به گزارش همشهری آنلاین، فرهیختگان نوشت: دولت چهاردهم سال جدید را با حاشیههای جنجالی شروع کرد. اتفاقاتی که البته تنها در حاشیه باقی نماندند. نقطه شروع این حواشی با اظهار نظر رئیس بانک مرکزی درمورد عیدی لوکس به اعضای خانوادهاش بود. اما نقطه اوج آن با اخبار ضدونقیضی که درمورد سفر خارج از کشور معاون پارلمانی رئیسجمهور شروع شد، همراه شد و در ادامه هم اظهار نظر عجیب دبیری از راه دور درمورد انتقادها به سفرش، واکنش چهرههای سیاسی حامی دولت را به همراه داشت. منتقدان صراحتا از لزوم کنار گذاشتن دبیری از دولت گفتند.
پس از آن صحبتهای سخنگوی دولت درمورد برهم خوردن برنامه یادگیری شنای پروانهاش بهخاطر قبول مسئولیت سخنگویی دولت، به آتش این حواشی دمید. تا اینجای ماجرا فقط فاطمه مهاجرانی از احتمال وضع مقررات «برای سفرهای شخصی اعضای دولت به خارج از کشور» گفت و در ادامه هم اشاره کرد که «سبک زندگی اعضای کابینه، یک موضوع شخصی است، اما نباید موجب تحریک مردم شود.» اما تا لحظه تنظیم این گزارش، خبری از واکنش رئیسجمهور و دیگر اعضای دولت، به ماجرای سفر معاون پارلمانی نیست. توالی این اتفاقات و کمتوجهی دولت به اثری که این اخبار منفی بر افکار عمومی و فضای سیاسی کشور میگذارد، این زنگ خطر را به صدا درآورده که دولت علاوه برآنکه به دلایل متعدد که برخی به توانمندی دولت و برخی به تحولات جهانی و منطقهای برمیگردد، امکان برداشتن گامهای مثبت در عرصههای مختلف را ندارد، حتی توان خنثیسازی و مقابله با اقدامات منفی را هم که در بدنه دولت انجام میشود و به مقبولیت و کارآمدی آن آسیب میزند، ندارد.
در جستوجوی عاملیت ازدسترفته
خبر سفر خارجی معاون پارلمانی رئیسجمهور به قطب جنوب، در روزهایی منتشر شد که قیمت دلار شیب صعودی و بیسابقهای گرفته بود و در وهله اول قدرت خرید مردم برای تامین مایحتاج اولیهشان را هدف قرار داد. خبری که اگرچه ابتدا از منابع غیررسمی منتشر شد و پس از آنهم با تکذیب دفتر معاون پارلمانی همراه شد اما اخبار حکایت از آن داشت که خبر سفر رئیسجمهور به قطب جنوب یا هرمقصد دیگری، چندان هم خالی از واقعیت نبوده است. علنی شدن این سفر، انتقادها به دولت را صعودی کرد تا آنجا که چهرههای حامی دولت، گزینه برکناری دبیری را روی میز گذاشتند. شهاب طباطبایی، عضو شورای اطلاعرسانی دولت هم در پیامی کنایهآمیز در ایکس، نوشت: «اجازه ندهید، مهمترین ویژگی شما، گروگان گفتار و کردار این آدمها شود. بازخواستشان کنید.» در کمال تعجب اما شهرام دبیری در واکنش به این انتقادات در گروهی واتساپی نوشت: «من هم مثل خیلیها با هماهنگی تعطیلات رو اومدم سفر، قطب هم نیستم. فکر نمیکنم، سفر من ضرری به جامعه و مردم بزنه. فعلا دولت و مجلس هم جلسه ندارند.» دبیری در ادامه هم نوشت: «من کاری را که فکر میکنم درسته انجام میدم