به گزارش اقتصادنیوز، امواج میدیا با انتشار یادداشتی مدعی شد: کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که به واسطه استراتژی سرمایهگذاری پویای خود به بازیگرانی جهانی تبدیل شدهاند، روابط نزدیکی نیز با منطقه قفقاز جنوبی برقرار کردهاند. بهویژه، روابط این کشورها با جمهوری آذربایجان و گرجستان—دو کشوری که نقش آنها در ارتباطات اوراسیایی در حال تحول پررنگتر شده—تقویت یافته است.
به ادعای این وبگاه، برای جمهوری آذربایجان، شراکت در حوزه انرژی اصلی برای گسترش روابط با کشورهای شورای همکاری است، در همین زمینه سرمایهگذاریهای کلان کشورهای عربی خلیج فارس شاهدی بر این موضوع است. بهعنوان مثال، شرکت ADNOC امارات ۳۰ درصد از سهام میدان گازی آبشرون را خریداری کرده است. در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر نیز همکاریها در حال گسترشاند؛ شرکت ACWA Power عربستان یک نیروگاه بادی ۳۰۰ میلیون دلاری در آذربایجان احداث میکند و پروژههایی با پشتیبانی ابوظبی مانند نیروگاه خورشیدی قرهداغ، به باکو در حرکت بهسوی انرژیهای پاک کمک میکنند. همچنین، سرمایهگذاری مشترک یک میلیارد دلاری میان شرکت ADQ ابوظبی و صندوق سرمایهگذاری آذربایجان در حوزههایی مانند کشاورزی و انرژی، نشانگر رشد فزاینده نفوذ شورای همکاری در این منطقه است. در این میان گرجستان نیز روابط خود را با کشورهای شورای همکاری گسترش داده است. در ژانویه، ایراکلی کوباخیدزه، نخست وزیر به امارات سفر رسمی داشت و با شیخ محمد بن زاید آل نهیان و سایر مقامات عالیرتبه دیدار کرد. محور اصلی مذاکرات تقویت همکاریهای اقتصادی، جذب سرمایهگذاری اماراتی و گسترش تجارت بود. یکی از پروژههای مورد توجه، بندر خشک تفلیس است که توسط گروه بنادر ابوظبی مدیریت میشود. این نخستین سرمایهگذاری زیرساختی امارات در گرجستان نیست؛ در سال ۲۰۰۸، مرجع سرمایهگذاری رأسالخیمه بندر پوتی در ساحل دریای سیاه را خریداری کرد.
فراتر از زیرساختهای حملونقل، شرکتهای اماراتی در بخشهای انرژی و املاک گرجستان نیز فعال شدهاند. شرکت مصدر، فعال در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، بزرگترین نیروگاه خورشیدی گرجستان را در منطقه گاردابانی میسازد. همچنین، در جریان سفر نخستوزیر گرجستان اعلام شد که شرکت EMAAR، یکی از توسعهدهندگان بزرگ املاک در امارات، قصد دارد ۶ میلیارد دلار در گرجستان سرمایهگذاری کند—که ممکن است به بزرگترین سرمایهگذاری خارجی تاریخ این کشور بدل شود. تجارت دوجانبه نیز رشد قابلتوجهی داشته است. امارات بزرگترین شریک تجاری عرب گرجستان محسوب میشود و ۶۳٪ از تجارت گرجستان با کشورهای عربی را به خود اختصاص داده است. توافقنامه مشارکت اقتصادی جامع (CEPA) که در اکتبر ۲۰۲۳ امضا شد، تعرفههای ۹۷.۵٪ از صادرات گرجستان به امارات را حذف کرده است. این توافق پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۱ چهار میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی امارات اضافه کند.
از منظر آذربایجان و گرجستان، تقویت روابط با شورای همکاری خلیج فارس بخشی از استراتژی تنوعبخشی به سیاست خارجیشان است. باکو و تفلیس که با چالشهایی از سوی همسایگان بزرگتر خود روبهرو هستند، بهدنبال یافتن شرکای جدیدیاند که به ادعای ناظران بتوانند در برابر نفوذ روسیه و ایران نوعی توازن ایجاد کنند. یکی از راههای این کار، ایجاد روابط نزدیکتر با قدرتهایی است که توان تأثیرگذاری جهانی دارند. چین یکی از این بازیگران در قفقاز جنوبی بوده، و شورای همکاری خلیج فارس بازیگر دیگر است.کشورهای شورای همکاری عموماً روابط مثبتی با مسکو و حتی تهران دارند—بهویژه پس از توافق آشتی ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳. از این رو، آذربایجان و گرجستان امیدوارند که روابط با شورای همکاری نوعی توازن ژئوپولیتیکی در برابر سایر کشورهای منطقه ایجاد کند. برای کشورهای عضو شورای همکاری—بهویژه عربستان سعودی و امارات—تعامل اقتصادی و سیاسی با آذربایجان و گرجستان بخشی از استراتژی گستردهتر این گروه از بازیگران در تنوعبخشی به سرمایهگذاریها و تثبیت نقش در آینده اتصال اروپا، آسیا و خاورمیانه است. بهعنوان مثال، با تغییر مسیرهای تجارت جهانی بهدلیل جنگ روسیه و اوکراین، اهمیت مسیرهای جایگزین ترانزیتی افزایش یافته است.
