خبرگزاری مهر، گروه استانها - بهرام قربانپور: طبیعت کمنظیر و دلفریب، وجود مناظر طبیعی و خدادادی گیلان توأم با آب و هوای حیرت انگیزش، خاطرات شیرین و به یادماندنی را برای ما در سفر به این استان خلق میکند، اما برخی از افراد به جای سپاسگزاری از این نعمت روحبخش، آن را زخمی میکنند.
پای پسماند روی نفس گیلان
طبق آخرین آمار مسئولان گردشگری گیلان، فقط در همین تعطیلات نوروزی بیش از ۷ میلیون مسافر وارد این استان شده است و رفته رفته بر این آمار افزوده میشود.
اگرچه این آمارها برای پویایی اقتصاد و معیشت گیلان امیدبخش است اما برخی رفتارهای ضدفرهنگی علیه طبیعت و محیط زیست، پا روی شاهرگ حیاتی گیلان گذاشته است.
طبیعت بکر و چشمنواز گیلان در حالی میزبان میلیونها مسافر و گردشگر از داخل و خارج از کشور است که برخی بد رفتاریها، عادات فرهنگی نادرست و ناآگاهیها سبب شده تا مناظر طبیعی گیلان به زبالهدان تبدیل شود.
از روستاهای زیبا و سنتی گیلان گرفته تا ارتفاعات ییلاقی و دل جنگلهای هیرکانی، رد پای پسماند در آن به چشم میخورد.
از کنار رودخانهها و سواحل رویایی کاسپین هم دیگر برایتان نگویم؛ جای بازی موج آب دریا با صدفهای شن، باید به تماشای شنای بطریها و زبالههای پلاستیکی بنشینیم چه منظره زننده و تأسف برانگیزی!
زبالههای پلاستیکی کابوس سواحل کاسپین
کنار ساحل اطراق میکنیم، از نسیم نوازشگر و روحبخش ساحل و بازی موجها حس زندگی میگیریم و تمام خستگیهایمان همراه با کولهباری از زباله کنار ساحل رها میکنیم، زبالههایی که حالا به کابوسی برای سواحل نیلگون کاسپین تبدیل شده است.
یا در گوشه دنجی در دل جنگلهای هیرکانی بساط چای آتشی و کباب پهن میکنیم و برای روشن کردن آتش، تبر بر تن خیس درختان میزنیم و وقتی کارمان با آتش تمام شد، شعلهها را برای سوزاندن درختان بیجان رها میکنیم.
«هیرکانِ» همیشه نگران
یا که در دل همان جنگلهای هیرکانی گیلان وقتی تمام شلوغیها، اضطراب و دلهرههای شهری را در یک روز گردی خانوادگی یا دوستانه، با قلیان چاق کردن زیر تنفس طبیعی و شاهرگ حیاتی این فسیل زنده شمال کشور، دود هوا میکنیم به ناگه دیگر یادمان میرود که پسماند هایمان را با خودمان ببریم و میرویم و این جنگل میماند و زبالههایی که بعضاً هزاران سال طول میکشد تا تجزیه شود و این هست رسم میزباننوازی مان.
رودخانهای که «کارواش» شد
از همین حوالی در شرق گیلان هم خبر میرسد که مسافرین و مجاورین، خودروهایشان را به درون رودخانه برده و از آن به جای کارواش استفاده میکنند؛ این طبیعت بیجان و نحیف تا چه زمانی باید تاوان عادات نادرست فرهنگی و ناآگاهیهای انسان را بدهد، قطعاً روزی طبیعت بر ما خشمگین خواهد شد که البته این چهره غضبناک طبیعت را بارها در قالبهای مختلف دیده و آزمودهایم اما هیچگاه «درس» نگرفتیم.
اینطور که آمارها روایت میکند روزانه بین ۲ هزار تا ۲۲۰۰ تُن زباله در گیلان تولید میشود که این آمار برای جمعیت حدود ۲ میلیون نفری استان حکایت دارد، حال با حضور بیشاز ۷ میلیون به گیلان، آمار جمعیتی شناور استان گیلان رشد بیشاز سه برابری پیدا کرد با این رشد سه برابری جمعیتی در بازه زمانی دو هفتهای، این استان با انباشت شدید پسماند و یا بهتر بگوییم با انفجار زباله مواجه میشود، این حجم از زباله در حالی در گیلان تولید میشود که این استان توانایی حل کردن زباله جمعیت هدف خودش را ندارد چه رسد به حضور سیلآسای گردشگران و مسافران!
