به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در تهران، جایی که روز به روز بر تعداد کارگاهها و کارخانههایی که از نیروی کار اتباع افغانستانی استفاده میکنند افزوده میشود، هیچچیز به اندازه تغییرات در بازار کار و دستمزدها جلب توجه نمیکند. کارگران افغانستانی که روزگاری به عنوان نیروی کار ارزانقیمت در گوشه و کنار شهر مشغول به کار بودند، امروز تبدیل به کارفرمایان جدید شدهاند. این تغییر، نه تنها ساختار اشتغال را در بخشهای مختلف اقتصادی تغییر داده، بلکه بر امنیت اجتماعی و اقتصادی کشور نیز تاثیرات عمیقی خواهد گذاشت.
اگرچه روزگاری نیروی کار مهاجر افغانستانی تنها به کارگر ساده در بخشهای مختلف صنعتی و خدماتی محدود بود، امروز آنها در حال تبدیل شدن به کارفرمایان جدید صنایع مختلف هستند. از کارگاههای کوچک تولیدی تا کارخانههای بزرگ، اتباع افغانستانی به وضوح در حال تصاحب بازار کار و تبدیل شدن به نیروهای اقتصادی قدرتمند هستند. جالبتر آنکه این کارفرمایان جدید نه تنها ایرانیها را در مشاغل غیررسمی به کار گرفتهاند، بلکه به نوعی بازار اشتغال ایران را در دست گرفتهاند.
یکی از بزرگترین تغییرات این است که در برخی صنایع، مثلا تولید کیف و کفش، کارفرمایان افغانستانی به وضوح وارد چرخه شده اند.در این بخشها، ایرانیها به عنوان کارگر برای اتباع افغانستانی کار میکنند. این مسأله نه تنها باعث به وجود آمدن شرایط ناعادلانه برای کارگران ایرانی شده است، بلکه روند اشتغال ایرانیها را به شدت تحت تأثیر قرار داده و آنها را در معرض رقابت شدید با نیروی کار مهاجر قرار داده است.
در حالی که برخی از مسئولان به این موضوع تنها از زاویه مثبت نگریسته و آن را فرصتی برای تقویت تولید داخلی میبینند، واقعیت این است که این تغییرات از ابعاد مختلف خطرات زیادی به همراه دارد. مهمترین خطر آن است که اقتصاد ایران به جایی رسیده است که نیروی کار ارزانقیمت دیگر نه فقط به عنوان کارگر، بلکه به عنوان کارفرما در حال تسلط بر بازار است. این یعنی، ایرانیها به تدریج جایگاه خود را در بسیاری از صنایع از دست میدهند.
مسأله تنها رقابت با اتباع نیست، بلکه بحرانهای شغلی و اختلال در نظم بازار کار میتواند تهدیدهای بزرگتری به همراه داشته باشد. کارگران ایرانی که حالا برای گرفتن شغلی در رقابت با اتباع افغانستانی قرار دارند، با مشکل بیکاری و نابرابریهای اجتماعی مواجه میشوند. این روند به طور مستقیم بر سطح درآمدها، قدرت خرید و امنیت اقتصادی خانوادهها تاثیر میگذارد.
در این شرایط، دولت که باید نظارت جدی بر بازار کار و شرایط اشتغال اتباع خارجی داشته باشد، به نظر میرسد که در بسیاری از موارد از این تغییرات بیخبر یا دستکم بیتفاوت است. هیچ نظارت جدی بر نحوه بهکارگیری اتباع در مشاغل مختلف وجود ندارد و این امر میتواند در آینده به بحرانی بزرگتر تبدیل شود. دولت ایران در حالی که بر معضل بیکاری داخلی غلبه نکرده، به سادگی اجازه داده است که اتباع افغانستانی در موقعیتهای مدیریتی و کارفرمایی قرار گیرند.
این وضعیت خطرات زیادی به همراه دارد. علاوه بر نارضایتیهای اجتماعی و احساس تبعیض در میان کارگران ایرانی، این روند میتواند به افزایش تنشها و بحرانهای اجتماعی در آینده منجر شود. روندهایی مانند این میتواند منجر به شکافهای طبقاتی عمیقتر و دستاندازی به نظم اجتماعی شود که در بلندمدت میتواند بر امنیت کشور تاثیرگذار باشد.
این وضعیت تنها به تبعات اقتصادی محدود نمیشود. تغییرات در ساختار اشتغال، که در ابتدا به نظر میرسید فرصتی برای رشد اقتصادی باشد، اکنون به تهدیدی برای امنیت اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است. هنگامی که تبعات نابرابریهای شغلی و رقابت شدید بین ایرانیها و اتباع به مرزهای اجتماعی برسد، ممکن است مشکلات جدیتری به وجود آید. این وضعیت میتواند به افزایش نارضایتی عمومی، تنشهای قومی و اجتماعی و احساس بیعدالتی در میان کارگران ایرانی دامن بزند.
ایران امروز در آستانه تغییرات گستردهای در بازار کار خود قرار دارد. به جای ادامه دادن به سیاستهای بیتوجه و بازار کار بدون نظارت، باید رویکردی جدید و مسئولانه اتخاذ کرد تا از بحرانهای اجتماعی و اقتصادی بیشتر جلوگیری شود.وقت آن رسیده است که سیاستهای اشتغال در ایران اصلاح شوند و نظارت بر استخدام و فعالیت های اقتصادی اتباع بهطور جدی پیگیری شود.