به گزارش مشرق، کانال تلگرامی نگاه دیگر نوشت:
جنگ تجاری ترامپ علیه جهان پس از اعلام وضع تعرفههای بیسابقه در چهارشنبه گذشته عملیاتی میشود.
ترامپ در این جنگ دوست و دشمن، متحد و خصم، حتی اسرائیل را مستثنی نکرده و همه را با تازیانه تعرفه نواخته است.
این اتفاق در تاریخ آمریکا تقریبا مسبوق به سابقه نیست و حتی تعرفههای وضع شده بر اساس قانون بدنام اسموت هاولی در سال ۱۹۳۰ نیز با این حدت و شدت نبود.
در واقع این جنگ گمرگی و تعرفهای نه محصول یک کار کارشناسی زیربنایی، بلکه مولود تصمیم شخصی و آرزوی دیرینه ترامپ است که بر پایه فهمش از اقتصاد و منطق تجارت از «تعرفه» «زیباترین» مفهوم را ساخته و روز وضع این تعرفهها را هم روز «آزادی و استقلال» نام نهاده است.
هر چند نظر به هژمونی آمریکا در جهان این تصمیم ترامپ در وهله نخست نمایش قدرت است، اما چنین اقدامی بیشتر ریشه روانشناختی و انتقامگیری با ابزار تعرفه دارد. ترامپ فکر میکند آمریکا گاو شیردهی شده است که دنیا آن را مجانی میدوشد و با وضع چنین تعرفههایی انتقام میگیرد و میخواهد تولید و صادرات آمریکا را تقویت کند.
اما واکنش شدید بازارهای مالی جهان و آمریکا و ثبت تریلیونها دلار زیان صرفا تکانههای اولیه این تصمیم فردی ترامپ است که میتواند نتیجه معکوسی را رقم بزند.
هر چند ممکن است ترامپ در نظر داشته باشد با کشیدن شمشیر تعرفه برخی کشورها را پای میز مذاکره بنشاند تا آنها را مجبور به دادن امتیازهای اقتصادی در هر گونه توافقی در مقابل کاهش این تعرفهها کند، اما به صورت کلی قربانی تصمیمی در این سطح و مداخلهای دولتی، اقتصاد آزاد، تجارت جهانی، اقتصاد بینالملل و جهانی شدن است که آمریکای قبل از ترامپ موتور محرکه آنها بود.
نگارنده کارشناس اقتصادی نیست، اما بر اساس اندک مطالعات اقتصادی به ویژه در اقتصاد سیاسی و بینالملل میتوان گفت که اعمال این تعرفهها و تداوم آن جدا از تاثیرات سوء احتمالی برای مصرفکنندگان آمریکا، شرکای اقتصادی آن از اروپا گرفته تا چین و جنوب شرقی آسیا، کلید زدن دورهای از رکود و تزریق نااطمینانی به اقتصاد جهان، میتواند در آینده کشورهای جهان به ویژه قدرتهای اقتصادی را به سمت نوعی همگرایی تجاری منهای آمریکا سوق دهد که محصول آن هم تضعیف تدریجی هژمونی جهانی آمریکا به ویژه در ابعاد اقتصادی خواهد بود که دیگر ابعاد هژمونی نیز به نوعی تابع آن است.
چنین وضعی میتواند در نهایت به نفع چین تمام شود؛ هر چند فعلا در راس اهداف فشار تعرفهای ترامپ قرار دارد و تاکنون دو تعرفه گمرگی ۳۴ و ۲۰ درصدی علیه آن وضع شده که به زیان پکن است.
اما اگر از منظر ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک جهان به جنگ تجاری ترامپ نگاه کنیم، به نظر میرسد این تصمیم میتواند «خلا راهبردی» و «ابهام راهبردی» در سطح نظام بینالملل را تشدید کند و تعمیق بخشد؛ نظامی که مدتی است در معرض تکانههای مستمر ناشی از خلل تدریجی در موازنه قوا قرار دارد و وارد دوره گذار آنارشیک خود شده است که در آن قدرت فیصلهگری وجود ندارد که بحرانها را و لو یکجانبه حل و فصل کند و در نتیجه سیاست و نظام بینالملل با بنبستهای پیچیده مواجه میشود. همین وضع هم منطق واقعگرایی و رئالیسم را در مناسبات بینالمللی فربهتر میکند که امروز به بدترین شکل در نسلکشی غزه خود را نشان میدهد.
از دیگر پیامدهای مختل شدن توازن نظام بینالملل تشدید منازعات منطقهای در گوشه و کنار جهان در آینده به ویژه در خاورمیانهِ بیثبات است. در چنین وضعی که دنیا و خاورمیانه در آستانه قسمی بیثباتی آنارشیک قرار دارد، کشورهایی توان لازم برای عبور از این مرحله دشوار را دارند که از حداکثر انسجام داخلی کافی برخوردار باشند.بنابراین چهار سال آینده را میتوان حساسترین دوره پس از جنگ جهانی دوم برشمرد که تحولات آن آینده نظم جهانی را ترسیم خواهد کرد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.