زیام پس از یک سفر به ایتالیا در سال۱۸۴۱ عاشق شهر ونیز شد و نقاشی برایش از یک سرگرمی به یک حرفه تبدیل شد. ونیز مکانی بود که منبع بسیاری از آثار زیام شد و او به مدت ۵۰سال مدام به آنجا بازمیگشت. علاوه بر مناظر ونیزی، او همچنین تابلوهای بسیاری با موضوع طبیعت بیجان و پرتره خلق کرد. پس از یک سفر یکساله به امپراتوری عثمانی و مصر در سالهای ۱۸۵۸-۱۸۵۷، آثار با مضمون شرق شناسانه (اورینتالیستی) پدید آورد؛ صحنههایی از شهرهای مختلف از جمله قسطنطنیه، قاهره، دمشق و... که عمدتا ماهیت تجاری داشتند.
کلید درک شهرت و بهویژه موفقیت مالی زیام، دفتر حساب اوست که آن را به دقت از ۱۸۵۰ تا ۱۸۸۳ نگهداری کرده است. هدف این مقاله باز کردن این «جعبه سیاه» است تا موفقیت اقتصادی زیام و نیز شبکههای اجتماعی درون یادداشتهای او را درک کنیم.
برای یک تاریخنگار هنر، دفتر حساب هنرمندان بسیار ارزشمند است؛ زیرا اغلب نادر و دور از دسترس هستند. برخلاف دفاتر حساب معمولی معاملهگران که به فروشهای دست اول و دست دوم مربوط میشود، دفتر حساب زیام تنها اطلاعاتی درباره آثار هنری که بهطور مستقیم به مشتریانش فروخته است، ارائه میدهد یا به عبارتی، آنچه را که میتوانیم بازار هنر اولیه بنامیم. برای درک صحیح دفتر حساب زیام، من از روشی استفاده کردهام که جنبههای کمی و سریالی آن را در نظر میگیرد. بنابراین، تحلیل من بر اساس اقتصادسنجی، بررسی شبکههای اجتماعی و نقشهبرداری است.
این دفتر حساب متعلق به موزه زیام در مارتیک، فرانسه است و یک دفترچه ۸۶صفحهای است که تراکنشهای فروش هنرمند را به مدت ۳۴سال ثبت کرده است. با ورق زدن دفترچه، به سرعت روشن میشود که زیام با گذشت زمان نحوه ثبتنام را تغییر داده است. در سال۱۸۴۹، او دفتر حسابداری خود را با شاکله دو ستونی داراییها در مقابل بدهیها آغاز کرد. درحالیکه زیام همیشه نام شخصی را که با او معامله میکرد و مبلغ تراکنش را ثبت میکرد، توصیف آثار هنری و تعداد آثار فروختهشده معمولا غایب بود. یکسال بعد، حسابداری او دقیقتر شد: زیام تعداد نقاشیها و آبرنگهایی را که فروخته بود، ثبت کرد. به همین دلیل تحلیل ما از دفتر حساب زیام از سال۱۸۵۰ آغاز میشود. از سال۱۸۵۴، توصیفهای نقاشیها یا آبرنگهایی که فروخته بود، دقیقتر شد و اکنون شامل عباراتی مانند «غروب ونیز»، «مونتمارته کوچک»، «ونیز بزرگ» و «جشن ونیز» بود. سال۱۸۶۳ شیوه حسابداری او تغییر کرد: زیام دیگر درآمد سرمایهای ناشی از مستمریها، اوراق قرضه و سهام خود را ثبت نکرد. در عین حال، او به ارائه جزئیات بیشتری درباره آثار هنریای که فروخته بود، پرداخت و اطلاعاتی درباره رنگها، نور، وضعیت جوی، زمان و روز یک منظره ثبت کرد و تفاسیر شخصی خود را نیز به آن افزود. او همچنین برخی تراکنشها را با شماره شناسایی مشخص کرد. بنابراین، برای مثال، میتوان خواند که در سال۱۸۶۵ زیام به معاملهگر هنر، امانوئل ویل، تابلو «طلوع براگوئی، روشن (خورشید)، نسبتا خوب، عالی» فروخته است که با شماره۱۲۳ در صفحه۳۵ ثبت شده است. بنابراین، او در دفتر حساب سال -گاهی ماه- نحوه فروش، نام خریدار، قیمت فروش اثر و یک توصیف بسیار کوتاه از اثر را ارائه میدهد.
