضعیتی، نشاندهنده عدم توانایی در تعریف اولویتهای کلان و پیگیری سیاستهای اجرایی است. بدون درک این ضرورت، جریان اصولگرا قادر نخواهد بود از چالشهای خود عبور و بهعنوان نیرویی کارآمد در مدیریت کشور ایفای نقش کند. اتخاذ یک نگاه راهبردی، مستلزم خروج از سیاستورزی مقطعی و رسیدن به اجماع پایدار در چارچوب اهداف کلان ملی و انقلابی است.
افکار عمومی، بهویژه در میان پایگاه اجتماعی جریان اصولگرا، بهشدت نسبت به این تنشهای داخلی حساس است. تکرار چنین اختلافاتی، نهتنها سرمایه اجتماعی این جریان را تضعیف میکند، بلکه موجب بیاعتمادی و ناامیدی در میان حامیان آن میشود. یکی از تهدیدهای اساسی برای هر جریان سیاسی، از دست دادن انسجام داخلی و ناتوانی در اولویتبندی مسائل است؛ امری که امروز در اردوگاه اصولگرایان به وضوح مشاهده میشود.
در شرایطی که کشور با بحرانهای متعدد اقتصادی و معیشتی، مسئله ناترازیها و فشارهای بینالمللی روبهروست، انتظار میرود که اصولگرایان، بهعنوان جریان تاثیرگذار در عرصه سیاسی کشور، بر حل این مسائل تمرکز کنند، اما بهجای آن، گرفتار بازیهای جناحی و رقابتهای درونگفتمانی شدهاند. این وضعیت نشاندهنده فقدان مدیریت سیاسی در سطح کلان و ناتوانی در بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی برای پیشبرد اهداف ملی است.
از سوی دیگر، اپوزیسیون خارج از کشور از این شکافها بهرهبرداری میکنند و رسانههای معاند با برجسته کردن اختلافات، تلاش میکنند وحدت داخلی را متزلزل کنند. در چنین فضایی، ضروری است که اصولگرایان که خود را جریان انقلاب میدانند، درک کنند که اولویت، حفظ انسجام و تمرکز بر مسائل کلان است، نه رقابتهای فردی و گروهی که هیچ آوردهای برای کشور ندارد.
اما نقش رسانههای وابسته به جریان اصولگرا نیز در دامن زدن به این اختلافات غیرقابلانکار است. بسیاری از رسانههای انقلابی بهجای آن که نقش وحدتبخش و جریانساز را ایفا کنند، با بازتاب گسترده اختلافات جناحی، عملاً به تشدید گسلهای درونی اصولگرایان دامن زدهاند. متاسفانه، این رسانهها بهجای تمرکز بر مسائل کلان ملی، درگیر منازعات مقطعی و جناحی شده و از مسئولیت تاریخی خود در هدایت افکار عمومی و حفظ منافع ملی غافل ماندهاند.
این روند نشاندهنده نبود یک سیاست رسانهای منسجم و راهبردی در جریان اصولگرایی است. درحالیکه رسانههای انقلابی باید در مسیر تحکیم گفتمان انقلاب و مقابله با جنگ روایتها حرکت کنند، ورود غیرحرفهای و احساسی آنها به منازعات درونی، عملاً باعث تضعیف اعتبار و انسجام این جریان شده است. رسانهها باید درک کنند که برجستهسازی اختلافات، چیزی جز آب به آسیاب جریانهای معاند ریختن نیست و در این شرایط خاص، وحدت و همگرایی باید بر هر مصلحت جناحی ارجحیت یابد.
نویسنده: جعفر یوسفی