خوزستان؛ «اقتصاد فلافلی» در بستر گردشگری مناطق جنگ زده

عصر ایران پنج شنبه 14 فروردین 1404 - 19:21
استانی که ثروت عظیمی از منابع ملی را در خود جای داده است، اما خودش در مضیقه است و مردمش تنها راه برای تامین زندگی حداقلی خود را دکه های فلافل یافته اند!

عصرایران ؛ حمیدرضا عسگری - برحسب علاقه شخصی به بافت قومیتی و به خصوص جغرافیا و طبیعت زیبای جنوب کشور، هرسال با شروع بهار و تعطیلات عید نوروز به یکی از شهرهای جنوبی سفر می کنم؛ و چند سالی است که مجذوب خوزستان از دزفول و شوش و شوشتر گرفته تا آبادان و خرمشهر و شادگان و... شده ام. 

انگار خاک این خطه هر گردشگری را سِحر می کند و دل کندن از آن را برایش سخت می سازد. این نه حرف یک خبرنگار بلکه از هر قشر و قومیت و با هر نگرشی که باشید با ورود به این آب و خاک دلبسته و دلداده اش می شوید.

قشنگی و جادوی خوزستان را می توان از دلبری هایش برای تمام اقشار و هرسلیقه ای مشاهده کرد. آنها که با حال و هوای معنوی به این منطقه می آیند وقتی وارد خرمشهر و شادگان و آبادان می شوند، گویا آسمان هنوز بغضی سنگین از صحنه هایی دارد که در روزهای ابتدایی جنگ مشاهده کرده است. انگار هنوز کوچه ها و خیابان های اهواز درگیر جنگ است و گویا دشت لاله های ایذه هنوز بستری امن برای خون شهدایی است که با مظلومیت تمام و دست خالی در مقابل دشمن ایستادگی می کردند تا از خاک و ناموسشان دفاع کنند.

اما آنها که به بهانه طبیعت گردی و گردشگری به این خطه وارد می شوند آغوش نخلستان ها و تنگه ها و رودخانه های خوزستان برایشان باز است و با دیدن جاذبه های طبیعی دزفول و صفی آباد و علی کله، انگشت به دهان می مانند. آنها که دل در گروی تاریخ و باستان دارند با حضور در قلعه شوش و آسیاب های حیرت انگیز شوشتر می توانند برای روزها سرگرم باشند.

وصف حیرت انگیزی های خوزستان در کلام و قلم نمی گنجد و فقط باید دید و آن را در ذهن ثبت و ضبط کرد. جالب تر اینکه هربار که به این منطقه و حتی جاهای تکراری آن سفر می کنید به گونه ای مجذوب می شوید که انگار نه انگار که سال پیش هم اینجا بودید و از این مکان ها بازدید داشته اید.
اما و اما و اما...

این همه وصف زیبایی و با این ژرفای معنوی آیا برای رسیدگی بیشتر و فراهم سازی حداقل ها برای مردم این استان کافی نیست؟!.
 اینکه مردم خودشان در برخی اسکله های دست ساز در کناره رود دز چند قایق موتوری به آب بیندازند و گردشگر جابه جا کنند بدون اینکه هیچ امکانات و تجهیزات حرفه ای درکار باشد، چگونه مدیریت و حمایت از صنعت گردشگری محسوب می شود؟!

اینکه توسعه اقتصادی ملموس برای مردم این منطقه صرفاً افزایش تعداد دکه های فلافل و سمبوسه تلقی می شود، به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. وقتی به آبادان سفر می کنید و تا قبل از رسیدن به شهر لوله های انتقال نفت و گاز را می بینید و هنگامی که در مقابل پالایشگاه با عظمت آبادان قرار می گیرید این ابهام و تامل در ذهنتان شکل می گیرد که این شهر و مردمش چرا باید دچار فقری علنی باشند.

 چرا چهره شهرها در این استان به گونه ای است که انگار هنوز از جنگ رها نشده اند و امکانات رفاهی برایشان هنوز تکمیل و فراهم نیست.

یکبار دیگر باید اشاره کرد که حرف از مناطق محروم مرزی در غرب و شرق کشور نیست، بلکه درمورد استانی صحبت می کنیم که قطب کشاورزی و انرژی کشور است. استانی که ثروت عظیمی از منابع ملی را در خود جای داده است، اما خودش در مضیقه است و مردمش تنها راه برای تامین زندگی حداقلی خود را دکه های فلافل یافته اند!

آیا ازاین مقدار آب و نفت و گازی که در خوزستان قرار دارد هیچ چیزی به مردم این استان نمی رسد. اگرمنابع و ثروت های طبیعی را نادیده بگیریم و معیار را بر باورهای ایدئولوژیک و ارزشی قرار دهیم، آیا حماسه ها و شهادت هایی که در خوزستان رخ داده کافی نیست تا نگاه ویژه ای به این خطه از کشور صورت گیرد.

شکی در این نیست که خوزستان تافته جدا بافته نیست اما ایران و ایرانیان همیشه بدهکار اهواز و آبادان و خرمشهر و... هستند. تمام اینها بیان شد تا توجه مدیران به سمت یک مدیریت صحیح در این خطه جلب شود. این استان سرشار از پتانسیل های عظیم در حوزه سرمایه گذاری در عرصه های مختلف تجاری، صنعتی، گردشگری، فرهنگی و اعتقادی است، نباید به همین سادگی از کنار آن گذشت و مردم این خطه را با دکه های فلافل تنها گذاشت...

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.