نوروز و روزهای تعطیلش فرصت مناسبی برای سفر و گشتوگذار به مناطق مختلف ایران و شهرهای زیبای آن است، تنفس و استراحت ذهن و فکر در فضا و مناطق طبیعی و بکر و تماشای اماکن تاریخی مختلف در ایام عید خاصه با هوای دلانگیز بهار لطف خاصی دارد.
به گزارش اعتماد، در سفر نوروزی که به شمال کشور داشتم در کنار گردشها و پرسهزنیهای روزانه، یکی از روزها به فریدونکنار رفتیم و همان روز تصمیم گرفتیم با خانواده به سینما هم برویم و یکی از فیلمهای اکران عید را ببینیم. خصوصا اینکه با تعریفی که از کیفیت یکی از فیلمها برای خانواده کرده بودم جمع خانواده مشتاق بودیم فیلم را در سالن سینما ببینیم.
برای عصر یکی از روزها برنامهریزی کرده بودیم که متوجه شدیم متاسفانه شهر فریدونکنار سینما ندارد و برای تماشای فیلم باید به بابلسر برویم.
تو ذوقم خورد و تعجب کردم که واقعا فریدونکنار سینما ندارد؟ مگر میشود؟
در پاسخ به تعجبم یکی از اقوام برایم توضیح داد که شهر فریدونکنار، فقط یک سالن سینما دارد، اما همین یک سالن سینما بیشتر از بیست سال است که تعطیل است، اگر هم کسی بخواهد فیلمی ببیند به سینمای بابلسر میرود.
تعجبم بیشتر شد، چرا شهر توریستی با جمعیت قابل توجه، فقط یک سالن سینما باید داشته باشد و چرا همین یک سالن هم تعطیل است؟ آن هم در شرایطی که در دو، سه سال اخیر، سینما و فیلمهای کمدی فروش بالایی دارد و با استقبال مخاطبان همراه است و اساسا گیشه سینماها در یکی، دو سال اخیر دچار رکود نیست.
همان روز به سینما سری زدم و از نزدیک ماجرا را پیگیری کردم… سینما پیوند در خیابان اصلی شهر فریدونکنار، خیابان شهدا قرار دارد، وقتی به نزدیک سالن سینما رسیدم با تابلوی رنگ و رو رفتهای مواجه شدم که به زور میتوانستم نام سینما پیوند را روی آن بخوانم، با سردر سوخته و سیاهی که نشان میداد مدتهاست این سینما رنگ اکران فیلم را به خود ندیده است. ولی ساختمان تروتمیز و آماده بهرهبرداری به نظر میرسید. به بیان دیگر اگر سالن سینما پیوند تعطیل است، اما ساختمان کاملا مرتب است و از فرسودگی و کهنگی خبری نیست. ولی علایمی از حیات سینما دیده نشد. کرکره سینما پایین کشیده شده بود.
چندتایی از تابلو عکس گرفتم. با خودم گفتم در بیست سال اخیر فیلمهای پرفروش زیادی در سینمای ایران اکران شد، از هزارپا تا فسیل و مطرب و مستعشق و…، یعنی مردم این شهر کنجکاو نمیشدند یا علاقه نداشتند این فیلمها را ببینند؟ یعنی در این شهر کسی برای تماشای فیلم اصغر فرهادی علاقهمند نبوده؟ یعنی در این شهر مخاطبی برای فیلمهای ارگانی و حکومتی هم نیست؟
با اهالی محل و همسایهها و مغازهدارها درباره چرایی تعطیلی «سینما پیوند» گپ میزنم، زیر تابلوی سینما ایستادم و به اطراف نگاهی انداختم، با یکی از شهروندان فریدونکنار که از کنار سینما میگذشت سر صحبت را باز کردم، او گفت: علاقه به سینما رفتن دارم، اما بیشتر فیلمها را از گوشی یا ماهواره میبینیم، از وقتی یادم میآید این سینما تعطیل است.
از او میپرسم کنجکاوی برای شما پیش نمیآید که فیلمهای روز سینمای ایران را ببینید که او در پاسخ میگوید: دغدغه زندگی آنقدر دارم که به فکر سینما نیستم، در فریدونکنار اگر هم کسی علاقهای به فیلم دیدن داشته باشد به شهر بابلسر میرود، فاصله زیادی با فریدونکنار ندارد. اما یکی از مغازهدارهای اطراف به من نگاهی کرد و گفت: وقتی از سر در سینما عکس میگرفتی، از تلاشت هم تعجب کردم و هم خندهام گرفت. از او پرسیدم: چرا خنده؟ در پاسخ گفت: برای اینکه کسی اصلا به یاد این سینما نیست و بیشتر مردم این سینما را فراموش کردهاند.
