سقوط بشار اسد، رئیسجمهور سابق سوریه، در دسامبر توسط ائتلاف تحت رهبری هیئت تحریر الشام (HTS) و روی کار آمدن احمد الشرع بهعنوان رئیسجمهور موقت، نقطه عطفی مهم در منطقه و عقبگرد بزرگی برای ایران بوده است.
به نوشته العربی الجدید، از دست دادن سوریه بهعنوان یک متحد راهبردی، اکنون تهران را مجبور کرده تا در رویکرد خود نسبت به واقعیتهای جدید تجدیدنظر کند.
اگرچه سوریه در چارچوب محور مقاومت، یک متحد نظامی مستقیم در برابر اسرائیل محسوب نمیشد، اما بخش کلیدی ائتلاف ایران بود و نقش یک حلقه ارتباطی حیاتی برای حمایت از حزبالله در لبنان را ایفا میکرد.
سقوط اسد و همچنین ناکامی ایران و روسیه در مداخله مؤثر برای حفظ حکومت او، همراه با آسیبهای وارده به محور مقاومت، نفوذ تهران را در سوریه تضعیف کرده و آن را مجبور به تغییر راهبردی کرده است.
کامبک ایران در سوریه؟
الکس وتانکا، پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه که بر مسائل ایران تمرکز دارد، گفت که مشخص نیست آیا ایران امکان یا برنامهای برای بازگرداندن نفوذ خود در سوریه دارد یا نه، بهویژه با توجه به چالشهای لجستیکی و مخالفت اسرائیل.
او گفت: «آنها زیر ذرهبین قرار دارند و نیروی هوایی اسرائیل مانع آنها میشود. حتی اگر ایران بخواهد این کار را انجام دهد، معلوم نیست که بتواند.»
سیاست ایران در قبال سوریه اکنون بهطور عملگرایانهای با واقعیت جدید سازگار میشود. در حالی که ایران بهطور علنی از حاکمیت، ثبات و وحدت سوریه حمایت کرده و اشغال سرزمینهای سوری توسط اسرائیل را محکوم میکند، تاکنون هیچ تعامل رسمی بین دو کشور صورت نگرفته است. دولت جدید سوریه نیز در کوتاهمدت نسبت به برقراری روابط دیپلماتیک با ایران محتاطانه عمل میکند.
به گفته سینا طوسی، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست بینالملل، در داخل ایران، دیدگاهها درباره سوریه جدید متفاوت است. محافظهکاران دولت سوریه را یک تهدید تروریستی تحت حمایت ترکیه میدانند و خواهان مقابله با آن هستند، در حالی که برخی دیگر سوریه را یک بار سنگین و پرهزینه تلقی کرده و از کاهش تعامل با این کشور حمایت میکنند.
طوسی گفت: «اگرچه ایران تا حدی عقبنشینی کرده، اما همچنان بحثهای قابل توجهی درباره سوریه در داخل کشور جریان دارد.»
مخالفت دولت دمشق با ایران
منافع استراتژیک ایران در سوریه بر حفظ محور مقاومت از طریق حمایت از حزبالله و حفظ نفوذ در منطقه متمرکز است. با این حال، توانایی ایران برای بازگشت به سوریه به دلیل نظارتهای اسرائیل و آمریکا، نبود یک مسیر زمینی امن، و چشمانداز سیاسی جدید سوریه محدود شده است.
صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در مؤسسه چتم هاوس، گفت در حالی که دولت جدید سوریه برای تعامل با ایران خط قرمز تعیین کرده است، تهران همچنان در حال ارزیابی رویکرد خود است.
او گفت: «دولت جدید کاملاً بدبین است، اما علاوه بر آن، بسیاری از ذینفعان عرب و بینالمللی، کمکها یا کاهش تحریمها را مشروط به دور نگه داشتن ایران از سوریه کردهاند. بنابراین، ایران در موقعیتی قرار دارد که مدیریت این روابط یا پیشرفت سریع در آنها بسیار دشوار است.»