و تابهحال ضرری به مردم و جامعه نرسیده» اگرچه این سفر نوروزی دبیری حاشیههای زیادی به همراه داشت اما برمبنای اعلام چهرههای نزدیک دولت، این اولین سفر معاون پارلمانی رئیسجمهور از زمان انتصاب نبوده و «دبیری از زمان انتصاب، ۴ سفر خارجی با هزینه شخصی رفته» این روحیه لوکس معاون پارلمانی که از حلقه یاران نزدیک به رئیسجمهور به شمار میرود، آسیب مستقیم برای دولت و شخص رئیسجمهور به همراه خواهد داشت. برگزاری دو جلسه هیئت دولت بعد از تعطیلات نوروزی و غیبت شهرام دبیری و البته محمدرضا عارف در یکی از این جلسهها تمام گمانهزنیها را به یقین تبدیل کرد که مقصد سفر معاون پارلمانی رئیسجمهور آنقدر دور بود که او نتوانسته حتی برای جلسه دوم هیئت دولت خود را به جلسه برساند. در این موقعیت بالاخره سخنگوی دولت واکنشی به سفر پرحاشیه معاون رئیسجمهور نشان داد، درحالیکه چهرههای نزدیک به دولت، برکناری معاون پارلمانی را به دلایل متعدد تنها گزینه مطلوب میدانند، اما مهاجرانی از احتمال وضع قانون، برای سفرهای خارجی اعضای کابینه گفت؛ آنهم فقط برای آنکه پیش از سفر شخصی اطلاعرسانی شود. موضع خنثی سخنگوی دولت تنها به اینجا ختم نشد و او در ادامه هم تاکید کرد که سبک زندگی اعضای کابینه یک موضوع شخصی است اما نباید بهگونهای باشد که باعث تحریک مردم شود. این جنس اظهارات سخنگوی دولت تناقضی واضح با نمایش تبلیغاتیای داشت که در رقابتهای انتخاباتی، از رئیسجمهور دیده میشد، چهرههای حامی رئیسجمهور سادهزیستی و زیست مردمی او را یکی از مولفههای مهم رئیسجمهور میدانستند که در رایآوری او بیتاثیر هم نبود، علاوه برآن جلب نظر و اعتماد مردم هم یکی از شاخصهای مهم وفاق ملی بود. سفر پرماجرای دبیری و موضع خنثی دولت در این مورد در کنار دیگر اظهارات تناقضی آشکار با تصویری دارد که دولت در روزهای آغازین فعالیت و در رقابتهای انتخاباتی از خود نشان میداد، این ماجرا اما نوک کوه یخ دردسرهای دولت است؛ عدم برخورد درست قاطعانه با این رفتار دبیری، همچون دیگر رفتارهای دولت، عاملیت دولت را هدف قرار داده است و آن را بیش از پیش تهدید میکند.
پیشنهادهای ایجابی به دولت
دولت در سال جدید میبایست کارویژه خود را بر بازگرداندن عاملیت به دولت در کلان مسائل متمرکز کند. باید به این نکته توجه داشت که دولت در آستانه یکسالگی فعالیت خود قرار دارد و اگرچه چالشهای تازه و جدیدی پیش روی دولت قرار دارد اما از آنجا که شروع فعالیت دولت چهاردهم زودهنگام و به سبب شرایط خاص کشور پس از پرواز اردیبهشت رخ داد، قابل پذیرش بود که دولت برای در اختیار گرفتن زمام امور و مدیریت چالشها به زمان نیاز دارد، حالا اما در آستانه یکسالگی دولت، در بعد سلبی و ایجابی، لیستی از بایدها و نبایدهایی پیش روی دولت قرار دارد که بهترین زمان اجرایی کردن آن سال۱۴۰۴ است.
