عصر ایران؛ فرشاد قوشچی- سیب زمینی، گوجه فرنگی و پیاز سه محصول زراعی هستند که به تناوب در سال های گذشته بدلیل نوسانات قیمتی شدید، در جامعه حرف و حدیث های بسیاری را برانگیخته اند و گاهی کمبودشان به مرز بحران رسیده است.
یکی از دلایل عمده این مسأله آن است که هر سه محصول مذکور امروزه در سبد غذایی خانوار در تمام سال همیشه حضور داشته و لذا تامین و فراهمی شان دارای اهمیت است.
این محصولات برخلاف برخی دیگر از محصولات زراعی نظیر گندم، جو، برنج، دانه های روغنی و..... از طرفی بدلیل محتوی آب زیاد، شرایط نگهداری و انبارداری مشکلتری داشته و از طرف دیگر تولید آنها به مقدار زیادی متاثر از شرایط آب و هوایی مناطق مختلف و عواملی نظیر بارندگی های شدید، سیلاب و آفات و بیماری ها و نیز صرفه اقتصادی است و در نتیجه گاه و بیگاه دچار نوسان می شود. اما آنچه روشن است میزان تولید و تقاضای سالانه این محصولات زراعی هم مانند سایر محصولات مشخص و قابل محاسبه است و لذا در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های اقتصادی از سوی مدیران وزارت جهاد کشاورزی می توان آن ها را لحاظ کرد. چنانکه در مورد سیب زمینی سرانه مصرف آن حدود 40 تا 45 کیلوگرم بوده و بنابراین نیاز مصرفی کشور سالانه حداکثر 4 میلیون تن است.
مطابق آخرین آمار رسمی ارائه شده توسط وزارت جهاد کشاورزی تولید این محصول در سال 1400 برابر با سه میلیون و چهارصد هزار تن و آمار اعلامی از منابع مختلف غیر رسمی در سال 1402 چیزی بیش از 5 میلیون تن بوده که بخشی از آن صادر شده است.
با این وجود عدم تصمیم گیری های بموقع که ضرورت آن کاملا روشن است موجب می شود تا نوسانات عرضه این محصولات در جامعه باعث تنش و نارضایتی شود. بعنوان مثال سیاست های غلط و غیرکارشناسانه در زمینه صادرات و واردات این محصولات سبب آشفتگی در بازار عرضه آنها و بالا رفتن غیر منطقی قیمت ها می شود.
در این شرایط واسطه ها و دلالان نیز از فرصت سوء استفاده کرده و برای سود بیشتر، خروجی انبارها را کنترل کرده و متناسب با افزایش قیمت، محصول را به بازار عرضه می کنند تا درآمد سرشاری از موجودی انبار و سردخانه های خود کسب کنند. هرچند دلیل عمده این بلوا و آشوب ها ناشی از عدم تدبیر در زمینه مدیریت بازار توسط متصدیان دولتی است. زیرا علیرغم شعارهای متعدد و مستمر حاضر نیستند از مدیریت بخش واقعا خصوصی بازار محصولات زراعی و باغی و نه ویژه خوارِ وابسته به ارکان دولت، حمایت کرده و نقش خود را تنها معطوف به نظارت و ارزیابی کنند.
اما معضل مهمتر در فقره اخیر یعنی کمبود و گرانی سیب زمینی در بازار نوع مواجهه وزارت کشاورزی با مسئله بود. چنانکه کار تا آنجا بالا گرفت که وزیر محترم، شاید برای کنترل التهاب بوجود آمده و ایجاد آرامش در بازار در اظهاراتی ناشیانه اعلام کرد که: (سران قوا اجازه ای را به ستاد تنظیم بازار دادند که در مواقع استثنایی مانند مسئله سیب زمینی کنترل های لازم را انجام دهیم ).
اکنون که به همین دلیل مورد شماتت قرار گرفته و دیدند که ظاهراً آش معضل سیب زمینی خیلی شور شده، دوباره با یادآوری آن نکته گفتند که : ( دریافت مجوز از سران قوا برای واردات سیب زمینی یک شوخی رسانه ای بوده).
آخر از کدام شوخی سخن می گویید؟ سری به آرشیو موجود در خبرگزاری های اواخر بهمن ماه بزنید، نشانه هایی حاکی از شوخی نمی بینید، اتفاقاً موضوع بسیار هم جدی مطرح شده است.
طرح چنین مباحثی در تصمیمگیریها موجب وهن وظایف وزارت جهاد کشاورزی خواهد شد و اینکه بالاترین مرجع تصمیمگیر کشاورزی کشور قادر به حل مشکل نیست و باید در جلسۀ سران قوا این موضوع که اخیراً وارد ادبیات اقتصاد سیاسی کشور شده یعنی (ناترازی) و آنهم از نوع سیب زمینی اش مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
زمانیکه برای کنترل و نظارت بر یک محصول وزارت مربوطه قادر به تصمیمگیری نباشد، برای بحرانهای مهمتر و بزرگتری که پیش روی تولیدات کشاورزی و امنیت غذایی کشور است چه خواهد کرد؟
این مسئله نشانگر ناکارآمدی در سیاستگذاری کشاورزی و عدم استفاده بهینه از ظرفیت کارشناسان و متخصصان مجرب وزارتخانه است. معالاسف به رغم تمام این اتفاقات پیش آمده در چهل روز گذشته، قیمت سیب زمینی همچنان بالاست و تدبیر سران قوا هم بر حل مسألۀ ناترازی سیب زمینی افاقه نکرده است.