برای شناسایی افرادی که زیام با آنها در ارتباط بود، از فهرست نشانی خریداران در سال۱۸۶۰ که در انتهای دفتر حساب قرار داشت، منابع اولیه مختلف دیگر، آثار مربوط به زیام و کتابها و مقالاتی درباره بازار هنر استفاده کردهام. درنهایت، ۶۰درصد از خریداران ناشناس باقی ماندند. شناسایی آثار هنری نیز بهدلیل تعداد زیاد نقاشیهای مشابه، بهویژه مناظر ونیز، استانبول و کموبیش مارتیگ و مارسی، دشوارتر بود. با این حال، از آنجا که تمام قیمتها ثبت شده و ۴۰درصد از خریداران شناسایی شدهاند، دفتر حساب زیام همچنان یک منبع باارزش برای تاریخنگاران هنر باقی میماند.
این واقعیت که زیام برای مدت طولانی سیوپنجسال- فروش آثار خود را محاسبه و ثبت کرده است، بسیار معنادار است. ماکس وبر، جامعهشناس بزرگ میگوید: توسعه حسابداری (Development of accounting) نقش حیاتی در عقلانیسازی سرمایهداری ایفا کرد. اگرچه نمیتوان فلیکس زیام را بهطور دقیق بهعنوان یک کارآفرین تعریف کرد؛ اما میتوان گفت که او به هیچوجه از روح سرمایهداری دور نبود. حسابداری دقیق او بیشتر بازتابدهنده نگرش یک فرد تجارمسلک نسبت به بازار هنر است تا یک هنرمند بوهمی و علاقهمند به آثار هنری.پل دوراند روئل -از معاملهگران مشهور آثار هنری بهویژه نقاشیهای امپرسیونیستی- گفته است: زیام یک نقص مادامالعمر داشت، او بیش از حد به پول علاقه داشت. اینگونه تعلق خاطر موجب ویرانی هنرمند میشود.
وقتی دفتر حساب مشهور زیام در سال۱۸۸۳ بسته شد، او به شهرتی افسانهای دست یافته بود.معاملهگران و کلکسیونرها او را ثروتمند کرده بودند. زیام به خوبی میدانست چگونه برای تابلوهای منظره خود بازاریابی کند، نقش یک کارگردان صحنه را در استودیوی خود ایفا کرد و با حضور در حراجیهای هنر مشتریان را به سمت خود جذب میکرد.
پس از سال۱۸۸۳، زیام برای دلالان هنر همچنان بهعنوان یک سرمایهگذاری مطمئن باقی ماند. تابلوی «منظره ونیزی» او در سال۱۹۰۰، رکورد قیمت برای یک هنرمند زنده را ثبت کرد.
موفقیت مالی زیام حسادت همعصرانش را برانگیخت؛ بهطوریکه در دسامبر۱۸۸۱، انجمن نقاشان فرانسه درخواست عضویت او را نپذیرفت. زیام هنرمند بزرگی نبود. امروزه نه نامی از او مانده نه اثری که ارزش هنری داشته باشد، هرچند که در یکی از بزنگاههای دوران هنر مدرن فرانسه در میان نقاشان بزرگ مفلس با جلال و شکوه زندگی کرد!
ترجمه بخشی از یک مقاله به قلم لئا سنت رایمون که در سایت «artworldwide.org» منتشر شده است.