برترینها: آنطور که بهنظر میرسد بعد از گذشت چند سال از پخش سریال پایتخت، بالاخره سریالی در صدا و سیما پخش شده که توان رقابت با پایتختِ پرطرفدار را دارد. البته این نه حرف مخاطبان، بلکه حرف رسانههای مختلف است که بنظر دوست دارند یک سریال جدید را با نزدیک کردن به پایتخت مطرح کنند. مدعی این جایگاه سریال "قول مردونه" از شبکه سه سیما است. در ادامه با یک نگاه اجمالی به نکات مهم این سریال، بررسی میکنیم که چرا این مجموعه توانسته در جایگاه رقیب پایتخت قرار گیرد.
دقیقا زمانی که فکر میکردیم تاریخ انقضای داستانهای دهه ۶۰ در سینما به اتمام رسیده، این ایده پا به تلویزیون گذاشت و مورد استقبال قرار گرفت. در کل در چند سال گذشت فروختن حال و هوای گذشته و زیستن در آن زمان، ایدهی درآمدزایی است که برای مخاطبان به فروش میرسد. "قول مردونه" هم با استفاده از این ایدهی تکراری اما پرطرفدار توانست مورد توجه قرار گیرد و در بین بینندگان مطرح شود. اگر چه محدودیتهای صداوسیما ظرفیتِ تکمیلی برای به تصویر کشیدن حال و هوای دهه ۶۰ واقعی ندارد، اما با این حال سریال قول مردونه توانسته با یک گریم و طراحی صحنه درست و به اندازه یاد آن دوران را برای مخاطبان زنده کند و توجه لازم را از سوی آنها دریافت کند.
نمیتوان دقیق گفت که ساخت کمدیهای مربوط به جنگ درست و منطقی هستند یا نه اما چیزی که میتوان کمی واضحتر راجع به آن بحث کرد این است که این جنس شوخیها دیگر مورد علاقه مخاطبان نیست. اینکه یک جوان دهه شصتی تمام راه حلهای ممکن را برای فرار از جبهه و خط مقدم امتحان کند و در انتها با نیروی معنویِ درونیاش بالاخره به جبهه برود، از آن قصههای نخ نما شده است که شاید سریال قول مردونه را به بنبست بکشاند.
وقتی به سراغ دهه ۶۰ و حال و هوای آن زمان میرویم آیتمهای زیادی برای بررسی در دسترس ما هستند. اما با این حال بنظر میرسد سازندگان عادت دارند تنها از برخی از مفاهیم تکراری استفاده کنند. یکی از این مفاهیم تکراری اشاره به فرقه مجاهدین در سریالهای چندسال اخیر است. خودمان هم نمیدانیم چرا باید انقدر شاهد دسیسههای مجاهدین در آثار اخیر باشم اما بنظر میرسد استفاده از این ایده هنوز تمامی ندارد. در سریال قول مردونه مجاهدین نقش پررنگی در داستان سریال دارند اما اگر قرار است ایدهی استفاده از آنها مثل ایدههای قبلی باشد، این سریال عاقبت چندان خوشی در جدول پخش نخواهد داشت.
تا این قسمت از سریال قول مردونه، اکثر مخاطبان هنوز نتوانستهاند با کاراکترها(مخصوصا شخصیت اصلی داستان) ارتباط بر قرار کنند. در نگاه اول شاید علت این موضوع را عدم شهرت بازیگران بدانید اما نکتهای که نمیتوان از آن چشم پوشی کرد کمبود داستان و قصه برای کاراکترهاست. در واقع تمامی شخصیتها در این سریال شبیه مواد لازم یک کیک هستند: یک پسر ترسو که نمیخواهد به جبهه برود، یک پدر رزمنده در خط مقدم که میخواهد پسرش میراثدار او باشد، چندین شخصیت دلسوز و مهربان و یک شخصیت تقریبا منفی و پول پرست. همه این مواد اولیه در کنار هم میتوانند نتایج خوبی به همراه داشته باشند اما به شرط آنکه در ادامه مقدار لازم آنها در داستان مشخص و معلوم شود.
شاید چیزی که ما از آن بیخبریم این است که سریال قول مردونه در واقع با دستی پر وارد میدان شده. اگر غیر از این بود رسانههای مختلفت تا این حد به رقابت میان سریال پایتخت و قول مردونه تمرکز نمیکردند. اما تا به اینجای کار پایتخت ۷ با آبرو و محبوبیت چندین سالهاش در صدا سیما، میتواند به راحتی صدرنشین جدول پخش صدا و سیما باقی بماند اما اگر "قول مردونه" برگ برنده خود را زودتر برای مخاطبان رو کند، ممکن است رقابت اصلی تازه شروع شود. بیصبرانه منتظر شروع این رقابت هستیم.