با بالا گرفتن تنشها میان ایران و ایالات متحده از زمستان سال گذشته و ارسال نامه دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا به ایران، ارسال پیامها و اظهارات مقامات ۲ طرف بار دیگر موضوع برنامه هستهای ایران را به کانون توجه بینالمللی کشانده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از زمان بازگشت به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵، سیاست «فشار حداکثری» را احیا کرده و همزمان پیشنهاد مذاکره داده است. در مقابل، ایران با رد مذاکرات مستقیم، مسیر گفتوگوهای غیرمستقیم از طریق عمان را باز نگه داشته است.
ترامپ در مارس ۲۰۲۵ نامهای به رهبر ایران ارسال کرد و خواستار مذاکرات مستقیم برای مهار برنامه هستهای شد، اما همزمان هشدار داد که در صورت شکست گفتوگوها، گزینه نظامی روی میز است. به گزارش نیویورکتایمز در ۲۸ مارس، ایران این پیشنهاد را رد کرد، اما عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، اعلام کرد که تهران آماده گفتوگوهای غیرمستقیم است، مشروط به تغییر سیاست فشار حداکثری آمریکا. این پاسخ از طریق عمان به واشنگتن منتقل شد و واکنشهای متفاوتی در آمریکا به دنبال داشت. فاکسنیوز در ۴ آوریل گزارش داد که کارشناسان آمریکایی این دوگانگی در موضع ایران را تلاشی برای خرید زمان و تضعیف فشارهای آمریکا میدانند.
مقامات ارشد دولت ترامپ دیدگاههای متفاوتی درباره این پیامها ابراز کردهاند. استیو ویتکاف، فرستاده ویژه خاورمیانه، در مصاحبهای با رویترز در ۲۳ مارس تاکید کرد که هدف نامه ترامپ جلوگیری از درگیری نظامی و باز کردن مسیر دیپلماسی است. او گفت که آمریکا به دنبال راهحلی غیرنظامی است، اما این نیازمند همکاری ایران است. در مقابل، مایک والتز، مشاور امنیت ملی، در گفتوگو با سیبیاس در ۲۳ مارس موضعی سختتر گرفت و اعلام کرد که آمریکا به دنبال «نابودی کامل» برنامه هستهای ایران به شکلی شفاف برای جهان است. این تفاوت نشاندهنده شکاف در تیم ترامپ است: ویتکاف بر دیپلماسی تمرکز دارد، در حالی که والتز تهدید نظامی را پررنگتر میکند.
تولسی گابارد، رئیس اطلاعات ملی، در شهادت هفته گذشته خود در سنا، اعلام کرد که جامعه اطلاعاتی آمریکا هنوز شواهدی مبنی بر حرکت ایران به سمت ساخت سلاح هستهای ندارد. این اظهارات، که فاکسنیوز در ۱ آوریل پوشش داد، با تهدیدات تند ترامپ برای بمباران ایران در صورت عدم مذاکره در تضاد است و بحثهایی را در محافل سیاسی آمریکا برانگیخته است. برخی مقامات، مانند پیت هگست، وزیر دفاع، که در برنامه «زندگی، آزادی و لوین» فاکسنیوز در ۱ آوریل صحبت کرد، معتقدند که ایران از این عدم قطعیت در ارزیابیهای اطلاعاتی برای پیشبرد برنامهاش بهره میبرد.
رسانههای آمریکایی نیز تحلیلهای متنوعی از این پیامها ارائه دادهاند. فاکسنیوز در ۴ آوریل در گزارشی به نقل از یک کارشناس نوشت که تهران با تهدید به تسریع برنامه هستهای و همزمان پیشنهاد مذاکره غیرمستقیم، در حال «دوپهلوگویی» است تا هم زمان بخرد و هم فشار آمریکا را خنثی کند. این دیدگاه با گزارشی از آکسیوس در ۲ آوریل همراستاست که میگوید ایران با افزایش غنیسازی اورانیوم به آستانه تسلیحاتی، اهرم فشار خود را تقویت کرده، اما همچنان از خط قرمز ساخت بمب عبور نکرده است.