سفرگردی بدون پیوست فرهنگی و آموزشی
آلودگی و تخریب محیط زیست هر ساله حجم عظیمی از زبالههای گردشگران در جنگلها، سواحل و روستاهای گیلان رها میشود. این آلودگی مستقیم بر سلامت مردم محلی و اکوسیستمهای شکننده تأثیر میگذارد.
رهاشدگی زبالهها در حواشی جنگلها، سواحل و رودخانههای گیلان و در کل شمال کشور دلایل مختلفی میتواند داشته باشد که بر اساس درجه بندی مهمترین دلیل این رهاشدگیها ناشی از ناآگاهی، نبود آموزش درست و عدم نهادینه سازی فرهنگ سفر است؛ تا مادامی که چپ و راست از سفر و گردشگری سخن میگوئیم و تبلیغات گستردهای برای توسعه صنعت گردش صرف میکنیم اما هیچ پشتوانه و پیوست فرهنگی و آموزشی برای آن لحاظ نمیکنیم قطعاً پسماند در پس آن بیرون میزند.
همین استان خودمان گیلان تاکنون چند دوره آموزشی و فرهنگی برای تبیین فرهنگ و آداب سفر برگزار شده است یا اینکه چه پیوست فرهنگی، آموزشی و رسانهای برای ترویج و تبیین آداب سفر در گیلان طرحریزی شده است.
فقر فرهنگی تا عقدهگشایی در سفر
وقتی هیچ آموزش و فرهنگ سازی در خصوص سفر تعریف نشده قطعاً آتش سوزی متعدد جنگلها، آلودگی تالابها، رودخانهها و سواحل را شاهد خواهیم بود و این چرخه مصائب زنجیره وار به خودمان بر میگردد.
اما یکی دیگر از دلایل آسیب به طبیعت، جنگلها و سواحل میتواند ناشی از فقر فرهنگی باشد، که این مسئله هم به آموزش و فرهنگسازی بر میگردد.
اما برخی افراد تعمدانه و حتی از روی آگاهی اقدام آلوده کردن طبیعت، جنگلسوزی و آلوده کردن سواحل و رودخانهها میکنند که این نوع افراد بسیار اندک هستند و احتمالاً تنشها، چالشها و مشکلات خانوادگی شأن را بر سر طبیعت بی جان آوار میکنند که این افراد نسخه پیشگیری ندارند و فقط باید به پزشک روانشناس و روانکاو مراجعه کنند.
آموزش سفر در روز آخر تعطیلات نوروزی!
«مسافران تحت آموزش مدیریت پسماند قرار بگیرند»؛ این جمله تاریخی را یکی از متولیان حوزه پسماند گیلان گفته که البته سخن بسیار درست و مهمی است، اما بیان این مسائل خوش رنگ و لعاب در روزهای پایانی تعطیلات نوروزی چه دردی از چالش پسماند، وادادگی و رها شدگی زبالهها در دل طبیعت و سواحل گیلان حل میکند.
مسئله آموزش و فرهنگسازی حوزه سفر باید در طول سال و مستمر صورت گیرد، با روشهای فرمایشی و پاسکاری مسئولیتها به این و آن نه مساله پسماند، بلکه هیچ مسئلهای قابل حل نیست.
اینطور که آمارها روایت میکند در طول سال گذشته بیش از ۷۷ میلیون مسافر و گردشگر وارد گیلان شده است که اگر میانگین هر مسافر، نیم کیلو زباله تولید کند چه فاجعهای رخ میدهد.
اما قصه پرغصه پسماند در گیلانِ گردشگرپذیر و مهماننواز اگرچه در روزهای عادی نگرانکننده و تهدیدآمیز است اما این مساله در ایام تعطیلات بغرنجتر میشود؛ از آتشسوزی ناشی از بی مبالاتی در جنگلهای هیرکانی گرفته تا رهاشدگی حجم انبوهی از زبالهها در خیابانها، اطراف جنگلها، سواحل و رودخانهها، گیلان را به تلی از زباله تبدیل کرده است که قطعاً با برنامهریزی درست و اصولی مدیریت پسماند و مسئولان و متولیان امور میتوان از یک فاجعه زیستمحیطی جلوگیری کرد، فاجعهای که اکنون نه تنها اکوسیستم بی جان استان را هدف قرار داده بلکه تهدیدی جدی برای طبیعت و مردم این استان است.
به نظر میرسد در کنار تعریف سبدهای زباله، جمعآوری اصولی و به هنگام زباله در روستاها و شهرها و پای کار بودن مدیریت پسماند، باید برنامهریزی هدفمندی برای آموزش و فرهنگسازی آداب سفر و سفر گردی صورت گیرد، که جای خالی این موارد در گیلان به شدت حس میشود.