تیم ملی فوتبال ایران برای هفتمین بار و برای چهارمین بار متوالی به جام جهانی راه یافت. جام جهانی ۲۰۲۶ از ۲۱ خرداد تا ۲۸ تیر ۱۴۰۵(۱۱ ژوئن تا ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۶) بهطور مشترک توسط ۱۶ شهر در سه کشور آمریکای شمالی؛ کانادا، مکزیک و ایالات متحده آمریکا میزبانی خواهد شد.
برگزاری جام جهانی توسط سه کشور نشانی از همکاری و وحدت جهانی است که تاکنون بی سابقه بوده است، البته جام جهانی ۲۰۰۲هفدهمین دورهٔ مسابقات جام جهانی بود که به میزبانی مشترک کشورهای کرهٔ جنوبی و ژاپن برگزار شد. هر یک از این کشورها توانایی برگزاری انفرادی جام جهانی را داشتند، بنابراین برگزاری مشترک مسلماً اهداف خاصی را دنبال میکند.
هدف ما از نگارش این یادداشت کوتاه این نیست که در مورد میزبانی سه کشور از جام جهانی و یا در مورد راهیابی ایران به این مسابقات صحبت کنیم؛ بلکه دلیل آن بیان مطالبی در مورد جامعهشناسی فوتبال و تأثیرات آن در جهان مدرن است.
خوانندگان مستحضر هستند که دنیای مدرن به ورزش حرفهای جایگاه مهمی داده است، برگزاری مسابقات ورزشی بخشی از سبک زندگی دنیای مدرن شده و همواره بر تنوع رشتههای ورزشی افزوده میشود. بشر از ورزش سنتی به ورزش مدرن روی آورده و ورزشهایی به وجود آمده که سابقه و عمر چندانی ندارند و با دیدن بعضی از آنها حیرتزده میشویم.
فوتبال به عنوان فراگیرترین و پرطرفدارترین ورزش جهان، تأثیر بسیار زیادی بر همه ابعاد زندگی فردی و جمعی مردم جهان خصوصاً در اروپا و آمریکای جنوبی دارد. زندگی در این کشورها با فوتبال عجین شده و زندگی بدون فوتبال معنا ندارد. این سبک از زندگی به شدت در حال گسترش در دیگر کشورهای جهان است و کمتر کشوری را میتوان یافت که مردم آن علاقهمند فوتبال نباشند، حتی اگر ورزش اول آنها رشته دیگری باشد.
در ورزش امروز هر بازیکن و ورزشکار، ارزش و دارایی شناخته میشود و به اصطلاح بر روی او قیمت گذاشته میشود، و خرید و فروش میشود، اگرچه ممکن است در نگاه اول این امر با کرامت انسانی سازگار نباشد، اما به نظر میرسد این کار از لوازم ورزش حرفهای است و از جهت دیگر قدر ورزشکار بیشتر شناخته میشود.
فوتبال، ورزش گروهی است که با حجم طرفداران و علاقهمندان در بزرگترین استادیومهای ورزشی برگزار میشود و علاوه بر آن جمعیت زیادی از مردم جهان از طریق رسانهها خصوصاً تلویزیون آنرا به صورت مستقیم و زنده مشاهده میکنند.
مردم در گوشهوکنار جهان به توپی مینگرند که زیر پای فوتبالیستهای مشهور و گرانقیمت به این طرف و آن طرف میرود و انتظار می کشند که لحظهای از خط دروازهها بگذرد و به تور بچسبد. هیاهو ورزشگاه ها را پُر میکند و هیجانی تولید میشود که در هیچ جای دیگری شنیده نمیشود.
موفقیتهای فوتبال به کودکان و جوانان و عاشقان و طرفداران ورزش، امید و اشتیاق و انگیزه برای تلاش بیشتر می دهد. برای آنها رؤیاسازی می کند و آنها را سرزنده و پویا نگه می دارد، تا افتخارات را تکرار کنند و راه موفقیت و سربلندی کشورشان را با صلابت طی کنند.
گذشته از بحثهای اجتماعی فوتبال، آوازه و نام کشورها هم با حضور در جام جهانی به عنوان بزرگترین رویداد فوتبالی در جهان در گوش همه جهانیان شنیده میشود و کاری که نیاز به سالها تلاش و کوشش دارد با یک ضربه توپ در دروازه، انجام میشود و کشور مورد نظر در عرصه جهانی دیده میشود.
امروزه هر کشوری که فوتبال در سطح جهانی داشته باشد، میان مردم دنیا شناختهشدهتر است، تا جایی که مثلاً هویت کشورهایی مانند برزیل و آرژانتین به فوتبال وابسته است و هر کس نام این کشورها را بشنود، به یاد فوتبال و یا بازیکنان فوقستاره آنها میافتد یا برعکس.
فوتبالیستهای مشهور ایرانی هم هویت ما محسوب میشوند، در برخی از کشورهای همسایه وقتی متوجه میشوند که ایرانی هستیم، نام فوتبالیستهای کشور ما را به زبان میآورند و با این کار آشنایی خود را از کشور ما نشان میدهد
سیاست پیوندی ناگسستنی با فوتبال دارد، سیاست گوشه ای به نظاره ننشسته تا از ظرفیت فوتبال در عرصه جهانی بگذرد و ناکام بماند. سیاستمداران هم به نحو مطلوب از فوتبال بهره می گیرند و در راه اهداف خود از آن استفاده می کنند. مسابقات دوستانه در جهت صلح جهانی یکی از این اقدامات است. بهره گیری و استفاده سیاستمداران برای محبوب شدن از بازیکنان مشهور و ستاره یکی از ترفندهای سیاستمداران است. به هر حال سیاست به خوبی می داند که چگونه از این ظرفیت استفاده کند.
امروزه اقتصاد که بخش جدایی ناپذیر ورزش شده است، در حوزه فوتبال از چنان وسعت، حجم و عمقی برخوردار است که فوتبالیست و مربیان از مرفه ترین اقشار کشورها محسوب می شوند. صنعت بزرگ لوازم فوتبال نیز پشت سر ورزش در جریان است، به هر حال فوتبال می تواند چندین حوزه از اقتصاد را فعال کند.
باشگاههای ورزشی خصوصاً باشگاههای فوتبال از ثروتمندترین بنگاههای اقتصادی محسوب شده و در رشد و توسعه کشورها نقش مهمی برعهده دارند. امروزه صنعت فوتبال یکی از صنایع پولساز دنیاست، اما برخلاف همه جهان که ورزش یکی از حوزههای جذب ثروت است و باشگاههای ورزشی از ثروت بالایی برخوردارند و مالیاتهای خوبی از باشگاهها و فوتبالیستها به اقتصاد کشورها وارد میشود، در ایران ما این عرصه هم دولتی است و باشگاهها منتظر تزریق پول از سوی دولت هستند و سرمایه خصوصی ندارند، حتی ورزشگاه اختصاصی ندارند که این وضعیت هم نشاندهنده شکل ناهنجار و خارج از عرف بین الملل اقتصاد و ورزش ایران است.
ورزش در ایران(در اینجا بحث ما فوتبال) دولتی است و از بیتالمال، مبالغ هنگفتی به باشگاهها تزریق میشود که نیازمند اصلاحات اساسی است که علیرغم بحثهای متفاوت در این باره هنوز به نقطه مطلوبی نرسید. مشکلات دیگری نیز گریبانگیر ورزش ایران خاصه فوتبال است که نیازمند بررسی و پیدا کردن راهحل هایی برای عبور از این وضعیت نادرست است که امیدواریم مسئولان بیشتر به این موضوعات اهمیت دهند.