به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران نوشت:
در اجلاس بریکس ۲۰۲۴، رهبران چین و روسیه از کشورهای «جهان جنوب» خواستند تا جایگزینی برای نظم جهانی تحت سلطه غرب ایجاد کنند. این اصطلاح، که در بیانیههای رسمی چین و روسیه تکرار شده، نشاندهنده اتحاد کشورهای درحالتوسعه است. اما کارشناسانی مانند جوزف نای این مفهوم را گمراهکننده میدانند، درحالیکه برخی دیگر آن را واقعیتی ژئوپلیتیکی میشمارند. علاوه بر این، این اصطلاح به ابزاری برای کشورهای غیرغربی تبدیل شده است تا در مواجهه با نفوذ غرب، مشروعیت بینالمللی کسب کنند.
ابهام در تعریف «جهان جنوب»
از نظر جغرافیایی، «جهان جنوب» شامل بسیاری از کشورهای نیمکره جنوبی است، اما کشورهایی مانند استرالیا و نیوزیلند را نیز در برمیگیرد که توسعهیافته محسوب میشوند. بنابراین، این مفهوم بیش از یک تعریف جغرافیایی، اشارهای به تجارب تاریخی مشترک، استعمار، و وابستگی اقتصادی دارد.
اصطلاح «جهان جنوب» ادامهای از تقسیمبندیهای تاریخی مانند «شرق و غرب»، «جهان اول و سوم»، و «مدرن و سنتی» است که طی قرنها برای توجیه برتری اقتصادی و سیاسی برخی کشورها بهکار رفته است. درعینحال، کشورهای مختلفی از این مفهوم استفاده میکنند تا موقعیت خود را در نظام بینالمللی تقویت کنند، حتی اگر معیارهای سنتی آن را نداشته باشند.
ریشههای تاریخی و استعماری
این مفهوم از سیاستهای استعماری قرن نوزدهم نشأت میگیرد، زمانی که قدرتهای اروپایی از «حکومت غیرمستقیم» برای کنترل جوامع بومی استفاده کردند. فردریک لوگارد، فرماندار بریتانیایی در نیجریه، این شیوه را توسعه داد و معتقد بود که جوامع سنتی فاقد توانایی خودگردانی هستند.
این رویکرد باعث شکلگیری سیستمهای حقوقی دوگانه شد که در آن قوانین استعماری برتری داشتند. در نتیجه، حتی پس از پایان استعمار، این نگاه در سیاستهای جهانی باقی ماند و به بازتولید مفاهیمی مانند «جهان جنوب» انجامید. این اصطلاح در دوران جنگ سرد، با تغییراتی مفهومی، به بخشی از گفتمان بینالمللی تبدیل شد.
تداوم استفاده از اصطلاح «جهان جنوب» در سیاست جهانی
پس از جنگ جهانی دوم، آلفرد ساوی اصطلاح «جهان سوم» را برای توصیف کشورهای غیرمتعهد ابداع کرد، اما این مفهوم بهمرور جای خود را به «جهان جنوب» داد.
در دهههای اخیر، قدرتهایی مانند چین و روسیه از این اصطلاح برای جلب حمایت کشورهای درحالتوسعه و مقابله با نفوذ غرب استفاده کردهاند. بااینحال، بسیاری از کشورهای «جهان جنوب» همچنان از نظر اقتصادی و سیاسی وابسته به ساختارهای جهانی تحت سلطه غرب باقی ماندهاند. در این میان، برخی از این کشورها به دنبال ایجاد سازمانها و پیمانهای جدید هستند که به کاهش این وابستگی کمک کند.
چالشهای پیشروی کشورهای «جهان جنوب»
با وجود تمایل برای استقلال بیشتر، کشورهای درحالتوسعه با مشکلاتی مانند وابستگی اقتصادی به غرب، نابرابری در زنجیره تأمین جهانی، و مداخلات ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ روبهرو هستند.
درحالیکه برخی کشورها مانند هند و برزیل در تلاش برای افزایش نفوذ خود هستند، همچنان ساختارهای اقتصادی جهانی مانع پیشرفت مستقل بسیاری از کشورهای «جهان جنوب» میشود. علاوه بر این، رقابت میان کشورهای این دسته نیز گاهی مانع اتحاد و همکاری واقعی میشود، زیرا هر یک اهداف ملی خاص خود را دنبال میکنند.
نتیجهگیری: آیا «جهان جنوب» یک مفهوم واقعی است؟
اصطلاح «جهان جنوب» بیش از آنکه یک واقعیت جغرافیایی یا اقتصادی باشد، یک ابزار گفتمانی است که در طول تاریخ برای توجیه نظم جهانی نابرابر بهکار رفته است.
درحالیکه برخی کشورها از این مفهوم برای ایجاد اتحاد و چالش در برابر غرب استفاده میکنند، باید توجه داشت که این اصطلاح همچنان ریشه در تفکرات استعماری دارد و ممکن است بیش از آنکه به وحدت بینالمللی کمک کند، به تثبیت همان تقسیمبندیهای قدیمی بین شمال و جنوب جهانی منجر شود.
بااینحال، با رشد اقتصادهای نوظهور و تغییرات ژئوپلیتیکی، ممکن است در آینده تعریف جدیدی از این اصطلاح شکل گیرد که ارتباط بیشتری با واقعیتهای معاصر داشته باشد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.