به گزارش اقتصادنیوز، ژئوپلتیکال فیوچر با انتشار یادداشتی مدعی شد: آفریقا که مدتها درگیر تنشهای ژئوپلیتیکی و مناقشات ارضی بود، با توافق اخیر بین اتیوپی و سومالی در باب دسترسی دریایی اتیوپی، شاهد پیشرفت چشمگیری است. این توافق با میانجیگری ترکیه، سنگ بنای تنش زدایی بعد از رقابت نزدیک به یک دهه بین دو کشور است، نشان دهنده نفوذ دیپلماتیک رو به رشد آنکارا در منطقه نیز قلمداد میشود. با این حال، ابهامات توافق و پویایی پیچیده منطقه بر چالشهای پیش رو تاکید دارد.
به نوشته این نشریه، تلاش اتیوپی برای دسترسی مطمئن به دریا پس از استقلال از اریتره در سال 1993 که موجب شد تا محصور در خشکی شود، به بخش مهمی از استراتژی ملی این بازیگر تبدیل شده است. از دست دادن خط ساحلی به شدت بر اقتصاد و امنیت اتیوپی تأثیر گذاشت و این بازیگر را وادار کرد تا برای تجارت دریایی به جیبوتی تکیه کند.
در حالی که جیبوتی به عنوان یک راه نجات حیاتی عمل کرده، این وابستگی همچنین اتیوپی را در برابر هزینههای بالاتر، تنگناهای لجستیکی و اهرمهای ژئوپلیتیکی در تعامل با همسایه کوچکتر خود آسیبپذیر کرده است. اتیوپی که مصمم به کاهش اتکای خود به جیبوتی است، بررسی گزینههای جایگزین را آغاز کرد.
این پیگیری در ژانویه 2024، زمانی که آدیس آبابا توافق نامهای را با سومالی لند، منطقه مستقل سومالی امضا کرد، چرخش چشمگیری داشت. سومالی لند که برای چندین دهه به دنبال به رسمیت شناختن بینالمللی بوده، کنترل بندر استراتژیک بربرا را در دست دارد؛ یک دارایی کلیدی در مسیرهای اصلی کشتیرانی جهانی.
یادداشت تفاهم بین اتیوپی و سومالی لند نشان میدهد که اتیوپی ممکن است در ازای دسترسی ممتاز به بندر، به رسمیت شناختن سومالی لند را در نظر بگیرد. در حالی که این امر نوید تنوع مسیرهای تجاری اتیوپی را میداد، واکنش شدید سومالی را برانگیخت که سومالی لند را بخشی جدایی ناپذیر از قلمرو مستقل خود میداند.
اعتراضات موگادیشو سریع و صریح بود. سومالی این توافق را تهدیدی مستقیم برای تمامیت ارضی خود و سابقهای خطرناک میدانست که میتواند جنبشهای جداییطلب در سراسر منطقه را جسور کند. در پاسخ، سومالی آمادگی نظامی خود را افزایش داد و یک کارزار دیپلماتیک تهاجمی را آغاز کرد، از شرکای منطقهای و جامعه بینالمللی خواست تا با اقدامات اتیوپی مخالفت کنند.
با افزایش تنشها، مشخص شد که قرار است شاهد درگیری طولانیمدت و فاجعهآمیز باشیم؛ نه فقط برای اتیوپی و سومالی، بلکه برای شاخ آفریقا بهطور کلی. چنین درگیری خطر تشدید بحرانهای انسانی، بیثباتی مسیرهای تجاری و ایجاد فرصتهایی برای گروههای افراطی جهت بهرهبرداری از هرج و مرج را به همراه داشت.
با درک این خطرات، هر دو کشور در نهایت به کاهش تنشها روی آوردند. تلاشهای آنها توسط ترکیه تقویت شد و ترکیه با واسطهگری وارد میدان شد. با توجه به روابط دیرینهاش با هر دو کشور، ترکیه نقش مهمی در آوردن این دو به میز مذاکره ایفا کرد و به تغییر تمرکز از رویارویی به گفتگو کمک کرد.
