به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، انقلابها دگرگونی در نهادهای اساسی یک جامعه هستند که بر اساس منازعه در قدرت شکل میگیرند. این تعریف یکی از سادهترین و در عین حال رایجترین تعاریف "انقلاب" است. در طول تاریخ، وقوع انقلابها به دلیل تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع امری اجتناب ناپذیر بوده است؛ اما با این حال علل شکل گیری، توسعه و دستاوردهای انقلابها متمایز از یکدیگر است. طبعا برای مقایسه انقلابها با یکدیگر شاخصهای مختلفی وجود دارد؛ شاید مهمترین آنها را بتوان در ۴ عنصر: ۱. اهداف و آرمان ها؛ ۲. ایدئولوژی حاکم بر انقلاب؛ ۳. چگونگی رهبری و ۴. چگونگی حضور مردم برشمرد.
میتوان انقلاب اسلامی ایران را هم بر اساس این معیارها با سایر انقلابها مقایسه کرد. اما با توجه به فرا رسیدن سالروز رویداد تاریخی همه پرسی تعیین نظام سیاسی در فروردین ماه ۵۸، تنها به ذکر یک مصداق از تفاوتهای اساسی انقلاب اسلامی با سایر انقلابهای مشهور دنیا بسنده میکنیم.
انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ به عنوان برجستهترین انقلاب لیبرالی، انقلاب کبیر روسیه در سال ۱۹۱۷ به عنوان بزرگترین انقلاب کمونیست و انقلاب کبیر چین در سال ۱۹۴۹ از بزرگترین انقلابهایی بودند که موفق به تغییر نظامهای موروثی و سلطنتی شدند. همچنین انقلابهایی نظیر انقلاب آمریکا که از سال ۱۷۶۵ تا ۱۷۸۳ با هدف مبارزه با سلطه امپراطوری بریتانیا، به وقوع پیوست و نتیجه آن استقلال آمریکا و تاسیس ایالات متحده بود تا انقلابهای ضد استعماری، اما با انگیزه اسلامی نظیر انقلاب الجزایر در سال ۱۹۶۲ همگی منجر به تغییر نظام سیاسی شدند. حتی انقلابهایی که در قالب بیداری اسلامی در منطقه غرب آسیا شکل گرفت نیز از این قاعده مستثنی نبودند.
اما انقلاب اسلامی ایران تفاوتی معنادار با تمامی این انقلابها داشت. این تفاوت بنیادین، تبلور اراده مردم در سرنوشت کشور از نخستین گامهای پس از پیروزی انقلاب بود. در همه انقلابهای یاد شده مخالفان نظام سابق بلافاصله پس از پیروزی، با پایه گذاری نظام مورد نظر بر اساس ایدئولوژی خویش، دوره جدیدی از حکومت را آغاز کردند. آنها اراده مخالفان را نادیده انگاشته و تنها بر آرای همراهان انقلابی خود تکیه کردند.
اما رهبری انقلاب اسلامی پس از پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷ و همچنین تشکیل دولت موقت، علی رغم اینکه با توجه به مقبولیت عمومی خود میتوانست نظام سیاسی مورد نظر خود را به صورت رسمی از همان بهمن ماه به مردم اعلام کرده و سازو کارهای متناسب با آن را ایجاد کند؛ در عین حال با اعتقاد راسخ به نقش اراده مردم در پیشبرد انقلاب، در اقدامی بی نظیر دستور برگزاری همه پرسی برای تعیین نظام سیاسی صادر نمود. اکنون دیگر تنها انقلابیون پیروز قادر به اعمال اراده سیاسی خود نبودند بلکه تمامی آحاد مردم با هر سلیقه سیاسی میتوانستند آزادانه ابراز نظر کنند.
این در حالی بود که در عرف انقلابها چنین موضوعی بی سابقه بود. امامخمینی (ره) در نهم اسفند ۱۳۵۷ ضمن پیام چهارده مادهای درباره همهپرسی آینده وعده داد خیلی زود درباره شکل حکومت، همهپرسی برگزار خواهد شد و تصریح کرد آنچه مردم با فریاد از آن پشتیبانی کرده «جمهوری اسلامی» است؛ نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم (صحیفه امام، ج ۶، ۲۶۵). ایشان از مردم خواست به جمهوری اسلامی رأی دهند. ایشان تأکید کرد مخالفان جمهوری اسلامی نیز آزادند اظهار نظر کنند و علمای شهرها و روستاها مکلفاند از آزادی مخالفان حمایت کنند و مراقب باشند هر کس رأی خود را در صندوق بیندازد (صحیفه امام، ج ۶، ۲۶۵-۲۶۶).
اعضای دولت موقت به دلیل مقبولیت امامخمینی و دشواریهای برگزاری همهپرسی خواستار اعلان جمهوری اسلامی بدون مراجعه به آرای عمومی بودند؛ اما ایشان در برابر آنان ایستاد و بر برگزاری انتخابات عمومی پای فشرد و افزود در صورت برگزارنشدن همهپرسی، در آینده خواهند گفت روحانیون با سوء استفاده از احساسات عمومی، نظام سیاسی دلخواه خود را بر مردم تحمیل کردند؛ بنابراین باید تعداد موافق و مخالف روشن شود (خاطرات سیاسی- اجتماعی دکتر سید صادق طباطبایی، ج ۳، ۲۷۲).
دولت موقت نیز در هفدهم اسفند سال ۵۷، روز دهم فروردین ۱۳۵۸ را برای همهپرسیِ تعیین نظام سیاسی کشور مشخص کرد. امام خمینی (ره) اصرار داشت همهپرسی هرچه زودتر برگزار شود و در پاسخ به دشواریهای این کار، دستاندرکاران همهپرسی را به همراهی مردم و مهمنبودن تحریکات ضدانقلاب امیدوار ساخت. بر این اساس در روزههای دهم و یازدهم فروردین ماه ۱۳۵۸ همه پرسی با حضور اقشار مختلف مردم ایران برگزار شد. فردای آن روز در تاریخ ۱۲ فروردین ماه با اعلام نتایج، روشن شد اکثریت قاطع مردم ایران با رای بیش از نود و هشت درصدی خود، "جمهوری اسلامی" را به عنوان نظام سیاسی کشورشان برگزیدهاند و این آغازی بود برای پیمودن مسیری تازه و در انداختن طرحی نو.
پژوهشگر و نویسنده: عباس کریمیان