غیرنظامیان شیعه
علاقه ایران به سوریه همچنین شامل حفاظت از جامعه شیعه، از جمله علویها، میشود. علویها شاخهای از اسلام شیعه هستند که حدود ۱۰ درصد از جمعیت سوریه را تشکیل میدهند و بشار اسد نیز به این گروه تعلق داشت.
پس از سقوط اسد در دسامبر، جوامع علوی و شیعه سوریه که از ذینفعان حکومت او بودند، تحت کنترل اسلامگرایان سنی با وضعیت نامعلومی مواجه شدند. بسیاری از آنها مجبور به فرار شدند و برخی دیگر نفوذ و امنیت خود را از دست دادند.
این جوامع هفته گذشته با شدیدترین خونریزی از زمان سقوط اسد مواجه شدند.
خشونتها در ۶ مارس شدت گرفت، زمانی که ادعا شد نیروهای طرفدار اسد به نیروهای امنیتی دولت موقت در مناطق ساحلی عمدتاً علوینشین سوریه حمله کردند.
در واکنش، دولت جدید که تحت رهبری اسلامگرایان سنی است، نیروهای کمکی اعزام کرد که منجر به تشدید خشونتهای فرقهای علیه غیرنظامیان شد. در این درگیریها بیش از ۱۰۰۰ نفر کشته شدند که عمدتاً از جامعه علوی بودند. گزارشها همچنین حاکی از آن است که گروههای مسلح وابسته به هیئت تحریر الشام نیز در این درگیریها مشارکت داشتند.
با وجود برخی ادعاها، از جمله از سوی احمد الشرع که به نقش ایران اشاره دارند، هیچ مدرکی وجود ندارد که ایران را به این وقایع مرتبط کند. ایران حملات را محکوم کرده است. در عین حال، دولت سوریه وعده داده که مسئولان کشتارهای جمعی را مجازات خواهد کرد. ایامین جواد التمیمی، پژوهشگر اندیشکده فروم خاورمیانه گفت که اگرچه ایرانیها ممکن است دولت سوریه را مطلوب ندانند، هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد آنها به طور پنهانی با بقایای حکومت اسد همکاری میکنند تا شورشی را برانگیزند. او گفت: «برخی از افرادی که در حملات به نیروهای دولتی مشارکت داشتند، ممکن است در گذشته با ایرانیها همکاری کرده باشند، اما من معتقد نیستم که ایران در حال حاضر حملات را هماهنگ میکند.»
ادعای همکاری با کردها
گزارشها درباره تلاش ایران برای به چالش کشیدن دولت جدید سوریه فراتر از حمایت از بقایای دولت اسد است. برخی گفتهاند که ایران به دنبال همکاری با احزاب کرد مانند نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و حزب کارگران کردستان (PKK) بوده است، که خود ایران آن را به عنوان یک گروه تروریستی شناخته است. هرچند این ادعاها فاقد شواهد هستند، اما ترکیه در این مورد صحبت کرده است، یک بازیگر منطقهای که نفوذش در سوریه از زمان سقوط اسد افزایش یافته است.
در مصاحبهای در تاریخ ۲۶ فوریه با شبکه الجزیره عربی، وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان، تکیه ایران به نیروهای غیردولتی را «خطرناک» خواند و گفت که مداخله در کشورهای دیگر میتواند منجر به انتقامجویی شود. او گفت: «اگر نمیخواهید به پنجرهتان سنگ پرتاب شود، نباید به پنجره کسی سنگ پرتاب کنید.»
در روزهای بعد از این اظهارات، ایران و ترکیه به دنبال یک درگیری دیپلماتیک، سفرای یکدیگر را احضار کردند. مقامات ایرانی سخنان ترکیه را غیرسازنده خواندند.
با وجود تلاشهای هر دو کشور برای ایجاد روابط نزدیک، اختلافات میان ایران و ترکیه رقابتهای منطقهای را برجسته میکند، به ویژه با گسترش نفوذ ترکیه در سوریه.