ترکیه تحت رهبری رجب طیب اردوغان، با میزبانی سه دور مذاکرات، نقشی اساسی در حل و فصل تنشهای فزاینده بین اتیوپی و سومالی ایفا کرد. این گفتگوها زمینهساز توافقی شد که یکپارچگی ارضی هر دو کشور را مجدداً تأیید کرد و در عین حال طرحی را برای اتیوپی جهت دستیابی به مسیرهای دریایی تحت چارچوب حاکمیت سومالی ترسیم کرد.
هدف این سازش، رفع نیاز اتیوپی به مسیرهای تجاری بدون تضعیف وحدت ملی سومالی است. این توافق که قرار است تا آوریل 2025 نهایی شود، گامی مهم در جهت کاهش تهدید فوری درگیری نظامی بین دو کشور است. همچنین، این توافق برای ابی احمد، نخستوزیر اتیوپی و حسن شیخ محمد، رئیسجمهور سومالی، فضایی برای رسیدگی به چالشهای داخلی فراهم میکند.
در اتیوپی، این چالشها شامل تنشهای قومیتی، بیثباتی اقتصادی ناشی از کاهش ارزش پول و تلاشها برای بازسازی اعتماد پس از سالها درگیری داخلی است. در سومالی، تمرکز اکنون بر تحکیم قدرت مرکزی در یک چشمانداز سیاسی از همگسیخته و مبارزه با تهدید مستمر گروه الشباب است که همچنان به عنوان نیروی بیثباتکننده در سراسر کشور به حساب میآید.
از منظر ترکیه، تلاشها برای میانجیگری دستاوردی دیپلماتیک مهم و تأیید آشکار نفوذ فزاینده این کشور در شاخ آفریقا است. در طول دهه گذشته، آنکارا بهطور پیوسته حضور خود را در این منطقه عمیقتر کرده و با ترکیب سرمایهگذاری اقتصادی، همکاریهای امنیتی و کمکهای بشردوستانه، اعتماد و مشارکت را ایجاد کرده است.
ایفای نقش به عنوان یک میانجی بیطرف در مذاکرات اتیوپی-سومالی، شهرت ترکیه را به عنوان یک شریک قابل اعتماد و عملگرا که قادر به میانجیگری در برخی از چالشبرانگیزترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان است، مستحکم کرده است.
این توافق همچنین زمینه را برای بهرهبرداری ترکیه از مزایای بلندمدت آماده میسازد. شرکتهای ترکیهای اکنون آماده مشارکت در پروژههای زیربنایی بزرگ مرتبط با این قرارداد هستند، از جمله ساخت و ارتقای بنادر، شبکههای حملونقل و سایر تسهیلات مرتبط با تجارت. این نه تنها یک پیروزی برای تجارت ترکیه است، بلکه بخش مهمی از استراتژی گستردهتر آنکارا برای گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی خود در قاره سیاه به شمار میآید.
ترکیه با حمایت از توسعه در منطقه، روابط خود را با اتیوپی و سومالی تقویت میکند و در عین حال جاهطلبیهای خود را بهعنوان یک بازیگر جهانی پیش میبرد. در مقیاس بزرگتر، میانجیگری موفق ترکیه، نقش رو به رشد این بازیگر را به عنوان یک دلال قدرت در امور جهانی تقویت میکند. شاخ آفریقا موقعیت استراتژیک حساسی دارد و دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل میکند، از همین رو، ثبات در این منطقه برای تجارت و امنیت بینالمللی حیاتی است.
این توافق تا حدی خطر تشدید نظامی میان اتیوپی و سومالی را کاهش داده است. از منظر اتیوپی، این توافق مسیری برای کشف گزینههای جدید دسترسی دریایی ارائه میکند که میتواند وابستگی این کشور به جیبوتی را در حوزه تجارت کاهش دهد.