خودتان را از تله روزمرگی نجات دهید
کمتر از ۹ ماه از شروع فعالیت دولت گذشته، اما دولت چهاردهم خیلی زود به روزمرگی افتاده است. آسیبی که دامان دیگر دولتها را نیز در سالهای گذشته گرفته است. بخش زیادی از گرفتاری دولتها به روزمرگی، فاصله میان مطرح کردن شعار و ایده با واقعیتی است که در کلان حوزهها قابلیت اجرا و انجام دارد. شعارهای انتزاعی که قابلیت اجرا ندارند، عملا دولت را به ورطه فرسودگی و یاس میبرند که امکان طرح ایده و مسیر تازه را از آنها میگیرد. علت دیگر افتادن دولت به دام روزمرگی، فقدان ایده و برنامه برای مواجهه با چالشهاست. دولت چهاردهم با مجموعهای از این چالشها دست و پنجه نرم میکند و به همین خاطر نیز خیلی زود در تله روزمرگی افتاده است. برای عبور و غلبه بر مرض روزمرگی، میبایست با انگیزه بیشتر و با در نظر گرفتن چالشها و تدابیری که برای مدیریت و عبور از آن لازم است ایدههایی نو و قابل اجرا را پیش بگیرد و بازتعریفی از نقش خود داشته باشد. در این بین استفاده از تجربیات دولتهای گذشته بهخصوص دولت یازدهم و دوازدهم و عدم تکرار مسیرهای رفته و شکستخورده آنها به دولت، کمک ویژهای میکند.
درس عبرتهای ۱۴۰۳ مقابل چشمتان است
دولت سال گذشته را با مجموعهای از بحرانها و چالشها پشت سرگذاشت که مدیریت و کنترل بخشی از آنها در حوزه اختیارات دولت نبود اما بخشی از این بحرانها نیز مستقیما متوجه عملکرد دولت چهاردهم بود که از جمله آنها ناترازی مدیریت در بحران گرانی ارز و طلا، مواجهه غلط وزیر سابق اقتصاد با این بحران، نحوه اطلاعرسانی خاموشیها در جریان ناترازیهای انرژی، نوع مواجهه با سیاست خارجی و دفاع بدون ایده چهرههای دولتی و خارج از دولت از مذاکره مستقیم و چندصدایی کابینه در تنظیم رفتار با اروپا و آمریکا از جمله مواردی بود که مستقیما به عملکرد دولت برمیگشت و عمده نتایج آن هم کاهش اعتماد و نارضایتی عمومی و از دست رفتن عاملیت دولت در این حوزههای کلیدی بود. گذر از این ۹ماهه، تجربیاتی را در اختیار دولت گذاشته که برای بهبود عملکرد دولت میبایست از تکرار دوباره آن اجتناب کند و برای تقویت عاملیت دولت از تکرار آن اشتباهها فاصله بگیرد.
گفتمان دولت به چهارچوببندی نیاز دارد
به نظر میرسد گفتمان وفاق در یک بنبست قرار گرفته و دولت در موقعیت فراموشی یا کنار گذاشتن وفاق قرار دارد. اگرچه در همان روزهای ابتدایی تشکیل دولت، منتقدان به این گزاره تاکید داشتند که وفاق نمیتواند یک گفتمان باشد و تنها یک شعار است. اما انتظار این بود تا دولت آنچه را بهعنوان گفتمان خود معرفی کرده بود از سطح یک شعار انتزاعی به گفتمانی چهارچوبدار تبدیل کند که در سطوح مختلف دولت، قابل مشاهده باشد. با این حال آنچه در ماههای ابتدایی دولت از چند و چون اجرای این گفتمان مشاهده میشد، از رفتاری نمایشی برای تحقق وفاق در سطوح بالای حکمرانی فراتر نرفت. این اتفاق در مواجهه با افکار عمومی نیز در سطح رفتارهای نمایشی باقی ماند و عجیبتر آنکه بعد از استیضاح وزیر اقتصاد و خداحافظی معاون راهبردی رئیسجمهور، چهرههایی که خود را حامی دولت معرفی میکنند، فاتحه همین وفاق نیمبند را هم خواندند تا آنجا که در نگاهی به آنچه در اسفند و فروردین از رفتارهای اعضای کابینه مشاهده شد، نهتنها کوچکترین اثری از تلاش برای بسط این گفتمان در میان اقشار مردم نبود، حتی در موضوعاتی از جمله مواجهه دولت با سفر لوکس معاون پارلمانی، در تقابل با وفاق قرار میگرفت.
