سال گذشته سال بدی برای شبکه نمایش خانگی نبود. پلتفرمهای نمایش خانگی در مجموع ۲۱ سریال پخش کردند و در رقابت با یکدیگر به دنبال سهم بیشتری در جذب مخاطب بودند. با وجود پخش ۲۱ سریال از سوی چهار پلفترم اصلی نمایش خانگی، سهم سریالهای اقتباسی بسیار اندک و ناچیز بود.
از میان ۲۱ سریال پخش شده در شبکه نمایش خانگی، تنها چهار سریال با الهام یا اقتباس از روی کتابها ساخته شدند که رقمی پائین به حساب می آید. با یک حساب سرانگشتی باید گفت کمتر از ۲۰ درصد سریالها به ادبیات روی خوش نشان دادهاند. این کم بودن آمار در حالی است که پلتفرمهای جهانی اقبال خوبی نسبت به اقتباس از کتابهای محبوب و معروف نشان میدهند و هر ساله سریالهای مختلفی با اقتباس از کتابها ساخته میشوند.
سال گذشته خبرهای متفاوتی از پخش دو سریال اقتباسی نرگس آبیار به گوش رسید. «سووشون» و «بامداد خمار» سریالهای جدید آبیار هستند که انتظار میرفت در سال ۱۴۰۳ به پخش برسند ولی در نهایت این اتفاق نیفتاد تا دست شبکه نمایش خانگی در اقتباس آثار ادبی خالی باشد.
مهدویان و شکسپیر
محمدحسین مهدویان با فصل های سوم و چهارم سریال «زخم کاری» پرچمِ الهام گرفتن از ادبیات را بالا نگه داشت. مهدویان فصل اول این سریال را با الهام و اقتباس از «بیست زخم کاری» محمود حسینیزاد و «مکبث» شاهکار شکسپیر ساخت و در فصلهای بعدی از اهمیت درام در آثار شکیپیر غافل نشد.
حسینیزاد که در طول نویسندگیاش شیفته «مکبث» شده بود در رمانش مکبثی ایرانی خلق کرد. مهدویان نیز با ترکیب این دو داستان، سریال «زخم کاری» را ساخت که تجربهای نو در کارنامه کاریاش محسوب میشد.
فصل سوم و چهارم زخم کاری با الهام از «شاه لیر و ریچاد سوم» و «اتللو» شکسپیر ساخته شدند تا از این طریق کاری جدید و تازه در فضای سریالسازی نمایش خانگی رقم بخورد. هرچند برخی منتقدان به برداشت مهدویان از نمایشنامههای نویسنده بزرگ انگلیسی انتقاد وارد کردند و معتقد بودند آثار او آن عمقِ و توسعه داستانی لازم را ندارد.
الکساندر دوماً در قطب شمال
یکی دیگر از سریالهایی که سعی کرده بود با برداشتی از رمانی مشهور ساخته شود سریال «قطب شمال» بود. امین محمودی یکتا، علاقه زیادی داشت تا اولین سریالش با الهام از رمان معروف «کنت مونت کریستو»، فضایی ملتهب از رقابتی عشقی و انتقام باشد، اما به خاطر ضعفهای مفرط در نوشتن سناریو و متن، نتوانست کاری از پیش ببرد.
محمودی یکتا که پیش از کارگردانی «قطب شمال»، سابقه نویسندگی سریالهایی مثل «ملکه گدایان» و «عقرب عاشق» را داشت، نتوانست روح کلی و فضای حاکم بر داستان «کنت مونت کریستو» را پیاده کند تا مخاطب ایرانی بتواند با اثرش ارتباط بگیرد.
«قطب شمال» بیش از آنکه اثری اقتباس از رمانی قرن نوزدهمی به حساب بیاید، بیشتر به سریالهای ترکیهای شبیه بود. ضعفهای محمودی یکتا در نویسندگی، فرصت طلایی الهام یا اقتباس از رمانی جهانی را سوزاند تا شاید کارگردان دیگری به این زودی به سراغ این اثر ادبی نرود.
درخشش بازنده
در برهوت توجه به آثار ادبی، ناگهان سریال «بازنده» با کارگردانی جوان از راه رسید. سریال «بازنده» با برداشتی از رمان «زن همسایه» به کارگردانی امینحسینپور یکی از شگفتی های شبکه نمایش خانگی در سال گذشته بود.
حسینپور با درک درستی از رمان «زن همسایه» شاری لاپنا، سریالی جنایی و کارآگاهی ساخت. او با اعمال تغییراتی در داستان، فضای اثرش را به فیلمهای نوآر و کارآگاهی نزدیکتر کرد تا از این طریق بر هیجان و تعلیق بیشتر داستان اضافه کند. تغییرات حسین پور در نهایت به سود سریال تمام شد.
«بازنده» نمونهای خوب و درست در سریالسازی شبکه نمایش خانگی بود که تلاش میکرد با کمک ادبیات، داستانی جذاب روایت کند. تجربه «بازنده» نشان میدهد اگر کارگردانان درک و شناخت خوب و عمیقی از فضای سریال و کتاب داشته باشند، میتوانند آثاری قابل قبول و مخاطب پسند تولید کنند.
در شرایطی که بخش زیادی از سریالهای نمایش خانگی با بحران داستان و شخصیتپردازی روبه رو هستند، رفتن به سمت آثار ادبی و اقتباس کمک زیادی به رشد کیفی سریالها میکند. شبکه نمایش خانگی پتانسیل زیادی در پرداختن به رمانها و داستانهای ادبی دارد و سریالها دست کارگردانان را در پرداخت و گسترش داستان باز میگذارد./ ایبنا