در عین حال، سومالی با تقویت حاکمیت خود بر مذاکرات دریایی، پیروزی دیپلماتیک قابل توجهی به دست آورده است. موگادیشو با اطمینان از اینکه هرگونه دسترسی اتیوپی به بنادر تحت کنترل سومالی قرار دارد، ادعاهای ارضی خود را تقویت کرده و خود را به عنوان یک بازیگر کلیدی در ژئوپلیتیک شاخ آفریقا مطرح کرده است.
با این حال، این توافق سوالات حلنشدهای باقی میگذارد که در صورت عدم رسیدگی، میتواند تنشها را دوباره شعلهور کند. یکی از موضوعات مهم، یادداشت توافق قبلی اتیوپی با سومالیلند است که پیشنهاد میکرد آدیس آبابا ممکن است استقلال سومالیلند را در ازای دسترسی به بندر بربرا به رسمیت بشناسد.
با قرارداد جدید که بر حاکمیت سومالی تأکید میکند، اتیوپی با چالشی متعادلکننده مواجه است: چگونه روابط خود را با سومالیلند حفظ کند بدون اینکه سومالی را از خود بیگانه سازد. علاوه بر این، شرایط خاص ترتیبات تعریفشده برای دسترسی اتیوپی به بندر تحت صلاحیت سومالی همچنان نامشخص است و در صورت متفاوت بودن انتظارات، نقاط اشتعال بالقوهای ایجاد میکند. اگر این مسائل قبل از نهایی شدن برنامهریزیشده توافق در آوریل 2025 روشن نشود، آرامش شکننده میتواند جای خود را به درگیری دوباره بدهد.
برای سومالیلند، این توافق ضربه مهمی به جاهطلبیهایش برای به رسمیت شناخته شدن بینالمللی است. در حالی که اتیوپی بهصراحت از قرارداد قبلی خود با سومالیلند صرفنظر نکرده، تمرکز مجدد بر حاکمیت سومالی اهرم مذاکره سومالیلند را تضعیف میکند. این عقبنشینی چالش بزرگتری برای سومالیلند بهوجود میآورد؛ تلاش این بازیگر برای استقلال اغلب به دلیل اولویتهای ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگتر که ثبات منطقهای را بر تغییر مرزها ارجح میدانند، کنار گذاشته میشود.
براساس گزارشهایی که نشان میدهد ایالات متحده ممکن است سومالیلند را بهعنوان یک کشور مستقل به رسمیت بشناسد، وضعیت پیچیدهتر میشود. اگر این شناسایی محقق شود، پویاییهای فعلی برهم میخورد و چنین تغییری میتواند بهطور بالقوه تنشها را تشدید کند.
در این میان، توافق اتیوپی و سومالی همچنین نشاندهنده یک ضرر استراتژیک برای مصر است که مدتهاست در پی مقابله با نفوذ فزاینده اتیوپی در شاخ آفریقا بوده است. برای سالها، مصر از سومالی بهعنوان بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای منزوی کردن اتیوپی و به چالش کشیدن اقدامات یکجانبه آن در رود نیل، بهویژه در مورد سد بزرگ رنسانس اتیوپی (GERD)، حمایت کرده است. مصر امیدوار بود با همسو شدن با سومالی، توانایی اتیوپی برای گسترش دامنه منطقهای خود را کاهش دهد.
میانجیگری موفق ترکیه اکنون این استراتژی را مختل کرده است. این توافق راه را برای اتیوپی جهت ایجاد دسترسی دریایی هموار میکند و بهطور بالقوه این کشور را قادر میسازد تا قابلیتهای دریایی و اقتصادی خود را توسعه دهد، که اتکای آن به شرکای سنتی مانند جیبوتی را کاهش میدهد. این تغییر، قدرت اتیوپی در شاخ آفریقا را تقویت کرده و توانایی مصر را برای تحت فشار قرار دادن آدیس آبابا از طریق اتحادهای خود در منطقه تضعیف میکند. علاوه بر این، نفوذ فزاینده ترکیه، به هزینه مصر، قدرت اهرم قاهره در بخشی از جهان را کاهش میدهد.