ایران-ترکیه: تعادل قوا
با عقبنشینی نقش ایران، ترکیه به عنوان یک بازیگر کلیدی در سوریه ظاهر شده است، که مخالف حضور اسرائیل در این کشور است و از گروههای اسلامگرا در سوریه حمایت میکند که اگرچه عمدتاً علیه اسد میجنگند، اما مخالف اسرائیل نیز هستند.
با توافق اخیر نیروهای کرد تحت رهبریSDF با دمشق برای ادغام در نهادهای دولتی نفوذ ترکیه در کشور تقویت شد. این درحالی بود که عبدالله اوجالان، رهبر PKK نیز خواستار انحلال این گروه شد.
به گفته طوسی، رقابت میان ایران و ترکیه بر سر سوریه چالشها و فرصتهایی برای ایران ایجاد میکند تا خود را با نفوذ روزافزون ترکیه در منطقه تطبیق دهد.
او گفت: «اگر این توافق برقرار بماند، اسرائیل ممکن است بزرگترین بازنده آن باشد، در حالی که ایران باید تصمیم بگیرد که آیا با رهبری جدید سوریه به طور دیپلماتیک وارد مذاکره شود یا از بیثباتی احتمالی برای گسترش نفوذ خود بهرهبرداری کند.»
صنم وکیل گفت در جستوجوی راهی برای فعالسازی دوباره شبکه خود در سوریه، ایران «ممکن است به دنبال نقاط ورودی برای احیای نفوذ اقتصادی خود باشد، احتمالا برای نشان دادن حمایت از دولت جدید و جلوگیری از حاشیهای شدن، یا اینکه میتواند، «نقش برهم زننده بازی را ایفا کند.» با این حال، او اشاره کرد: «فکر نمیکنم که تحت فشار حداکثری، این در حال حاضر از منافع فوری ایران باشد. در مورد آینده، وکیل پیشنهاد کرد: «ممکن است شاهد باشیم که ایران نارضایتیها را تشویق کرده یا تلاش کند از شکافها بهرهبرداری کند.»
در بحث درباره پتانسیل گفتوگو بین ایران و سوریه، وتانکا از موسسه خاورمیانه اشاره کرد که موضع ایران ممکن است کمتر مربوط به روابط دوجانبه باشد و بیشتر به تلاشهای قطر و دیگر کشورهای خلیج فارس برای حضور ایران در روند گفتوگوها برای جلوگیری از تضعیف طرحهای آنها برای آینده سوریه مرتبط باشد.
او گفت: «نفوذ واقعی ممکن است از کشورهای خلیج فارس، به ویژه قطر، بیاید که ممکن است برای دادن نقشی به ایران در این روند تلاش کنند تا از چالشهای بلقوه از سوی ایران جلوگیری کنند. با این حال، بیاعتمادی عمیقی بین ایران و الشرع وجود دارد، زیرا تهران الشرع را به عنوان یک جهادگر سنی سابق مرتبط با القاعده میبیند.»
اگرچه هنوز دور از دسترس است، اما پتانسیل یافتن زمینه مشترک بین ایران و دولت جدید سوریه برای مخالفت با حضور اسرائیل در جنوب سوریه وجود دارد.
طوسی توضیح داد که الشرع میتواند از تهدید همپیمانی با ایران به عنوان اهرم فشار علیه ایالات متحده و اسرائیل استفاده کند. این ممکن است بستگی به رابطه الشرع و حماس داشته باشد، زیرا این گروه فلسطینی روابط نزدیکی با ایران دارد که بر روابط آینده سوریه با تهران تأثیر میگذارد. اگر بیثباتی در غرب سوریه ادامه یابد، الشرع ممکن است مجبور شود سطحی از نفوذ ایران را برای تثبیت منطقه بپذیرد. اگر الشرع برای ثبات نیاز به کمک ایران داشته باشد، کانالهای دیپلماتیک میتوانند فرصتهایی برای ایران ایجاد کنند تا با دولت موقت سوریه روابط امنیتی و سیاسی برقرار کند.»
او گفت: «با این حال، مسیر کلی بستگی به ثبات داخلی سوریه و نحوه تکامل روابط سوریه با اسرائیل خواهد داشت.»
منبع: اکوایران