نیویورکتایمز در ۲ آوریل به نقل از دیوید سنگر، تحلیلگر امنیت ملی، نوشت که نامه ترامپ نشانهای از آسیبپذیری ایران پس از ضعف اقتصادی و دیپلماتیک اخیرش است، اما پاسخ تهران نشان میدهد که این کشور حاضر به مذاکره تحت فشار نیست. الجزیره نیز در ۳ آوریل گزارش داد که برخی مقامات آمریکایی معتقدند تهدیدات ایران برای دستیابی به سلاح هستهای در صورت حمله، بلوفی برای بازدارندگی است، اما این بلوف میتواند مذاکرات را پیچیدهتر کند. این رسانه به اظهارات کمال خرازی، مشاور رهبر ایران، اشاره کرد که گفته بود تهران در صورت تهدید، گزینههای خود را بازنگری میکند.
برداشتهای آمریکایی از پیامهای تهران به وضوح بر روند مذاکرات سایه انداخته است. آکسیوس در ۲ آوریل گزارش داد که دولت ترامپ در حال بررسی گامهای بعدی برای اعتمادسازی با ایران است، اما استقرار نظامی اخیر، از جمله ارسال بمبافکنهای بی۲ به دیگو گارسیا، نشاندهنده آمادگی برای سناریوی شکست دیپلماسی است. یک مقام آمریکایی به این رسانه گفت که این اقدامات برای «بازدارندگی» در مذاکرات ضروری است، اما میتواند اعتماد ایران را تضعیف کند. رویترز در ۲۷ مارس به نقل از عراقچی گزارش داد که ایران مذاکرات تحت تهدید را نمیپذیرد، که این موضع با تحلیل فاکسنیوز همخوانی دارد که میگوید دوپهلوگویی ایران تلاشی برای وادار کردن آمریکا به عقبنشینی از فشار حداکثری است.
والاستریتژورنال هنوز گزارش مستقیمی درباره این تحولات منتشر نکرده، اما پیشتر در فوریه ۲۰۲۵ به نقل از مقامات آمریکایی نوشته بود که هرگونه مذاکره موفق باید برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای ایران را هم شامل شود، شرطی که ایران آن را رد کرده است. این اختلاف دیدگاه، به گفته نیویورکتایمز در ۲۸ مارس، شکاف میان خواستههای آمریکا و موضع ایران را عمیقتر کرده و چشمانداز توافق را مبهم ساخته است.
مقامات و رسانههای آمریکایی پیامهای تهران را ترکیبی از تاکتیک بازدارندگی و تلاش برای کسب امتیاز در مذاکرات میبینند. چهرههایی مانند ویتکاف این را فرصتی برای دیپلماسی میدانند، در حالی که والتز و هگست آن را نشانهای از لزوم فشار بیشتر تلقی میکنند. رسانههایی مثل فاکسنیوز و آکسیوس بر استراتژی دوگانه ایران تاکید دارند، اما نیویورکتایمز و الجزیره معتقدند که ضعف نسبی ایران میتواند زمینهساز انعطاف باشد، اگر آمریکا لحن تهدید را کاهش دهد.
تاثیر این برداشتها بر مذاکرات دوگانه است: از یک سو، باز بودن مسیر غیرمستقیم امید به گفتوگو را زنده نگه داشته، اما از سوی دیگر، تهدیدات نظامی و عدم اعتماد متقابل، احتمال شکست را بالا برده است. تحلیلگران آمریکایی هشدار دادهاند که اگر هر ۲ طرف از مواضع حداکثری خود کوتاه نیایند، این تنش لفظی ممکن است به درگیری ناخواسته منجر شود. در نهایت، دیدگاه غالب در آمریکا این است که ایران با این پیامها به دنبال حفظ ابتکار عمل است، اما موفقیت مذاکرات به توانایی واشنگتن در ایجاد تعادل بین فشار و دیپلماسی بستگی دارد.