او گفت: مالک اصلی سینما در قید حیات نیست، اما همسرش و فرزندانش زنده هستند. دلیل عمده اینکه این سینما بیاستفاده است آنها نیاز مالی ندارند. این مغازهدار که تمایلی نداشت اسمش را بنویسم به صحبتهایش ادامه داد و گفت: متاسفانه مسوولان شهر فریدونکنار دلسوز فرهنگ نیستند که اگر بودند این سینما نباید ۲۰ سال تعطیل میشد.
او درادامه درباره تعطیلی این سینما گفت: این سینما متعلق به بخش خصوصی است و مالک هم تمایلی به بازگشایی آن ندارد. مسوولان هم حاضر نیستند با قیمت مناسب این سینما را بخرند، در نتیجه این سینما به امان خودش رها شده است.
او به صحبتهایش اضافه کرد: تا جایی که میدانم به مالک اجازه داده شده است که این مکان را به مجتمع تجاری تبدیل کند و حتما باید یک طبقه به سالنهای سینما اختصاص داده شود، اما مالک تمایلی به ساخت مجتمع هم ندارد.
صاحب یکی دیگر از مغازههای همجوار سینما به من نگاهی میاندازد و در پاسخ به سوالم درباره تعطیلی سینما میگوید: تا آنجایی که میدانیم مسوولان وزارت ارشاد تلاش زیادی برای بازگشایی این سینما کردند و همچنان هم مسوولان علاقهمند هستند که سینما باز شود ولی از آنجایی که مالک بخش خصوصی است خودش تمایلی ندارد.
از او میپرسم شما در تابستان برای اوقات فراغت خود چه میکنید؟ در جوابم لبخندی میزند و میگوید: شهر ما درست است که سینما ندارد اما زیبایی خاصی دارد، دریا در آغوش ماست، عصرها با خانواده به کنار دریا میرویم و از هوای خوب و فضای لذتبخش آن استفاده میکنیم.
از او خداحافظی کردم و نگاهم را به دریا دوختم، راست میگفت، از کنار بعضی خیابانهای فریدونکنار که رد میشویم دریا را در کنار شهر در پیاده رو هم میتوان دید.
فرهاد پنجاهساله که اصلیت شهمیرزادی دارد اما با خانواده در فریدونکنار زندگی میکند و تاجر برنج است نکته جالبی درباره این تعطیلی تعریف کرد. او گفت: سینما پیوند یک در از پشت ساختمان دارد که به کوچه منتهی میشود. در سالهای گذشته که مالک ساختمان را به حال خود رها کرده بود یک نفر سوءاستفاده کرده و دیوار سینما را سوراخ و از آن راه باز میکند و اردکهای خود را به داخل سینما میفرستد و آنجا از اردکهایش نگهداری میکرد. وقتی مالک متوجه این موضوع شد از شخص شکایت کرد و اردکها جمع شدند. او به صحبتهایش ادامه داد: ساختمان بیاستفاده رها شده بود و هر کسی به خود اجازه سوءاستفاده میداد.
شهروند دیگری که تمایل نداشت نامش را بنویسم، میگوید: متاسفانه سینما درآمدی برای مالک نداشت به نظرم صاحب سینما حق داشت که در آن را ببندد، نکته دیگر اینکه سینما، وسط شهر قرار دارد و پارکینگ مناسبی هم ندارد، مجموع این نکات در کنار هم باعث میشود سینما مخاطب نداشته باشد.
اما نکته جالب اینکه شنیده بودیم مناطق محروم و شهرهای کم درآمد سالن سینما ندارند و بهطور کل از امکانات فرهنگی محروم هستند، اما درباره شهری که تاجران برنج در آن زندگی میکنند و انبوه فروشگاههای زنجیرهای در گوشه گوشه شهر آن به چشم میآید و حتی بندر آن که یکی از پایههای اصلی اقتصاد و بستر مهم ماهیگیری در این شهر است، عجیب است که از نداشتن سالن سینما آن هم در این زمانه رنج ببرد.
درپایگاه جامع اطلاعرسانی مازندران با استناد به کتاب «سینما در مازندران»، با مروری تاریخی از نحوه احداث و چگونگی تعطیلی سینما پیوند آمده است: «تنها سینمای فریدونکنار سال ۱۳۴۹ تاسیس شد. این سینما سال ۱۳۷۳ دچار آتشسوزی شد. اما پس از بازسازی فعالیت سینما از سر گرفته شد. ۶سال بعد سینما به دلیل استقبال بسیار کم مخاطبان تعطیل شد و یک بار دیگر با انجام برخی اقدامات برای بهسازی سالن بازگشایی شد. اما استمرار استقبال ضعیف از این سینما سبب شد که سال ۱۳۸۱ سینما بهطور کامل تعطیل شود».