به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در حالی که همگان چشم خود را به سمت مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی معطوف کردهاند، یک تراژدی انسانی در دل تهران و سایر کلانشهرها همچنان نادیده گرفته میشود: کودکان خیابانی.
به گزارش رئیس کارگروه کودکان کار و خیابان وزارت کشور، در حال حاضر، ۱۲ تا ۱۵ هزار کودک کار خیابانی در کشور شناسایی شدهاند. این آمار نشان میدهد که بیتوجهی به آسیبهای اجتماعی همچنان بیپاسخ مانده و در این میان، کودکان، بیدفاعترین و آسیبپذیرترین قشر جامعه، به نقطهای از بیعدالتی و استثمار رسیدهاند که هیچکسی به آنها توجه نمیکند.
این کودکان نه فقط در خیابانها، بلکه در پشت درهای بسته، در کارگاههای مخفی و در شرایطی نامساعد، در حال کار هستند. از شیشهپاککنها تا زبالهگردها، تا دستفروشها و حتی متکدیان، هیچیک از این کودکان به اختیار خود به این مشاغل نرفتهاند. بلکه در یک سیستم پیچیده و بیرحم، آنها به شیوهای نهادینهشده در جامعه، در این شغلها گرفتار شدهاند.
به گفتهی محمد نصیری، رئیس سازمان بهزیستی استان تهران به رکنا، ۸۳ درصد کودکان کار در تهران، اتباع خارجی هستند، اما نکته دردناک اینجاست که در بسیاری از مواقع، کودکان ایرانی نیز در این چرخه قرار دارند، بدون آن که خانوادههایشان توانایی کمک به آنها را داشته باشند.
پیش از این، سیاستها و طرحهایی مانند طرح ساماندهی کودکان کار تلاش کردهاند تا این کودکان را از خیابانها جمعآوری کنند. اما آیا این طرحها کافی هستند؟ آیا واقعاً مشکلات این کودکان به صرف جمعآوری آنها از خیابانها حل میشود؟ نه. طرحهای ساماندهی تنها به یک بخش از معضل پرداختهاند و نتیجهای ملموس نداشتهاند.
طبق گفته نصیری، اگرچه در سال گذشته، ۳۶۰۰ کودک کار در تهران شناسایی شدند، اما به نظر میرسد این اقدامات تنها مسکّن موقتی برای یک معضل سیستمی عمیقتر هستند. آیا پس از ساعت 4 عصر، این کودکان به خیابانها برنمیگردند؟!
این حقیقت تلخ را نباید نادیده گرفت: این کودکان در خیابانها به زندگی خود ادامه میدهند، در حالی که تنها بهعنوان کالای مصرفی برای بهرهبرداریهای اقتصادی در نظر گرفته میشوند. این مسئله نه تنها یک بحران اجتماعی است بلکه از نظر اخلاقی نیز مسئلهای جدی است که نیاز به پاسخگویی و مسئولیتپذیری دارد.
در کنار طرحهای موقتی، نیاز به یک رویکرد بلندمدت و اصولی داریم. نمیتوان فقط به جمعآوری و نگهداری موقت این کودکان اکتفا کرد و فکر کرد که مشکل حل خواهد شد. باید در نظر داشت که کودکان خیابانی نیاز به حمایتهای اجتماعی جامع و پایدار دارند. طرحهایی مانند مجتمع شوق زندگی در پارک بعثت، که هدف آن حمایت از این کودکان است، به نظر میرسد گامهایی مثبت به سمت حل این بحران است، اما این حمایتها باید نه تنها موقتی، بلکه ساختاری و ریشهای باشند.
سیاستگذاران و مسئولان باید از این وضعیت راضی نباشند. کودکان نیاز به آموزش، به اشتغالهای سالم، به محیطهای امن و پشتیبانی دارند. همچنین، بازسازی خانوادههای آسیبدیده و حمایت از آنها از جمله اقدامات ضروری است که میتواند به کاهش تعداد کودکان خیابانی کمک کند.
ما به عنوان جامعه، نمیتوانیم با بیتفاوتی از کنار این بحران بگذریم. هر کودکی که در خیابانها کار میکند، یک «زخم اجتماعی» است که به نام ما بر پیکر جامعه نقش میبندد. مسئولان باید این بحران را به عنوان یک مسئله اساسی و حیاتی در دستور کار خود قرار دهند و طرحهای جدید، نوآورانه و جامع برای ساماندهی وضعیت کودکان کار خیابانی تدوین کنند. در غیر این صورت، کودکان کار خیابانی همچنان در گوشههای ناپیدای جامعه فراموش خواهند شد، و این مسئولیت اجتماعی هرگز از دوش ما برداشته نخواهد شد.