«… اما نامه نخستین تو را با عکسها و کتاب انقلاب مشروطیت تألیف ادیب هروی، آن سید آخوند جوان آورده بود و به خدیو جم سپرده بود و به من رسید. روز بعد همو که نامش لابد «آقای آقا میرزا آقای خ....» است (به نظر میرسد این نام در متن نامه بوده ولی در چاپ به صورت «خ....» نوشته شده)، آمد همراه با یک آقای آقا میرزا آقای دیگر از اولاد آیتالله قمی و یک نفر دیگر که میگفتند مهندس است...
به هر حال، خ.... را آخوند تردماغ و اهل ذوقی یافتم. مدتی نشستند و از شعر و ازین حرفها صحبت بود و پارهای در فضائل جناب ما و شما گفتوگو شد و نزدیک بود که میهمانی ناهاری هم به گردن سید خدیو جم بگذارند که البته من قبول نکردم و پا نگرفت. دو دفتر «یادبود» هم داشتند، یکی از آنِ خ..... و دیگری از همان جعفر طبا و دادند که من در آن شعر بنویسم. شعر بسیار کسان در آنها بود و منجمله شعر تو. من به بنا به شیوه نجابت آئین خود – که غالباً در اینگونه دفاتر اهالیِ شعر نو، غزل و رباعی یادگار میکنم و در دفاتر اهالیِ شعر کهن، از اشعار نیمایی خود مینویسم – در دفتر خ..... قطعه «صبوحی» را نوشتم و با دو سه صفحه در شرح و توضیح فنی این شیوه که پُر بیگانه ننماید و در دفتر جعفر طبا غزلی با سه رباعی نوشتهام که هنوز نیامده است بگیرد.»
آنچه خواندید بخشهایی از یکی از نامههای مهدی اخوان ثالث به محمد قهرمان است. نامههایی که در کتاب «ده نامه از مهدی اخوان ثالث (م. امید) به محمد قهرمان؛ با یادهای عزیز گذشته» توسط نشر زمستان (ناشر آثار مرحوم مهدی اخوان ثالث) منتشر شده است. این کتاب در واقع جمعآوری نامههایی است که بین محمد قهرمان و مهدی اخوان ثالث رد و بدل شده با این توضیح که در این کتاب فقط نامههای اخوان ثالث موجود است و خبری از نامههای قهرمان نیست، زیرا قهرمان نامههای «م. امید» را نگه داشته بوده ولی اثری از نامههای قهرمان به اخوان ثالث در جواب او نیست که ظاهراً اخوان ثالث تلاشی برای نگهداری از آنها نکرده بود. با این وصف پاسخهای اخوان ثالث به قهرمان در این کتاب در کنار هم قرار گرفته که از حیث روایت شرایط ادبی سالهای فعالیت اخوان ثالث در برههای از زمان با اهمیت است هرچند که ما صدای قهرمان را به عنوان سمت دیگر این ارتباط نامهنگارانه نمیشنویم. این کتاب با توجه به اینکه بازتاب روحیات و شخصیت مهدی اخوان ثالث است و در زمان نگارش هم کسی تصور انتشار آنها را نمیکرده بسیار در شناخت شخصیت مهم این شاعر به خواننده امروز کمک میکند. نامههایی که شاید مرحوم اخوان ثالث تصور نمیکرده روزی منتشر شود و شاید خودش هم با همین تصور نامههای قهرمان را حفظ نکرده برای همین بیتعارف هرچه خواسته در نامهها نوشته و درونیات خود و دغدغههایش را با مخاطب نامهها که محمد قهرمان باشد مطرح کرده است.
حالا بازگردیم به دو پاراگراف ابتدایی این گزارش. دو پاراگرافی که در ابتدا آمد بخشی از یکی از نامههای اخوان ثالث به قهرمان است که تاریخ آن ۲۱ اسفند ۱۳۴۱ ذکر شده است. در بخشی از این نامه اخوان ثالث ماجرای دیداری را برای قهرمان شرح میدهد. دیداری که با همان منطق که قرار نبوده منتشر شود بدون تعارف هرچه میخواسته و نظر واقعیاش بوده در نامه برای قهرمان نوشته و بازگو کرده است و سالها بعد در این کتاب به این شکل بازگو شده است. اما چرا این بخش از این نامه و این دیدار با فردی که اخوان ثالث او را «آخوند تردماغ و اهل ذوقی» مینامد مهم است؟
امروز [۱۰ اسفند] که سالروز تولد مهدی اخوان ثالث است به این بهانه سراغ این بخش از این کتاب و این نامه رفتیم تا درباره این دیدار و این فرد که در این کتاب ناشناس است حرف بزنیم.