مسیر شمالی که زمانی از روسیه میگذشت، اکنون کمتر قابلاتکا است، و چین و اتحادیه اروپا توجه بیشتری به قفقاز جنوبی نشان دادهاند. علاوه بر این، آذربایجان در حال تبدیل شدن به یک گره کلیدی در مسیر ترانزیتی شمال-جنوب (INSTC) است که میتواند دسترسی شورای همکاری به بازارهای روسیه و آسیای مرکزی را تسهیل کند. روابط فزاینده شورای همکاری با قفقاز جنوبی و بهویژه با آذربایجان را باید در چارچوب روابط نزدیک کشورهای عربی با ترکیه نیز تحلیل کرد. اتحاد آنکارا با باکو و روابط روبهرشد آن با تفلیس، ردپای کشورهای خلیج را در منطقه تقویت کرده است. همچنین، روابط شورای همکاری و ترکیه—چه در زمینه سوریه و چه در سایر بخشهای آسیای غربی—در حال گسترش است. در کنار سرمایهگذاریها، نفوذ فزاینده شورای همکاری در قفقاز جنوبی در حوزه «ارتباطات ترانزیتی» نیز بسیار مهم است و باید از منظری وسیعتر به آن نگریست.
شورای همکاری خلیج فارس در سالهای اخیر تمایل فزایندهای به توسعه روابط با آسیای مرکزی نشان داده است. در سال ۲۰۲۳، این شورا نخستین نشست خود را با کشورهای آسیای مرکزی برگزار کرد و قرار است اجلاس بعدی در ازبکستان برگزار شود. یکی از مسائل اصلی، کمبود مسیرهای ارتباطی مناسب است. مسیر عبوری از ایران بهدلیل نگرانی از تحریمهای ثانویه آمریکا برای کشورهای شورای همکاری ریسکپذیر است، و افغانستان نیز بهدلیل بیثباتی سیاسی و ضعف زیرساختها گزینه مناسبی نیست. در چنین شرایطی، کریدور میانی» (Middle Corridor) بهعنوان یکی از گزینههای قابل اتکا مطرح است. این مسیر از ترکیه به گرجستان و آذربایجان و سپس به آسیای مرکزی میرسد، و ممکن است مثلث ترکیه–آذربایجان–شورای همکاری را به یک پدیده ژئوپولیتیکی مهم بدل کند. این مسیر قرار است با طرح جاده توسعهای (Development Road) نیز پیوند یابد که ترکیه را به عراق و سپس به کشورهای خلیج فارس متصل میکند.
روابط در حال گسترش میان کشورهای شورای همکاری و قفقاز جنوبی میتواند نشاندهنده یک تحول ژئوپولیتیکی بزرگتر در منطقه قلمداد شود. قفقاز جنوبی بهتدریج در حال بازسازی پیوندهای تاریخی خود با غرب آسیاست. در گذشته، امپراتوریهای ساسانی، صفوی و عثمانی نفوذی چشمگیر در این منطقه داشتند. موقعیت جغرافیایی قفقاز نیز این پیوندها را تسهیل میکرد، چرا که قفقاز جنوبی ادامه طبیعی غرب آسیا به سمت شمال محسوب میشد. با ظهور امپراتوری روسیه و سلطه کامل آن بر قفقاز در قرنهای ۱۹ و ۲۰، این پیوندها قطع شد. اما این روند در سالهای اخیر در حال تغییر است—تسریعشده توسط درگیری روسیه در اوکراین و نفوذ روبهرشد بازیگرانی همچون ترکیه، ایران و چین. در این چارچوب، نفوذ فزاینده شورای همکاری در منطقه نیز جای میگیرد و نشان میدهد که این تحولات، روندی موقتی نیست بلکه بخشی از یک فرآیند بلندمدت است.