به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه فرهیختگان نوشت: مثل مردم حرف میزد؛ مثل مردم میپوشید و البته رجوعش به نهجالبلاغه و استفاده از آن - که مهمترین مرجع شیعه برای شکلدهی حکومت عادلانه است - در نطقها و گفتگوهایش برای مردم جذاب بود.
او را با این نگاه به ساختمان ریاستجمهوری فرستادند؛ اما اتفاقات افتاده پیرامون شهرام دبیری؛ معاون پارلمانی رئیسجمهور همه اعتبار و اندوخته پزشکیان در قرابتش با نهجالبلاغه را از بین میبرد! و تلختر آن است که به جای رفتار شجاعانه، مدبرانه و معقول در نسبت با گفتارهای رئیسجمهور شاهد اظهارنظرهایی هستیم که تلخی ماجرا را برای جامعه بیشتر میکند!
بعد از چند روز از شائبه سفر آقای دبیری؛ اصل نبودن ایشان و در سفر شخصی خارجی بودن توسط ایشان تأیید میشود، آن هم با چه ادبیاتی؟! «خوبه که موضوع مسافرت من باعث سرگرمی عزیزان شده و نمیدونستم اینقدر جلبتوجه میکنه. من هم مثل خیلیها با هماهنگی تعطیلات را اومدم سفر. قطب هم نیستم. فکر نمیکنم سفر من ضرری به مردم و جامعه بزنه. فعلاً دولت و مجلس هم که جلسه ندارند. من تمام سفرهایم را با هزینه شخصی میروم و موضوع سفر هم یک مسئله شخصی است.»
فارغ از اینکه آقای دبیری در چند ماه مسئولیتشان چندین سفر شخصی خارجی دیگر هم داشتهاند و حتی معاون پارلمانی در جریان استیضاح وزیر اقتصاد دولت هم حضور نداشتند؛ اما آیا در آن نهجالبلاغه مورد تأکید رئیسجمهور مگر ننوشته «إنَّ اللّه َ تعالى فَرَضَ على أئمّةِ العَدلِ أن یُقَدِّروا أنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النّاسِ، کَیْ لا یَتَبیَّغَ بالفقیرِ فَقْرُهُ» یعنی حکمران باید شبیه ضعیفترین مردم باشد.
یعنی حتی اگر داراست باید داراییاش را کناری گذارد و در دوران مسئولیت سادهزیستی پیشه کند! مگر امیرالمؤمنین خود را اینگونه معرفی نمیکند که «إِنَّ اَللَّهَ جَعَلَنِی إِمَاماً لِخَلْقِهِ فَفَرَضَ عَلَیَّ اَلتَّقْدِیرَ فِی نَفْسِی وَ مَطْعَمِی وَ مَشْرَبِی وَ مَلْبَسِی کَضُعَفَاءِ اَلنَّاسِ کَیْ یَقْتَدِیَ اَلْفَقِیرُ بِفَقْرِی وَ لاَ یُطْغِیَ اَلْغَنِیَّ غِنَاهُ» خداوند مرا پیشوای خلقش قرار داده و بر من واجب کرده که در رفتار، خوراک و پوشش مثل یکی از افراد عادی مردم رفتار کنم تا این که فقیر به فقرم اقتدا و ثروتمند با ثروتش طغیان نکند! اینها چه قرابتی با رفتار دبیری دارد که پزشکیان را مجاب کند او را بر مصدر امور نگه دارد؟!
رئیسجمهور داعیه عدالت؛ خوب میداند که «رضایت عمومی» مردم را باید محصول نزدیکی «امکانات» به «توقعات» دانست و توقعات مردم از زندگی بهصورت دقیق همان سطحی است که مسئولان در آن هستند.
مردم اینگونه تصور میکنند که این سطح و امکانات که یک مسئول در آن قرار دارد، سطح و استانداردی است که بهطور منطقی این مسئول میتواند و باید برای جامعه نیز فراهم کند. مردم هر جامعهای در هر سطحی که باشند، زندگی خود را ضریبی از زندگی و رفاه «مسئول» و «کارگزار» جامعهای که در آن زندگی میکنند، میدانند و بهقدر نزدیکی و دوری از آن سطح زندگی، حس رضایت از زندگی یا نارضایتی و حسرت از زندگی برایشان ایجاد میشود.
حالا رئیسجمهور معاونی دارد که نه میتواند و نه میخواهد شبیه طبقه متوسط مردمش زندگی کند؛ چه رسد به فقرای جامعهاش! باز هم به نهجالبلاغه رجوع کنیم. امام علی (ع) در این کتاب حکمتروش میفرمایند: «اَلنّاسُ بِاُمَرائِهِمْ اَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ» یعنی مردم، به دولتمردان خود شبیهترند تا به پدرانشان! و حالا سؤال میشود که مردم میتوانند به دولتمردی چون دبیری شبیه باشند؟! اگر نتوانستند آن سطح از زندگی را تأمین کنند چه اتفاقی پیش میآید غیر از بدبینی؛ فاصله مردم و دولت و در نهایت طغیان؟!
از سمت دیگر ماجرا به جای آنکه مردم یک مواجهه واقعی از رئیسجمهور ببینند؛ سخنگوی دولت، خانم مهاجرانی از وضع مقررات برای اعلام سفرهای خارجی شخصی اعضای کابینه جهت شفافیت سخن میگوید! این یعنی بهواقع انگار اصلاً صورتمسئله را درک نکردهاند! و حالا باید گفت که هر یک روز ماندن آقای دبیری در سمت معاونت رئیسجمهور؛ پیام روشنش برای مردم فاصله داشتن پزشکیان با آن نهجالبلاغهای است که مستمراً از آن روایت میخواند و این باعث میشود خیلی زود در چشم مردم تنزل کند؛ آن هم مردمی که تنها دلخوشیشان به رئیسجمهور همین قرابتش با نهجالبلاغه بوده است.
رئیسجمهور میتواند با خداحافظی از دبیری هم او را برای جهانگردیاش آزاد کرده و هم حیثیت خود را بهعنوان رئیسجمهور سادهزیست علوی حفظ کند!