اگر مخاطب جلسات شعر نیمهرمضان باشیم با روحانی یزدی و خندهرویی آشنا میشویم به نام محمدحسین بهجتی اردکانی. آقای بهجتی اردکانی از روحانیون مبارز سالهای انقلاب بود که برخی او را اولین شاعر شعر انقلاب مینامند. او که دورهای هم امام جمعه اردکان یزد بوده در جلسات شعر نیمه رمضان هم حضور داشته و با رهبر انقلاب نیز دارای روابط دوستانه از سالهای پیش از انقلاب بوده است. علاقه به شعر و ادبیات هم سبب محکمتر شدن این پیوند بوده است. آقای بهجتی اردکانی که با تخلص «شفق» فعالیت ادبی داشته در خاطرهای میگوید: «در جلسهای آقای خامنهای شعرهای بسیار زیبایی از دفترچهاش خواند. من را نمیشناخت. پس از جلسه خواستم دفترچه را سه روز به من قرض دهد.» آقای خامنهای یادداشت مفصلی پشت دفترچه نوشت: «دفترچه قبلی را کسی به امانت گرفته و مفقود شده؛ دفترچهای که حاصل مطالعات فراوان بود. اما خواهشمندم این دفترچه به سرنوشت دفترچه پیش مبتلا نشود و همانطور که وعده کردید پس از سه روز آن را به من برگردانید.» این خاطره مربوط به سالهای پیش از انقلاب و قبل از آشنایی و دوستی مرحوم بهجتی اردکانی با آیتالله خامنهای است. پس روشن شد که ایشان دفترچهای داشته که در آن اشعاری را مینوشته و «حاصل مطالعات فراوان» ایشان بوده است. دفترچهای که قرض دادن آن هم از سوی رهبر انقلاب امر جدیدی نبوده و در همین خاطره نیز ذکر میشود که «خواهشمندم این دفترچه به سرنوشت دفترچه پیش مبتلا نشود.»
تا اینجا چیزی روشن نیست. تا اینکه سال ۹۳ و به بهانه سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب یادداشتی را که مهدی اخوان ثالث در اسفند ۱۳۴۱ در دفتر مذکور به یادگار نوشته را منتشر کرد.
یادداشتی که در آن مهدی اخوان ثالث قطعه شعری را با عنوان «صبوحی» به همراه توضیح و تفصیل نوشته بود. یادداشتی که نشان میداد رابطه میان اخوان ثالث و آقای خامنهای رابطهای جدی است و اخوان ثالث هم در نامهای که به محمد قهرمان نوشته است به آن اشاره کرده و طبق تاریخ آن نامه و تاریخی که در دفتر رهبر انقلاب نوشته شده، روشن میگردد که منظور مهدی اخوان ثالث از «آخوند تردماغ و اهل ذوق» حجتالاسلام خامنهای است که در آن سال حدود ۲۳ سال داشته است.
ایشان در دیدار با شاعران در سال ۱۳۸۷ مهدی اخوان ثالث را «بهترین شاعر نیمایی زمان خودش» معرفی میکنند: «در عرصه شعر نو، مرحوم اخوان که قطعاً بهترین شاعر نیماییِ زمان خودش بود و به نظر من از همه اقرانش قویتر، مسلطتر و لفظ و معنای شسته رفته و بهتری داشت، در یک گوشهای زندگی میکرد؛ کسی از او خبری نداشت، کسی او را نمیشناخت، جز یک عده خواص؛ در حال عزلت و انزوا. یعنی وضع عرضه شعر این بود. طبیعی بود که وقتی بزرگان شعر این جور منزوی و در عزلت و در خمول زندگی کنند، جوانها خیلی رشد پیدا نمیکنند؛ این چیز قهری است.»