در حالی که این توافق نشاندهنده یک پیشرفت دیپلماتیک است، اما بهدور از یک راهحل تضمینشده برای چالشهای منطقهای است. وضعیت حلنشده معامله اتیوپی با سومالیلند، همچنان که کار فنی و لجستیکی مورد نیاز برای اجرای مقررات دسترسی دریایی است، حل پیچیدگیهایش به اراده سیاسی نیاز دارد. همزمان، چشمانداز منطقه لایهای دیگر از دشواری را ترسیم میکند.
شاخ آفریقا منطقهای بیثبات است که در آن اتحادها بهطور مکرر تغییر میکنند و اختلافات محلی اغلب پیامدهای گستردهای دارد. بازیگران خارجی مانند مصر، ایالات متحده و ترکیه احتمالاً به تأثیرگذاری بر پویاییها ادامه خواهند داد، گاهی اوقات بهگونهای که ممکن است توانایی اتیوپی و سومالی را برای حفظ توافق خود پیچیده کند.
میانجیگری موفقیتآمیز ترکیه در توافق اتیوپی و سومالی نقطه عطفی در نفوذ فزاینده این کشور در شاخ آفریقا است. آنکارا با میانجیگری در یک معامله میان دو کشوری که در یک مناقشه حساس محبوس شدهاند، خود را بهعنوان یک قدرت کلیدی در منطقهای که از لحاظ تاریخی تحت سلطه بازیگرانی مانند مصر و امارات بوده، مطرح کرده است.
همانطور که قبلاً ذکر شد، ترکیه از طریق ترکیبی از سرمایهگذاریهای استراتژیک، کمکهای بشردوستانه و مشارکتهای امنیتی، حضور قدرتمندی در شاخ آفریقا دارد. این گزاره در هیچ کجا به اندازه سومالی مشهود نیست، جایی که ترکیه در زیرساختها، توسعه و همکاریهای نظامی، از جمله ایجاد یک پایگاه آموزشی در موگادیشو، سرمایهگذاری زیادی کرده است. این تلاشها اعتماد و حسننیت را تقویت کرده و به ترکیه اجازه میدهد تا با اعتبار و بیطرفی میانجیگری کند.
در این میان، زمان توافق هم بسیار مهم است. شاخ آفریقا که در چهارراه راههای تجارت جهانی قرار دارد و مملو از فرصتهای استراتژیک است، به صحنهای برای رقابت میان قدرتهای جهانی و منطقهای تبدیل شده است. موفقیت ترکیه در حل و فصل یک مناقشه کلیدی در این منطقه، جایگاه این کشور را نهتنها در آفریقا، بلکه در صحنه بینالمللی افزایش میدهد.
با این حال، قاطعیت فزاینده ترکیه در منطقه بدون چالش نیست. یکی از فوریترین نگرانیها، فشار احتمالی بر روابط اخیر این کشور با مصر است. پس از سالها تنش بر سر اختلافات ایدئولوژیک و رقابتها در لیبی و مدیترانه شرقی، آنکارا و قاهره اخیراً گامهایی در جهت آشتی برداشتهاند. اما نقش مرکزی ترکیه در میانجیگری توافق اتیوپی-سومالی، محدودیتهای این نزدیکی را آشکار کرده است.
برای مصر، شاخ آفریقا نمایشی انتقادی است که عمدتاً ناشی از تنشها بر سر سد بزرگ رنسانس اتیوپی است. قاهره بهعنوان بخشی از استراتژی خود برای انزوای دیپلماتیک آدیسآبابا و مقابله با نفوذ فزاینده اتیوپی، بهدنبال همسویی با سومالی و سایر کشورهای شاخ آفریقا بوده است.
