حقیقت این است که پلتفرمهای اینترنتی حملونقل، طی چند سال گذشته نهفقط مدل جابهجایی شهری را دگرگون کردهاند، بلکه انتظارات مردم از «خدمترسانی» را نیز تغییر دادهاند. مدل سنتی تاکسیرانی با نرخگذاریهای خشک، نظارتهای کاغذی، ناوگانی فرسوده و رانندگانی که گاهی بدون سیستم مشخصی فعالیت میکنند، دیگر پاسخگوی نیاز شهروند امروزی نیست.
ورود شهرداری به عرصه تاکسیهای هوشمند، گرچه در ظاهر یک اقدام مثبت و پاسخ به نیاز شهروندان است، اما زمانی اتفاق میافتد که بازار، قواعد خود را تثبیت کرده است. پلتفرمهای خصوصی، با تکیه بر سرمایهگذاری، توسعه زیرساخت و ارتباط مستقیم با کاربران، نهتنها برند ساختهاند بلکه عادت رفتاری مردم را نیز تغییر دادهاند.
بر اساس آنچه ایرنا گزارش داده، سامانه تاکسی برخط پایتخت که از ۶ بهمنماه امسال راهاندازی شده، در مرحله نخست تنها ۳۴ هزار تاکسی را تحت پوشش قرار داده است. این در حالیست که تهران، شهری با بیش از ۸ میلیون نفر جمعیت روزانه، نیازمند شبکهای چابک، پاسخگو و گسترده است؛ چیزی که تاکسیهای رسمی مدتهاست در ارائه آن ناکام بودهاند.
نرخگذاری هوشمند، عدم امکان تغییر نرخ توسط راننده و در نظر گرفتن عواملی مانند آبوهوا و شیب مسیر در تعیین کرایه، از جمله امکانات اعلامشده در این سامانه است. اما این ویژگیها، چیزی نیست که برای کاربر امروزی «جدید» باشد. کاربران سالهاست به محاسبه خودکار قیمت، قابلیت ردیابی راننده، پشتیبانی ۲۴ ساعته و حق انتخاب وسیله نقلیه عادت کردهاند.
مسئله اصلی، نه وجود سامانه جدید، بلکه مالکیت و مدیریت آن است. تجربه نشان داده هر جا که ساختار دولتی یا شبهدولتی وارد فضای رقابتی با بخش خصوصی شده، معمولاً شکست خورده است. از اپلیکیشنهای پرداخت گرفته تا پلتفرمهای فروش بلیت، نسخههای دولتی یا با استقبال روبهرو نشدهاند یا خیلی زود از گردونه رقابت کنار رفتهاند.
دلیلش ساده است، در ساختار دولتی، تصمیمگیری کند، فرآیندها سنگین، و انگیزهها بیشتر سیاسیاند تا اقتصادی. در مقابل، پلتفرمهای خصوصی با تمام نقدهایی که به آنها وارد است – از کمکردن سهم راننده تا انحصارطلبی – لااقل توانستهاند تجربهای روانتر، سریعتر و مبتنی بر نیاز واقعی مردم ارائه دهند.
مدیرعامل سازمان تاکسیرانی تاکید کرده که تاکسیهای رسمی شهرداری به دلیل فرآیند گزینشی دقیق، گزینهای مطمئن برای سفرهای درونشهری هستند. اما باید پرسید این نظارت دقیق چرا تاکنون منجر به اصلاح چهره تاکسیهای شهری نشده؟ چرا هنوز بسیاری از شهروندان ترجیح میدهند به جای تاکسی زرد رسمی، از خدمات خصوصی استفاده کنند؟ واقعیت این است که اعتماد عمومی به دلیل تجربه روزمره ساخته میشود، نه ادعاهای رسمی.
ورود فناوری به حملونقل شهری، اتفاقی عظیم و انکارناپذیر بوده است. اپلیکیشنهای درخواست خودرو، نهفقط روش سنتی ایستادن کنار خیابان را حذف کردهاند، بلکه توزیع تقاضا، بهینهسازی مسیر و قیمتگذاری رقابتی را نیز وارد این صنعت کردهاند. این تحول، کاملاً از دل بخش خصوصی بیرون آمده و شهرداریها در بهترین حالت، تماشاگر آن بودهاند.
اکنون که بدنه مدیریت شهری تصمیم گرفته وارد میدان شود، انتظار میرود حداقل با درک عمیقتری از خواستههای مردم و واقعیت بازار عمل کند. رقابت با پلتفرمهای جاافتاده، نیازمند چیزی فراتر از یک اپلیکیشن تازهنفس است. شفافیت، خدمات مشتری واقعی، واکنش سریع به خطاها و نگاه دادهمحور، چیزهایی هستند که ساختارهای رسمی هنوز در آنها عقب ماندهاند.