دولت برای بازیابی عاملیت و موضوعیت خود میبایست ابتدا بازتعریفی از گفتمان دولت ارائه دهد، درحالیکه در ۹ ماه گذشته، جز شعار و دستمالی کردن واژه وفاق در اظهارات رسانهای اعضای کابینه خبری از تبدیل این شعار دولت به گفتمانی استخواندار که ایدهای را پیش روی دولت بگذارد، نبود. دولت برای تقویت موضع و جایگاه خود در مدیریت اتفاقات و جلوگیری از بروز آنها میبایست ضمن آنکه تعریفی دقیق از گفتمان دولت ارائه میکند، نسبت اعضای کابینه را با این گفتمان روشن کند. مشخص شدن گفتمان دولت چه آنی که در حوالی مفهوم وفاق میچرخد چه آن که برموضوعات محوری دیگری تمرکز دارد، در ابتدای راه، بدنه دولت را از چندصدایی و چندسری در اظهارنظرها پیرامون موضوعات حساس و کلیدی کشور نجات میدهد، مسیر و دورنمایی مشخص از اقدامات دولت ارائه میکند و دولت را از سردرگمی و بیایدگی در مواجهه با بحرانها نجات میدهد.
اولویت را به اولویتها بدهید
عمده مسائلی که دولت در سال گذشته روی آنها متمرکز بود، بیشتر دنباله مسیر و ایدهای بود که دولتهای گذشته آن را دنبال کردند، جدای از آنکه خبری از ایده نو و ابتکاری تازه نبود، آنچه کمتر مورد توجه دولت قرار گرفت، در نظر گرفتن اولویتها برای به نتیجه رساندن آنها بود. برخی از چالشهایی که دولت چهاردهم در سال گذشته برای حل آنها گام برداشت، در اولویت کلانمسئله و حتی ریزمسئلهها قرار نداشت و اگر زمانی هم جزء دغدغههای اصلی آنها بود، حالا حتی ردی از آنها در اولویتهای دستچندم هم دیده نمیشد و از موضوعیت افتاده بودند، علاوه براین به ثمر رساندن آن حتی در فضای سیاسی موجود نیز، گشایشی چشمگیر ایجاد نمیکند. با این وجود به نظر میرسد دولت حتی اولویتبندی مشخصی حول دغدغههای خود نیز ندارد. فقدان این اولویتبندی و نبود هدفگذاری در دولت مولفهای کمتاثیر در عاملیت دولت نبوده است. اولویتبندی اقدامات برمبنای دغدغههای مردم و البته ضروریات کشور، خود به خود، موضوعیت را به دولت برمیگرداند و علاوه براین مسیر و برنامه مشخصی پیش روی دولت قرار میدهد و از افتادن دولت به سردرگمی و بیعملی هم جلوگیری میکند.
با کسانی که خلاف مشی رئیسجمهور حرکت میکنند، مماشات نکنید
مدیریت افکار عمومی و برخورد با افرادی که به هرنحوی این توازن را برهم میزنند، از جمله اقداماتی است که نیاز است دولت در حوزه اقدامات سلبی برای بازگرداندن عاملیت خود انجام دهد. بهتر آن است که رئیسجمهور این برخورد را از کابینه کلید بزند. حذف یا کنارگذاشتن افرادی در دولت که به نحوی گفتمان اصلی دولت را تهدید میکنند، این تصویر را به افکار عمومی منتقل میکند که دولت در برخورد با افرادی که خدشهای به دولت و اعتماد مردم وارد میکنند، حتی اگر در بدنه دولت باشند، شوخی ندارد. در همین چهارچوب کنار گذاشتن معاون پارلمانی توسط رئیسجمهور بهترین اقدام سلبی است که دولت میتواند برای بازگرداندن فاعلیت دولت در ابتدای سال جدید انجام دهد. فاصلهگذاری دولت با رفتار دبیری و همچنین موضع طلبکارانه وی این گزاره را اثبات میکند که موضع و نگاه دولت، درمورد لزوم جلب اعتماد مردم و دفاع از زیست ساده و مردمی، تغییری نکرده است. علاوه براین کنار گذاشتن فردی که در حلقه یاران نزدیک به رئیسجمهور قرار دارد از جانب رئیسجمهور، این تصویر را بازنمایی میکند که آنچه برای شخص رئیسجمهور حائز اهمیت است تصویر دولت و جلب اعتماد مردم است نه حفظ افراد و چهرههای منصوب.