موفقیت ترکیه در تسهیل توافق، ضربهای به اهرم فشار مصر در منطقه وارد کرده است. رویکرد اردوغان نهتنها اهرم فشار اتیوپی را تقویت میکند، بلکه نشاندهنده توانایی رو بهرشد ترکیه برای قدم گذاشتن در نقشهایی است که مصر بهطور سنتی بهدنبال تسلط بر آن بوده است.
بعید است که این پویایی بهطور کامل روابط مصر و ترکیه را از مسیر خود خارج کند، اما پیچیدگیهای جدیدی را ایجاد خواهد کرد. قاهره ممکن است نفوذ فزاینده آنکارا در شاخ آفریقا را با سوءظن ببیند، بهویژه که ترکیه همچنان به تعمیق روابط خود با اتیوپی و سومالی ادامه میدهد. برای ترکیه، چالش مدیریت این عمل متعادلکننده حساس است – حفظ جاهطلبیهای استراتژیک خود در آفریقا بدون تشدید مجدد تنشها با مصر.
توافق اتیوپی و سومالی نشاندهنده گامی مهم در جهت کاهش تنشها در شاخ آفریقا است که به هر دو کشور فرصتی برای تمرکز بر چالشهای داخلی فوری میدهد. نقش ترکیه بهعنوان میانجی نشاندهنده نفوذ فزاینده این بازیگر در منطقه است، در حالی که ابهامات توافق و مسائل حلنشده بر شکنندگی این صلح تأکید میکند.
با توجه به روابط اتیوپی و سومالی، مسیر پیش رو به مذاکرات فنی موفق و تعهد پایدار بستگی دارد. برای ترکیه، این توافق شهرت این بازیگر را بهعنوان یک میانجی توانمند تقویت میکند و آنکارا را بهعنوان یک بازیگر مسلط در شاخ آفریقا قرار میدهد.
با این حال، صفحه شطرنج ژئوپلیتیکی سیال باقی میماند و منافع رقابتی از مصر، سومالیلند و دیگر بازیگران منطقهای آماده شکلگیری فصل بعدی این داستان در حال تحول هستند.
در نهایت باید گفت که نقش ترکیه در توافق اتیوپی و سومالی نیز منعکسکننده تغییرات ژئوپلیتیک گستردهتر است. شاخ آفریقا بهواسطه حضور کشورهایی مانند چین، امارات و عربستان سعودی در کنار ترکیه به کانون رقابت جهانی تبدیل شده است. آنکارا با میانجیگری موفقیتآمیز این توافق، توانایی خود را در رقابت با این بازیگران نشان داده است و مدلی از تعامل را به نمایش میگذارد که دیپلماسی، سرمایهگذاری اقتصادی و گسترش فرهنگی را در هم میآمیزد.
در حالی که این توافق یک پیروزی قابل توجه برای ترکیه است، اما با خطراتی نیز همراه است. ایجاد تعادل بین جاهطلبیهای خود در آفریقا با حساسیتهای بازیگران منطقهای و جهانی کار کوچکی نخواهد بود. قدرتهایی مانند مصر، امارات و عربستان سعودی ممکن است نقش رو بهگسترش آنکارا را با تردید رصد کنند، از همین رو مدیریت این روابط نیازمند دیپلماسی دقیق است.
در عین حال، ترکیه باید اطمینان حاصل کند که تعامل این کشور پایدار است و کشورهایی که میخواهند بر آن تأثیر بگذارند، با دید مثبت نگاه میکنند. این به معنای ادامه سرمایهگذاری در زیرساختها، توسعه و ابتکارات بشردوستانه برای تقویت موقعیت خود بهعنوان یک شریک سازنده است.